اول از همه تولد دو بازیگر دوست داشتنی سینمای ایران
استاد عزت الله انتظامی و رضا کیانیان رو به همه ی شما سینما دوستان واقعی تبریک
می گم و برای این دو عزیز آرزوی سلامتی و موفقیت در همه ساعات زندگیشون دارم.مطلب
من در این باره رو آخر این آپ و بعد از اخباری از جدیدترین پروژه ی داریوش مهرجویی
بخونید.
و اما دوستان اخباری از پروژه ی آینده مهرجویی:
درست در روز هایی که قرار بود سنتوری روی پرده برود
مهرجویی پیش تولید اولیه نقاب زیبا رو آماده کرده بود و مشغول بازنویسی نهایی
فیلمنامه بود.او حتی سرخوش از موفقیت سنتوری در جشنواره از بهرام رادان و گلشیفته
فراهانی به عنوان گزینه های اصلی برای بازی در نقاب زیبا نام برده بود.مهرجویی به
فاصله پنج شش ماه از آن ماجرا به فکر فیلمنامه دیگری افتاد.تمام ماجرا
های"سفر به شهر فرشتگان"در خارج از ایران رخ می دهد.
فیلم درباره یک مرد ایرانی است که به آمریکا سفر می
کند و بالاجبار در کازینویی در لاس وگاس مشغول به کار می شود.او که شخصی با عقاید
مذهبی است در همان کازینو همچنان پایبند به اعتقاداتش باقی می ماند....
مهرجویی چند سال قبل فیلمنامه ای با عنوان"خدا
در کازینو"نوشته بود که به احتمال فراوان نامش را به"سفر به شهر
فرشتگان" تغییر داده است.دقیقا زمان ساخت این پروژه مشخص نشده اما گفته می شود مهرجویی قصد دارد این فیلمنامه
را به عنوان کار جدید سینمایی اش جلوی دوربن ببرد.گویا تعدادی از دوستان نزدیک
مهرجویی برای مهیا کردن سرمایه مربوط به ساخت "سفر به شهر فرشتگان"پیش
قدم شده اند تا این کارگردان مشکلی از بابت تولید یک فیلم سینمایی در خارج از
ایران نداشته باشد.تا آنجایی من اطلاع دارم و شنیدم فعلا نه درخواست پروانه ساختی
به اداره نظارت ارسال شده و نه پیش تولید رسمی فیلم آغاز شده اما به گفته یکی از
نزدیکان مهرجویی،"سفر به شهر فرشتگان"اواخر تابستان کلید می خورد.و به
احتمال زیاد بازیگر نقش اول آن بهرام رادان خواهد بود.
از هفته آينده و از شبکه 4 سيما پخش مي شود
سريال «مهمان مامان» هر روز صبح
سريال «مهمان مامان» ساخته داريوش مهرجويي و از توليدات سيمافيلم
از روز دوشنبه هفته آينده در شش قسمت از شبکه چهار پخش مي شود. اين سريال
که هر روز ساعت 15/11 پخش خواهد شد، پيش از اين در قالب نسخه سينمايي
نخستين بار در بيست و دومين جشنواره فيلم فجر و سال بعد در سينماهاي کشور
اکران شده بود و بعد از آن هم شبکه هاي مختلف تلويزيوني چندين بار آن را
پخش کردند. از همان ابتداي ساخت اين فيلم اعلام شده بود سريال «مهمان
مامان» بعد از اکران نسخه سينمايي از تلويزيون پخش خواهد شد، اما بعد از
آن چندين بار اين موضوع تکذيب و حتي گفته شد به جز نسخه سينمايي، نسخه
ديگري از اين فيلم ساخته نشده است. حتي مدتي نيز اعلام مي شد سريال «مهمان
