تازه ترین
شماره ماهنامه فیلم 20شهریور منتشر شد.با پرونده ای درباره :سینمای ملی
انتخاب
چهل منتقد:بهترین فیلم های سی سال اخیر از منظر سینمای ملی
داریوش
مهرجویی و علی حاتمی
برگزیدگان سینمای ملی
جمع بندی
رای ها
اجاره نشینها19امتیاز
باشو غریبه
کوچک19امتیاز
مادر19امتیاز
ناخدا
خورشید14امتیاز
هامون 14امتیاز
ناصرالدین
شاه آکتور سینما13امتیاز
بچه های
آسمان11امتیاز
قصه های
مجید11امتیاز
حاجی
واشنگتن10امتیاز
درخت
گلابی 9امتیاز
سفربه
چزابه9امتیاز
نیاز9امتیاز
بودن یا
نبودن8امتیاز
دندان
مار8امتیاز
مرگ
یزدگرد8امتیاز
مهمان
مامان 8امتیاز
شوکران7امتیاز
مهاجر7امتیاز
خانه دوست
کجاست؟6امتیاز
مادیان6امتیاز
در آینده
بیش تر به مطالب این شماره می پردازیم.
انتخاب
بهزاد عشقی را ببینید و دلیلش را بخوانید:
سینمای
ملی به معنای نمایش زندگی ناب و اصیل و ایرانی،آن چنان که در فیلم های علی حاتمی
رایج بود،سینمای ملی نیست.فیلم های حاتمی بیشتر سینمایی موزه ای است که به کار مورخان
و پژوهش گران می آید.زندگی سنتی ایرانی بیش از صدسال است که در مواجهه با تمدن غرب
و فرهنگ مدرنیته دچار تحول شده است.به این اعتبار،سینمای ملی به فیلم هایی اطلاق
می شود که زندگی واقعی مردم این سرزمین را در گذار بین سنت و مدرنیته،به شکل واقع
گرایانه ای تصویر می کند و به باور من این تقابل بهترین و ایرانی ترین وجهش را در
فیلم های داریوش مهرجویی بازیافته است.
با عرض
معذرت از تاخیر به وجود اومده.حقیقتش یک مشکلی برای وبلاگ پیش اومده که دعا کنید
هرچه زودتر درست بشه وگرنه.....
دو روز
پیش اسامی نامزدهای جشن سینمای ایران اعلام شد و باز هم مثل همیشه همه تعجب کردند
از بعضی انتخابات.
در بین
بازیگران زن نبودن باران کوثری و گلشیفته فراهانی خیلی عجیب است.البته در مورد
نبودن اسم گلشیفته می شود حدس هایی زد.البته خود گلشیفته دیگر عادت کرده است.شاید
او هم مثل حامد بهداد فکر می کند.بهداد می گوید:کاش جایزه نگیرم.چون فکر اینکه حقت
رو خوردند خیلی لذت بخشه.
در بین
بازیگران مرد هم جای رضا کیانیان برای صدسال به این سال ها خالی است.و نامزد شدن
علی شادمان بازیگر نوجوان میم مثل مادر برای نقش اول تعجب برانگیز است.به هرحال
گفتم که عادت کردیم.
افراد یا
فیلم هایی که من حدس می زنم آن ها جایزه بگیرند:
بهترین فیلم"دعوت"
بهترین کارگردانی"بهمن
فرمان آرا"(خاک آشنا)
بهترین فیلمنامه"اصغرفرهادی"(دایره
زنگی)
بهترین
فیلمبرداری"محمود کلاری"(صدسال به این سالها و خاک آشنا)
بهترین تدوین"محمدرضا
مویینی"(کتاب قانون)
بهترین بازیگرنقش
اول مرد"خسرو شکیبایی"(ستاره بود)احتمال پرویز پرستویی هم خیلی زیاد
است.
بهترین بازیگر
نقش اول زن"فاطمه معتمدآریا"(صدسال به این سالها)
بهترین صدا
برداری(نمی تونم حدس بزنم.ببخشید!)
بهترین صداگذاری
و میکس"علیرضا علویان و محمود موسوی نژاد"(صدسال به این سالها و فرزند
خاک)
بهترین
طراحی صحنه و لباس:ژیلا مهرجویی و شعله نواب تهرانی"(آتش سبز)این یکی رو
بیشتر از اینکه حدس بزنم دوست دارم ببره!به هرحال خواهر آقای مهرجویی هستند دیگه
بهترین موسیقی
متن"کارن همایونفر"(صدسال به این سالها و خاک آشنا)
بهترین بازیگر
نقش مکمل مرد"رضا کیانیان"(همیشه پای یک زن درمیان است)بابک
حمیدیان(ریسمان باز)
بهترین بازیگر
نقش مکمل زن"مهتاب نصیرپور(فرزندخاک)نگارجواهریان(کتاب قانون)
بهترین چهره
پردازی"مهردادمیرکیانی"(خاک آشنا ودرمیان ایرها)
بهترین جلوه
های ویژه بصری"امیر سحرخیز"(خواب لیلا)
بهترین ویژه
های جلوه میدانی"محسن روزبهانی"(خواب لیلا)
دوستان خواهشا
در نظرسنجی هم شرکت کنید.
از آقای
مهرجویی هم خبری نیست.24مهربه آمریکا میرن و24آبان برمی گردند.نمی دونم کی فیلم
میسازن!
دوستان عزیز سلام اولین پرونده از فیلم های داریوش مهرجویی"مهمان مامان" امیدوارم لذت ببرید. یک نکته در مورد گالری اینکه اگر عکس هایی از فیلم سارا و پری دارید بفرستید که با کمک شما بتونم درباره این دو فیلم هم گالری درست کنم. به زودی گالری عکس فیلم های بمانی،گاو و بانو
تهیهکننده و کارگردان: داریوش مهرجویی نویسندگان: داریوش مهرجویی، هوشنگ مرادی، وحیده محمدیفر بر اساس قصهای از هوشنگ مرادی کرمانی
بازیگران: گلاب آدینه، امین
حیایی، پارسا پیروزفر، حسن پورشیرازی، فریده سپاه منصور، رویا عالمی، امیر
حسینی، ملیکا شریفی نیا، علیرضا جعفری و با حضور ژاله علو
محصول سیمافیلم – 103 دقیقه شروع فیلمبرداری: 27 شهریور 1382 در محلهی پامنار تهران
مشابه اجاره نشینها
این فیلم یکی ازپربازیگرترین کارهای
داریوش مهرجویی استکه تقریبا تمام بازیگران آن در کلیه سکانس ها حضور داشته و تاکید خیلی خاص روی
شخصیتی خاص نمی شود وهمه به نوعی حضوری موجه و مهم در پیشبرد ماجرا
دارند و همچنین تقریبا همه بازیگران آن
ازمیان بازیگران حرفه ای انتخاب شده اند و از این لحاظ می توان آن را
مشابه"اجاره نشینها"دیگر ساخته کمدی مهرجویی دانست.
ترکیب متنوع و جذاب بازیگران
کار انتخاب بازیگران این فیلم را مطابق
معمول خیلی دیگر از کارهای مهرجویی،محمدرضا شریفی نیا مشاور و همراه چندین ساله او
انجام داده و البته همانطورکه انتظار می رفت باز هم با ترکیبی متنوع و جذاب از
بازیگران قدیمی و پیشکسوت و همچنین ستاره های روزسینما و نیز تعدادی بازیگر تازه
کار مواجهیم که با وجود نسبتا پرتعداد بودن و همچنین تفتوت های فراوان که از لحاظ
شیوه و سلیقه بازیگری دارند،در کلیت فیلم بسیار هماهنگ و منسجم ظاهر شده اند و حتی
برخی از آنها قابلیت های تازه ای را از خود به نمایش گذاشته اند.