مامان» مجموعه يي از نسخه سينمايي و پشت صحنه هاي اين فيلم است که بعد از
اکران آن در سينماها در قالب برنامه يي از تلويزيون پخش خواهد شد. اگرچه
ساخت اين سريال شش قسمتي بارها مورد تکذيب قرار گرفته بود اما ديروز به
شکل ناگهاني اعلام شد سريال «مهمان مامان» در شش قسمت از شبکه چهار سيما
پخش خواهد شد. نکته قابل توجه در پخش اين سريال شش قسمتي زمان روي آنتن
رفتن آن است که در نوبت صبح و به شکل هرروزه برنامه ريزي شده و به اين شکل
پيش بيني مي شود اين سريال مخاطبان کمتري داشته باشد. شبکه چهار سيما پيش
از اين و در زمان پخش سريال «شهريار»، تکرار همين مجموعه تلويزيوني را
پنجشنبه هر هفته ساعت 19 پخش مي کرد، اما پخش سريال «مهمان مامان» به اين
شيوه شکل جديدي از نحوه نمايش سريال هاي ايراني را به ذهن مي رساند. اين
شبکه براي پخش سريال هاي ايراني است. سريال مهمان مامان يکي از آخرين
مجموعه فيلم سريال هايي است که پيش از اين جزء توليدات معمول سينما و
تلويزيون محسوب مي شد. نسخه سينمايي مهمان مامان ابتدا سال 1382 پس از
توليد و تکميل امور فني، روانه پرده سينماها شد و در مدت اکران خود توانست
به فروشي بالغ بر 400 ميليون تومان دست پيدا کند. اين فيلم بر اساس
داستاني به همين نام نوشته هوشنگ مرادي کرماني به تهيه کنندگي و کارگرداني
داريوش مهرجويي در مرکز سيمافيلم توليد شده است. به دنبال پيگيري خبرنگار
اعتماد درباره دلايل پخش اين سريال در زمان فوق رحيمي مدير تامين برنامه
شبکه چهار درباره تصميم براي پخش اين سريال از روز دوشنبه هفته آينده گفت؛
«به دليل همزماني با ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) و روز مادر تصميم به پخش
اين سريال گرفتيم.» او همچنين درباره پخش اين سريال در نوبت صبح گفت؛ «به
دليل اينکه اکثر مخاطبان در اين بازه زماني خانواده ها هستند، نوبت صبح
زمان مناسب تري براي پخش اين سريال بود.»
اميدوارم سانسور نشودداريوش
مهرجويي؛ از همان ابتدا قرار بود «مهمان مامان» را به دو شکل سريال (در شش
قسمت) و نسخه سينمايي بسازيم. نسخه سينمايي آن همان چيزي بود که در قالب
فيلم «مهمان مامان» در سينماها اکران شد و چند بار هم تلويزيون آن را پخش
کرد. از چگونگي پخش سريال و تغييرات احتمالي آن اطلاع چنداني ندارم. زماني
که من آن را به شکل سريال آماده مي کردم در قالب شش قسمت حدوداً
40 دقيقه يي آماده نمايش شده بود اما اميدوارم براي پخش از تلويزيون
تغييرات چنداني در آن صورت نگرفته باشد. در اين فيلم عناصر شيرين و
خوشمزگي هاي تصويري زيادي وجود دارد که با حذف آنها مسلماً از تاثير آن که
حالا قرار است نسخه سريالي اش پخش شود، خواهد کاست. نکته ديگر اينکه گويا
قرار است اين سريال صبح ها پخش شود که آن هم با توجه به چندين بار پخش
نسخه سينمايي آن از تلويزيون به نظر مي رسد از تصميمات مديران شبکه باشد.
به هر حال رمق اين فيلم بعد از نمايش هاي متعدد گرفته شده است. اما در
نهايت اين سريال در اختيار سيمافيلم است و من هيچ خواسته يي درباره پخش و
چگونگي آن نمي توانم داشته باشم. اما فقط اميدوارم با سانسور بعضي بخش ها
به جذابيت ها و شوخي هاي سريال لطمه يي نخورد. اینم یه عکس قدیمی از استاد البته بالایی هم هست
در کجای این زندگی عشق را گم کرده ایم؟
خسته ام
خیلی تنهام،دوباره تابستون دوباره روزای گرم که اصلا حوصلشونو نداری.همش دنبال
اینی که بری یه جایی و از این گرما خلاص بشی بهترین جاهم که معلومه سینماست مهم
اینه که خنکه و خستگی از تنت بیرون می ره با فیلمش چیکار داری حالا می خواد سنتوری
باشه یا محاکمه می خواد فیلم داریوش مهرجویی باشه یا ایرج قادری .ولی شاید بتونی
یه جوری
تحمل
کنی.شاید به این فکر کنی که چه جوری می تونی تابستونتو به آخر برسونی و در انتظار
عید فطر باشی که یک مانی حقیقی و فیلمش دوباره سرحالت کنه.به مینا و مرتضی و آذر و
علی فکر کن.نه یه لحظه فکر کن.مرتضی استاد دانشگاه و معمار امروز،مینا دانشجوی
بلند پرواز دیروز و زن سرخورده امروز،آذر مبارزه گر و آرمانگرای دیروز و به بن بست
رسیده امروز و علی که به اعتقاد سه ضلع دیگر این مربع،در این سالها تغییری نکرده
است.به قول آقا مهدی(مدیر وب ترانه علیدوستی)انتظار شیرینی است.فقط به شرطی که این
انتظار آنقدر طولانی نشود که به جای این که روی صندلی سینما نشسته باشیم و فیلم را
نگاه کنیم روی زمین باشیم و به تلویزیون نگاه کنیم و حسرت بخوریم که چرا؟.البته
فکر نمی کنم کنعان ایرادی داشنه باشد ولی خوب مگر سنتوری ایرادی داشت؟نمی خوام از
سنتوری صحبت کنم چون خسته شدین انقدر شنیدین ولی هربار که سنتوری رو نگاه می کنین
به یاد بغض مهرجویی که روی صندلی های جشن اختتامیه نشسته بود بیفتین واین جمله
بهرام رادان عزیز رو همیشه یادتون باشه که مهرجویی بزرگ نیازمند جایزه نیست و
جایزه نیازمند داریوش مهرجویی است.بازم بحث رسید به سنتوری.
تابستون
خوبی داریم. همیشه پای یک زن در میان است و دیواروصدسال به این سالها و......
تابستون
خوبی داریم اگر که خرابش نکنن.نمی خوام الکی به قول بعضی ها انرژِی منفی بدم اما
راستش به خیلی از فیلم ها امیدی ندارم نه فقط من که حتی خیلی هاهم اینطوری فکر می
کنند.لازمه که اسم ببرم؟ صدسال به این سالها، سه زن ،خاک آشنا و خیلی فیلم های
دیگر.
اونروز
سینما رفته بودم فیلم زنها فرشته اند!!راستش از من بعید بود آخه من پارسال شاید
5یا6 بار بیشتر سینما نرفته بودم اونم فیلم هایی که تعریفشونو شنیده بودم. نه که
مثلا اهل سینما نبودما نه اتفاقا من خیلی سینما می رفتم.ولی خوب...قبل از شروع
فیلم آنونس همیشه پای یک زن در میان است رو پخش کرد.قشنگ بود خیلی.
این روزا
همش دارم به پروژه جدیدترین فیلم مهرجویی فکر می کنم.شاید باورتون نشه ولی راست
دارم میگم.می ترسم نمی دونم چرا، احساس می کنم نمیشه. احساس می کنم همه یه فرصتی
رو از مهرجویی گرفتند و ایشون هر فیلمی که بسازه مورد پسند آقایون محترم قرار نمی
گیره حتی اگه یه فیلم ،نه، یه شاهکار مثل گاو بسازه.یه لحظه فکر کنین به این
فیلمشون پروانه نمایش ندن اصلا چرا پروانه نمایش،پروانه ساخت ندن.مهرجویی چیکار می
کنه به نظرتون؟
داریوش
مهرجویی برای من محترمه نه فقط برای من که برای خیلی های دیگر نیز همین
طور.دوستشان داشتم،دارم و مطمئن باشید خواهم داشت.بالاخره یه روز قدرشو می دونن
همین آقایون.داریوش مهرجویی عزیز،داریوش مهرجویی دوست داشتنی بهترین کارگردان این
کشور در تاریخ سینمای ایران از نظر دوستدارانش است.شاهکاراشو یادتون باشه
هامون،گاو،درخت گلابی،لیلا،سارا،پری،اجاره نشینها،مهمان مامان و این اواخر سنتوری
که با هر معیاری یکی از سه فیلم برتر کارنامه ی اوست.بگم اگه می خواین تابستون
کسلی نداشته باشین چیکار کنین؟همین الان برین سیدی های هامون و لیلا و درخت گلابی
و سنتوری رو بیارید و نگاه کنید.شک نکنید پشیمون نمی شید.