کاندیداهای سابق
قبل از شروع فیلمبرداری این کار و به
دلیل تعدد شخصیت ها بسیاری از بازیگران حرفه ای سینما ایران کاندیدای بازی درآن
بودند که در نهایت بعد ازکش و قوس های فراوان ترکیب فعلی بازیگران به عنوان
همسایگان ساکن درآن خانه قدیمی پامنار به عنوان انتخاب نهایی برگزیده و تمرینات
دور خوانی فیلمنامه را آغاز کردند.از جمله بازیگران مطرحی که بنا به دلایل مختلف امکان
همکاری با این پروژه پیدا نکردند،می توان به محمدرضا گلزار اشاره کرد که قرار بود
نقش یوسف را بازی بازی دراین فیلم را از دست داده وپارسا پیروزفر این نقش رابازی
کرد. مورد جالب توجه دیگرمهتاب نصیرپور بود که ابتدا برای بازی در نقش"مامان"درنظر
گرفته شد ولی چون جوانتر ازآن بود که بخواهد نقش یک مامان جاافتاده را بازی کند
جای خود را به گلاب آدینه سپرد. خود محمدرضا شریفی نیا هم که تقریبا بعد از
مهرجویی همه کاره این فیلم بود تا روزهای آخر پیش از فیلمبرداری قرار بود نقش پدر
خانواده را بازی کند اما این بار گویا فشار کار وتنوع مسئولیت ایشان آنقدر زیاد
بود که تحت هیچ شرایطی،فرصتی برای نقش آفرینی بی دغدغه جلوی دوربین به دست نیاورده
و بالاخره این نقش به حسن پورشیرازی سپرده شد.
زوج هنری
امین حیایی و پارسا پیروزفردر این فیلم برای دومین بار بعد
از"عروس خوش قدم" با یکدیگر همبازی شدند و این همکاری تاکنون در"
زن زیادی"و"نقاب"هم ادامه پیدا کرده و به نوعی این دو نفر را حالا می
توان یک زوج هنری قلمداد کرد.
پیروزفر غیر منتظره
به نظر بسیاری از تماشاچیان و منتقدان بازی پارسا پیروزفر
دراین فیلم نسبت به دیگرکارهای او فوق العاده شاخص ترو دلپذیرتر بوده و در واقع
شاید بتوان گفت خیلی ها انتظار این نوع بازی گرم وروان آن هم در نقش یک جوان معتاد
را از این بازیگر نداشته و غافلگیر شده اند. نکته جالب توجه اینکه گویا هنگام
فیلمبرداری جوانی در همسایگی لوکیشن زندگی می کرده که ماجرای زندگیش کاملا شبیه
شخصیت پارسا دراین فیلم بوده و به دلیل اعتیاد خانواده اش را رها کرده و به تنهایی
زندگی می کرد و اکثر مواقع با حضور یافتن سر صحنه مات و مبهوت نظاره گر بازی او
بود.
پورشیرازی پدر
حسن پورشیرازی بازیگر نقش پدر در این فیلم هم از جمله کسانی
بود که بازی خوب و متفاوتش مورد توجه قرار گرفت و بعد از حضوردر مجموعه های
تلویزیونی نسبتا ناموفقی مانند"زیر آسمان شهر"و"بانکی ها" پورشیرازی
با حضور دراین فیلم توانست بار دیگر قابلیتهای نادیده مانده اش را آشکار نموده و
امتیازی مثبت و با ارزش به کارنامه بازیگری خود اضافه نماید و البته به قول آقای
شریفی نیا می توان تا حدودی اورا خوش شانس دانست که خود او فرصت بازی در این نقش
که بسیار هم به آن علاقه مند بوده را نداشت وپورشیرازی را برای ایفای آن انتخاب
کرده است.
فیلمبرداری به شیوه خانوادگی
فیلمبرداری تمام سکانس های این فیلم با شیوه دوربین روی دست
انجام گرفته که اتفاقا به حال و هوای صمیمی فیلم کمک شایانی کرده است. شاید به
جرات بتوان گفت بازیگران فیلم بخش مهمی از بازی خوب خودرا مدیون ارتباط درست وحرفه
ای تورج منصوری(فیلمبردار)هستندکه باوجود تمام مشکلاتی که این شیوه فیلمبرداری داشته،با
ایجاد فضای مناسب و تطبیق شرایط فیلمبرداری با نحوه بازی بازیگران ضمن آنکه مانع
دست و پاگیر بودن حضور دوربین برای راحتی آنها بوده،با تیزهوشی و راهنمایی های خود
حتی در سکانس های شلوغ و پربازیگرهم دست آنها را برای نقش آفرینی بی دغدغه وطبیعی خود
بازگذاشته است تا جایی که حتی بازیگران فیلم معتقدند فضای فیلم و نوع فیلمبرداری
آن به گونه ای بوده که آنها احساس م یکردند به یک پیک نیک خانوادگی آمده وبا
دوربین هندی کم ازآنها فیلم گرفته شده است.