یادباد آن
عشق قدیمی،سینما....که تورا نگه داشت مینا....وماراهم....(جمله مجله نسیم در ویژه
نامه نوروز)
تمام می
شوم شبی،فقط به من اشاره کن.
استاد انتظامی هفت پروژه موفق در کنار داریوش
مهرجویی کار کرده است. گاو،مدرسه ای که می رفتیم،شیرک،اجاره نشینها،بانو،آقای هالو
و هامون .
مسعود کیمیایی در وصف او می گوید:مثل تکه ای از تخت
جمشید
پرویز پرستویی:عزت سینمای ایران
و محمدرضاگلزار در برنامه شب شیشه ای گفته است:آقای
انتظامی که...عاشقانه دوسشون دارم الگوی بسیار خوبی هستند برای بازیگران.
و درباره رضاکیانیان هم به سیدی شب شیشه ایم
سرزدم.که البته خوشبختانه از هیچ کس رضا کیانیان رو نپرسید و برای نظر بهرام رادان
چون ازش اسم نپرسید مجبور شدم از وسط مصاحبه اش بنویسم.
ابراهیم حاتمی کیا:رضا رو من خیلی دوسش دارم.رفیقمه
اصلا بازیگریشو بذاریم کنار رفیقمه
بهرام رادان:آقای کیانیان خیلی برای من موجود دوست
داشتنیه.
حامد کمیلی:استاد بازیگری،رضا کیانیان از معدود
بازیگراییه که شدیدا به جزئیات فکر می کنه و شدیدا تو بازیهاش من یاد می گیرم و
شدیدا آدمیه که ریزبینه واین ریزبینی ها باعث قدرت فوق العادش شده.(چه فدر میگه
شدیدا)
پیشنهاد
خواندنی:کتاب مردی که گورش گم شد نوشته حافظ خیاوی
پیشنهاد
سریال:مرگ تدریجی یک رویا. اگه دلیل می خواید وبه فریدون جیرانی علاقه ای
ندارید،چه دلیلی بهتر از آراس مشرقی سریال؟؟؟؟؟تازه تیتراژه سریال رو هم رضا
یزدانی می خواند. و به نظر من هم خیلی متفاوته و هم قشنگ.به باد فیلم های کیمیایی
عزیز.البته یه پیشنهاد دیگه:سه در چهار خیلی بامزه است.تازه از مهرجویی هم اسم می
برن!والبته سریال مهمان مامان از دوشنبه.
و برای
اولین بار و شاید آخرین بار دیالوگی از فیلم های مهرجویی. دیالوگی که عاشقشم:
شاید اگه
یه روزی این داستانو برای باران دختر رضا تعریف کنن خندش بگیره که اگه اصرار
مادرجون نبود اون هیچ وقت پا به این دنیا نمی ذاشت.(لیلا_داریوش مهرجویی)
1ليلا يك دايي دارد و مادر دارد و درچنين خانه اي زندگي مي كند و شله زرد پختن
هم يكي از رسم هاي آنهاست.يادم مي آيد براي شروع فيلم با خانم انصاريان موضوع هاي
مختلفي را بررسي كرديم. چون موضوع مهم سرآغاز آشنايي اينهاست و نه مساله
مراسم.براي اينكه ما مي خواستيم موقعيتي خلق كنيم كه اين دو نفر براي اولين بار با
هم آشنا شوند.آنجاست كه تلنگر زده مي شود و اين دو با هم جفت مي شوند.روي اين اصل
در اين فكر بوديم كه اين آشنايي را در چه صحنه اي بياوريم و كجا بياوريم. چون اين
يك صحنه كليدي است.اول فكر كرديم آنها يكديگر را در تياتر ببينند يا در
كنسرت.فكرهاي ديگري هم كرديم تا بالاخره اين مراسم شله زرد پزي به خاطرمان آمد كه
مي تواند مراسم زيبايي باشد.دادن كاسه به دست رضا قشنگ بود.اين,از آغاز فيلم.آخر
فيلم هم بعدا به اين صورت شكل گرفت كه آنها دوباره در چنين مراسمي به يكديگر وصل
مي شوند
2ليلا اصلا يك داستان عاشقانه
است.اگر در اين رابطه عشق نبود كه هيچ مشكلي نداشتند. اگر عشق نبود كه ليلا يا
قبول نمي كرد يا مي گذاشت مي رفت يا اينكه اصلا برايش مهم نبود.ولي چون عشق وجود
دارد,درام و رنج به اين صورت شكل مي گيرد وگذشت ليلا هم به همين خاطر است.شنيده ام
خيلي از زن ها از ديدن ليلا عصباني شده اند و منتظرند فيلم اكران شود تا حساب مرا
برسند!بعضي ها هم فكر مي كنند ليلا يك فيلم ضد زن است و فكر مي كنند زن ايراني
دراين فيلم تحقير شده.بعضي ها هم هستند كه از فيلم دفاع مي كنند.
3می دانم وقتی به پرورشگاه می روند لیلا به شوهرش می گوید تو که می توانی بچه
دار شوی چرا می خواهی یک بچه سرراهی برداری؟شاید لیلا فکر می کند این ظلم است یا
شاید هم آن احساس و شفقتی که در آن موقع در او هست باعث بیان این حرف می شود.آخر
سر هم می بینیم کار به چه سمتی می رود.یعنی رضا بچه دار می شود و لیلا او را بزرگ
می کند و به خواسته ای که داشته می رسد.چون قبلا گفته بود اگر رضا بچه دار
شود,خودش بچه او را بزرگ خواهد کرد.من فکر می کنم آنها در ادامه زندگی به سعادت می
رسند و با هم بیشتر جفت می شوند.
4 یک جایی هست که رضا به لیلا
می گوید:من فکر می کنم تو دیگر اصلا مرا دوست نداری.تو چه طور حاضر می شوی یک زن
دیگه بگیرم؟این شک برای رضا هم هست که وقتی زنش به او می گوید برو زن بگیر به عشق
او شک می کند که آیا این یک نقشه نیست؟پس تمام این پرسش ها و درگیری ها در رضا هم
هست و آنجا به نظر من خیلی صادقانه به لیلامی گوید:"حس می کنم از من دور شدی و مرا دوست نداری.چرا این قدر اصرار
می کنی زن بگیرم.من زن می خواهم چکار؟خود تو را هم زورکی گرفتم!
5 وقتی اینها می روند پرورشگاه،لیلا می رود جلو و با بچه ها بازی می کند ولی
رضا جلو نمی رود.رضا همان جا ایستاده و دارد نگاه می کند.این به همان شخصیتش برمی
گردد که اصلا دلش بچه نمی خواهد.آن متنی هم که می خواند نشان دهنده گرایش های
مدرنش است.اصلا خود من هم این جوری بودم!یعنی نه می خواستم زن بگیرم و نه می
خواستم بچه دار شم.برای اینکه فکر می کردم این چیزها درون شان یک انسان آزاد و
خودمختار است.این شاید نشانگر آن جنبه از شخصیت رضاستو این متنی هم که از سیمون دوبووار می خواند
شاید درددل خودش است.اصلا شاید بچه نمی خواسته.