تقلید از بازی مهرجویی
داریوش مهرجویی کارگردانی است که به تمرین پیش ازشروع
فیلمبرداری بسیار معتقد بوده و هرگز هیچ سکانسی را بدون تمرین قبلی و رتوش نهایی و
دلخواه خود جلوی دوربین نمی برد.در این فیلم هم به خاطر تعدد شخصیتها و در نتیجه بازیگران
و حضور جمعی بسیاری از آنها دراکثر سکانسها،این تمرینات با وسواسی خاص پیگیری شده
و البته نتیجه کار راهم درخشان نموده است. جالب اینکه مهرجویی عادت دارد هنگام
روخوانی فیلمنامه برای شروع تمرین،دیالوگ های هر نقش را با حالت خاص آن لحظه،بازی
کرده و در واقع درهرسکانس به جای تمام بازیگران بازی می کند و به قول گلاب آدینه
اگر بازیگران بتوانند همانند مهرجویی دیالوگها را گفته و حتی از او تقلید نمایند بی
تردید بازیهای فوق العاده ای از خود به نمایش خواهند گذاشت.
شیرین و دوست داشتنی
امین حیایی در این فیلم نقش یک دانشجوی پزشکی را بازی می
کند که به دنبال فرمول ساخت اکسیری برای نجات آدمها از افسردگی است!و مانند بسیاری
از بازیهای دیگری که از او دیده ایم همچنان شیرین و دوست داشتنی ظاهر شده است.اما
این بار این شیوه بازی روان و راحت او در فیلمی که به اعتبارکارگردان و نیزبسیاری
از عوامل دیگر بسیار مورد توجه قرار گرفته نمود خاصی پیدا کرده و به جرات می توان
گفت تقریبا تمام کسانی که طی سالهای متمادی به خاطر عدم شاخص بودن
فیلمهایش،توانایی های شخصی اورا هم نادیده گرفته بودند،مجاب کرد تا بالاخره دست از
سکوت و بی تفاوتی برداشته و اورا به عنوان یک بازیگر توانمند و موفق مورد تشویق
قرار دهند.
ستاره های مهرجویی
یک نکته جالب دیگر در مورد"مهمان مامان"این است
که با وجود حضور پرتعداد بازیگران حرفه ای و حتی سوپر استار در این فیلم،همه آنها
به نوعی در جریان فیلم حل شدهو هیچ نشانی
از برجسته کردن حضور هیچ کدام از آنها بیشتر از آنچه که لازم بوده در آن به چشم
نمی خورد ودر واقع انگار نه انگار که چهره های معروف و صاحب اعتباری که حضور هر
کدام از آنها در یک فیلم می تواند جالب توجه باشد در این کار کنار هم قرار گرفته
اند.این نکته زمانی بیشتر به چشم می آید که نگاهی به چندین ساخته مهرجویی در
سالیان گذشته بیندازیم.این بررسی به ما یادآوری خواهد کرد که بسیاری از بازیگران
بعد از حضور در فیلم های این کارگردان به اعتبار و محبوبیتی چشمگیر دست یافته
اند.خسرو شکیبایی و بیتا فرهی در هامون،نیکی کریمی در سارا،علی مصفا در پری،لیلا
حاتمی در لیلا و نمونه های فراوان دیگر شاهد این مدعا هستند.گرچه نباید این نکته
را هم فراموش کرد که اگرچه اکثر بازیگران این فیلم چهره های محبوب و معتبر به حساب
می آمدند اما با حضور در"مهمان مامان"تشخصی ویژه را در کارنامه بازیگری
خود به ثبت رساندند.