داریوش مهرجویی
منبع:مجله نسیم
حرفهای داریوش مهرجویی درباره امام خمینی(ره) امام دلیل وجودی سینما را مشخصکرد
سینمای ما - این دو گفت و گوی کوتاه با داریوش مهرجویی توسط محمد تاجیک و در سالهای 1379 و 1380 انجام شده است و هنوز خواندنی است:
نه تنها نظر من، بلكه نظر تمامي مورخين اين است كه حضرت امام
خميني(ره)، خطي مشي سينماي ايران را مشخص كرد كه چهگونه باشد، ايشان دليل
وجودي سينما را مشخص كرد كه عامل تعيينكننده مهمي بود. در آن زمان، همه
مانده بودند كه چه كار كنند. داريوش مهرجويي، كارگردان فيلم گاو در گفت و
گو با ايسنا با عنوان كردن مطالب فوق افزود: ما در نوفللوشاتو با حضرت
امام(ره) آشنا بوديم و در آن جا با ايشان و تمام خانوادهاش مصاحبه كرده
بوديم و ايشان با نام من آشنا بود. كارگردان ميكس در پاسخ به سؤال خبرنگار
ايسنا كه چرا فيلمهاي شما هميشه سانسور ميشدند گفت: وقتي يك فيلم، از
سطح آگاهي موجود يك مقدار فراتر رود ، سانسورچي ترجيح ميدهد آن را توقيف
كند. كارگردان هامون و اجارهنشينها در پاسخ به سؤالي كه چرا در هامون و
اجارهنشينها پايان فيلم به گونهاي بود كه نگاه به گيشه داشت گفت:
سانسور در آن موقع باعث شد كه پايان فيلمها اين گونه بشود و چنين چيزي در
پايان فيلم، واقعا اضافه بود. كارگرداني “پري“ همچنين گفت: اگر ميبينيد
كه يك عدهاي زياد ميروند طرف فيلم عامهپسند يا طرف فيلم خاص، به خاطر
اين است كه اين كوران و اين وضعيت موجود راه را براي اين گونه كارها باز
ميكند. مهرجويي اضافه كرد: از نظر محتوا و از نظر غناي فكري، ما آثار
انگشتشماري در بعد از انقلاب در زمينهي تئاتر، رمان و شعر و حتي سينما
داريم كه از نظر محتوا نميتواند به برابري با گذشته و قبل از انقلاب
برسد. اين كه ما از نظر آثار بامحتوا عقب هستيم به روح كلي مملكت و جو
غالب و ناآگاه جمعي برميگردد. داريوش مهرجويي در پاسخ به سؤالي كه شما
همان قدر كه به عرفان و طريقت اعتقاد داريد به شريعت هم اعتقاد داريد گفت:
تمام اساس و بنيان فرهنگ ما بر محور يك دوگانگي است كه از دوران ماني و
زرتشت به ما رسيده است و اين دوگانگي در اسلام به صورت مذهب شيعه در ما
ظهور ميكند كه خود اين يك شكاف اصلي با سنت ميشود. دوم، جداي از اين
دوگانگي كه ما ميبينيم در مكاتب عرفاني و مذهبيمان بروز ميكند، مسألهي
ظاهر و باطن هم مطرح ميشود؛ ما يك ظاهر قرآن را داريم و يك باطن قرآن، و
اين جزئي از فرهنگ ماست، ما نميتوانيم اين دو را از هم بشكافيم و بگوييم
اين خوب است و آن بد، يكي از همين دوگانگيها همين مسألهي شريعت و طريقت
است؛ به نظر من اين دو تا به هم جفت شدهاند. كارگردان “سارا“ اضافه كرد:
همه هنرها، نوعي اتوبيوگرافي است. خود انسان، در آن است و نوعي حديث نفس
به شمار ميآيد كه در بعضيها بيشتر و در بعضيها كمتر است. مهرجويي گفت:
بهترين روشنفكران ما كساني هستند كه تأويل مجدد از انديشهي اسلامي
ميكنند. كسي مانند عبدالكريم سروش يك فيلسوف درجهي يك ايراني است كه اگر
قرار بود زمان ما عطار و ملاصدرا را داشته باشيم عبدالكريم سروش ملاصدراي
امروزي است.