کاندیدهای ناکام
گلاب آدینه،حسن پورشیرازی،پارسا پیروزفر وفریده سپاه
منصور،چهار بازیگر این فیلم بودند که بازیشان بیشتر از بقیه مورد توجه هیات داوران
بیست و دومین جشنواره فیلم فجر قرار گرفت و کاندیدای دریافت جایزه بازیگری
شدند.اما در نهایت این جایزه به هیچ کدام از آنها تعلق نگرفت!گرچه شاید انتخاب این
فیلم به عنوان"بهترین فیلم سال"را بتوان به نوعی تقدیر از بازی خوب
تمامی بازیگران آن دانست که در کنار دیگر عوامل،چنین فضای صمیمی و گرمی که به شدت
برای مخاطبان ایرانی ملموس و آشناست را روی پرده نقره ای به تصویر کشیده و لحظات
مفرح و دیدنی را برای آنها به نمایش گذاشته اند.
مادران مشابه اما متفاوت
بدون تردید نمی توان درباره مهمان مامان نوشت و از بازی فوق
العاده زیبا و طبیعی گلاب آدینه یاد نکرد.او با این فیلم کاملا ثابت کرد که حتی
اگر کلیات نقش هایی که بازی کند شبیه هم باشد و حتی اگر همیشه در نقش یک مادر
دلسوز،فداکار،تنگدست و البته دوست داشتنی هم بازی کند،امکان ندارد بتوان او را
بازیگری کلیشه ای و محدود به دایره ی خاصی از نقشها دانست و در هر فیلم چنان تنوع
و تفاوتهایی به لایه های پنهان شخصیتها و جزئیات نقش می دهد که حتی ذره ای انتقاد
از او نهایت بی انصافی خواهد بود!
گپی کوتاه با امین حیایی بازیگر نقش:"دکتر"
نام شخصیتی که در مهمان مامان بازی کرده اید و خصوصیات کلی آن چیست؟
در مهمان مامان دکتر هستم و در واقع اسم ندارم!دانشجویی که
عاشق اکتشاف است و به دنبال کشف قرصی است که مردم را از درد و غم رنج نجات بدهد!و
توهمات خاص خود را دارد.شخصیت شیرینی است و خیلی دوستش دارم.
داریوش مهرجویی کارگردانی است که بیشترین تعداد بازیگر به خاطر بازی در فیلم
های او جایزه گرفته اند و اصولا بازیهای خوبی در کارهای ایشان را از بازیگران
شاهدیم.شیوه بازی گرفتن آقای مهرجویی چه تفاوتی با بقیه کارگردانهایی که با آنها
کارکرده اید داشت؟
خوب ببینید ما این اجازه را داشتیم که در مورد کار و شخصیت
و نوع بازی در هرپلان نظرمان را بگوییم.اما کافی بود نظرمان نادرست باشد!و ما هم
برای اینکه جلوی آقای مهرجویی به قول معروف ضایع نشویم سعی می کردیم نظراتمان درست
و سنجیده باشد و تمام توانمان را برای ارائه بازی بهتر به کار می گرفتیم.من هم
نظراتم بیشتر حسی بود و بداهه شکل می گرفت.معمولا وقتی از قبل روی دیالوگ یا نحوه
بازی ام تمرین می کردم نتیجه چندان جالب نبود!این رک بودن و صراحت و راحت برخورد
کردن آقای مهرجویی خیلی به من کمک کرد تا بازی بهتری داشته باشم،ایشان یک استاد به
معنای واقعی کلمه هستند.
یادداشت داریوش مهرجویی برای مجله فیلم درباره مصاحبه
نکردنش به مناسبت نمایش مهمان مامان
ماهنامهی گرامی فیلم با سلام و احترام
بالاخره مجبورم کردید با شما مصاحبه
کنم و توضیح بدهم که چرا مصاحبهنمیکنم. آدم وقتی کاری،
اثری را به اتمام میرساند، کار برای او تمام شدهو خیلی منطقی
است که بعضی اوقات سازندهی اثر نخواهد فیلم را توضیح بدهد،تعبیر کند،
تشریح کند. همه را به تماشاگر هوشمند و تصاویر و صدا که سرهموصل کرده است
میسپارد. اصلاً میل و رغبتی برای توضیحدادن ندارد، چونمیخواهد قدری
از کار فاصله بگیرد و به چیز دیگری فکر کند.