من در سال ۸۰ گفت وگوی دیگری با مهرجویی درباره فیلم گاو انجام دادم که به شرح زیر است:
داريوش
مهرجويي گفت: هنگامي كه فيلم «گاو» به جشنوارههاي خارجي رفت، «
دستراستيها» ميگفتند شما آبروي ايران را با ساخت اين فيلم بردهايد و
حكومت درخشان پهلوي را در حالي كه در آستانه ورود به دروازه تمدن جهاني
است، فقير و بدبخت نشان دادهايد. كارگردان فيلم گاو افزود: از آن طرف،
چپيها به ماحمله ميكردند و ميگفتند شما كه اين فيلم را ساختيد، چرا
نيامديد مثل ماركسيستها طبقه استعمار گرو بورژوا را بكوبيد؟ چرا از طبقه
كارگر دفاع نكرديد؟ داريوش مهرجويي در پاسخ به اين سوال كه عدهاي معتقدند
موفقيت سينماي ايران در جشنوارهها نه به دليل مسائل تكنيكي، بلكه صرفا به
دليل مسائل سياسي است، گفت: اين موضوع اصلا صحيح نيست و به دست كم گرفتن
عقل و شعور گردانندگان جشنوارههاي خارجي باز ميگردد. در حالي كه اغلب
دست اندركاران اين جشنوارهها، روشنفكران برجستهاي هستند كه آثار ممتاز
سينمايي را انتخاب ميكنند. وي ادامه داد: دليل آنها براي انتخاب يك فيلم،
نمايش فقر و فلاكت نيست. چرا كه درصورت انتخاب فيلمي ضعيف حيثيت جشنواره
خود را بردهاند. كارگردان «دايره مينا» گفت: اين پندار غلط را بايد از
ذهن دور كرد كه همه مسئولان جشنوارهها مخالف ما هستند و ميخواهند حيثيت
ايران را از بين ببرند. شان هنر بالاتر ازاين حرفهاست. اما متاسفانه طرح
مباحث اين چنيني بغضآلود و متعصبانه است و با ديدي جزمي به آن نگاه
ميشود. مهرجويي اضافه كرد: علت استقبال خارجيها از سينماي ايران صداقت و
اصالت فيلمهاي ايراني است. چون آنها هر شب با پخش فيلمهاي قلابي و سوزناكي
به نام soap opera يا « كف صابون» از تلويزيون روبرو ميشوند، دنبال
فيلمهايي ميروند كه درآن اصالت و صداقت باشد و براي گيشه وتماشاچي ساخته
نشده باشد، بلكه واقعيتي را افشا كند. مهرجويي در پاسخ به سوالي درباره
دليل توجه « امام خميني» به فيلم« گاو» گفت: درشرايط اوايل انقلاب سينما
موضوع ملعوني بود و مردم تمام سينماها را آتش ميزدند. چون ميگفتند سينما
محل ترويج فساد است. به همين دليل توليد فيلم به صفر رسيد و سينماها تعطيل
شد. وي ادامه داد: دراين وضعيت تلويزيون به طوراتفاقي « گاو» را نشان داد
و مرحوم امام(ره) اين فيلم را مشاهده كردند و در نطقي گفتند: “ما
نميگوييم سينما اساسا بد است. نظير فيلم « گاو» ميتواند فيلم فرهنگي و
آموزندهاي باشد و فكر و روح بيننده را تعالي دهد.” اين حرف امام براي
سينماي ايران بسيار تعيين كننده بود.
این دو گفت و گو برای خبرگزاری ایسنا انجام شده است.
پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387>
|
چهاردهه حضور درخشان در سطح اول سینمای ایران داریوش مهرجویی را به یکی از فیلمسازان شاخص این سینما بدل کرده است.سینمای جدی ایران با مهرجویی و گاوش آغاز می شود.فیلمسازی که در طول دوره های مختلف تاریخی،موفق شده آثار درجه یکی بسازد که اغلب آنها یک اتفاق مهم در سینمای ایران محسوب شده اند.با مهرجویی سینمای جدی ایران آغاز شد.با او چهره ی سینمای ایران به جهانیان معرفی شد و با او بود که مفاهیم روشنفکرانه از سوی طیف گسترده مخاطب مورد پذیرش قرار گرفت.
*** این وبلاگ تنها ، وبلاگی است برای خبررسانی از داریوش مهرجویی و شخص آقای مهرجویی هیچ گونه دخالت و نظارتی ندارد.