نمیدانم چرا همین توضیح کوتاه را
–اگر واقعاً ارجیبرای فردیت و استواری آدم دارید- راحت
قبول نمیکنید؟ شما الآنیکیدوهفتهای است که مرا مجبور میکنید
با شما مصاحبه کنم. البته بسیارممنون و متشکرم که مرا
قابل میدانید ولی این اجبار را نمیدانم از کجاآوردهاید.
وقتی آدم روی کار دیگری متمرکز شده و میل و رغبتی برایگفتوگو
دربارهی کاری که تمام شده و گذشته است ندارد، به خاطر حرمت همکه شده، نباید به زور او را وادار به صحبت کرد.
میدانم که شما تا چه حد در کار خود
دقیق و حرفهای هستید و میخواهیدحتماً فرمت و حرمت صفحات
مجلهی خود را آنطور که باید حفظ کنید که بسیارعالی است و
گویای مسئولیتی است که در قبال خوانندگان خود دارید. ولی آیانمیشود یکبار
هم که شده استثنا قائل شوید؟
میدانم که شما برخلاف بعضی مصاحبهکنندگان،
که آدم را میکشند بهمحاکمه و محاجه، چنین روشی ندارید و
حتماً، همچون گذشته، گفتوگویی گرم ومعقول و
آموزنده خواهیم داشت. ولی جان هر که دوست دارید، اینبار لطف کنیدبه همین یادداشت کوتاه بسنده کنید (اگر قابل چاپ باشد). از من دلخورنباشید، تا انشاءالله بعدها، سر فرصت و با کلهای باز و نامتصلب
بنشینیمو تا دلتان میخواهد گفتوگو کنیم
حدس بزن چه کسی برای شام میآید؟ نیما حسنینسب
مهمان ماماندر ذاتش شبیه یک «فیلم در فیلم» درجه یک است که مراحل ساخت و نمایش
فیلم در آن با آشپزی و خوردن غذا عوض شده است.
در «…» قرار است چیزی ساخته شود که
دستگاه و ابزار صرفتواناییاش را ندارد و فقط از آنها
استفاده میشود، از پس یک نفر همبرنمیآید، حتماً خلاقیت و
دقت و چیرگی و قریحه درش دخیل است و دست آخرمصرفکنندگانی
دارد که به آن نیاز دارند. جای سهنقطهی این جمله میشود «سینما» و «غذا» را گذاشت
و معنای مشخصی گرفت.
عفّت خانم در مهمان مامان کارگردانی
است که به مخاطباحترام میگذارد، برای تولید خوب جوش میزند
و میکوشد از مصالحی کهدراختیارش قرار میگیرد فرآوردهی خوبی
بسازد.
شباهت دیگری هم بین آشپزی در فیلم و
خود فیلم وجوددارد؛ هر دو با کمترین مصالح ابتدایی
چنین سفرهی رنگین و چشمگیریانداختهاند (طرح اولیهیمهمان مامانبرای فیلم سینمایی را با
مقداری حبوبات و چند تا تخممرغ در گنجه و یخچال عفت خانم مقایسه کنید!).
مهرجویی درمهمان
مامانمنزلت زیباییشناسانهی قرمزی هندوانه و
زردی زعفران روی پلو و رنگ جوجهکباب و سس میگو را چه خوب میفهمد.
مهرجویی با فیلمش دارد اکسیری را پیشنهاد
میکند که بهقول دکتر میتواند غصههای آدمها را کم کند و سرخوشی و
نشاطی به آنهاهدیه کند که مثل شخصیتهایمهمان مامانبا دنیا برخورد کنند.
طبیعی است که از تلخی مرگ فقط لذت و
شیرینی لحظههاینزدیک مرگ (NDE) را ببینیم و آخرین
وصیتهای زن باردار به شوهرش قبل ازبیهوشی، دستور طبخ یک
خوراک میگوی فرد اعلا باشد؛ شما وصیتی مهمتر وحیاتیتر از
این سراغ دارید؟
مهمان مامانکاری میکند که در دوساعت زمان نمایشش، مهیاشدن
شام آبرومند به مهمترین معضل بشری تبدیل شودکه همه باید
برای حلکردنش بسیج شوند و نگرانش باشند.
مهرجویی بلد است جوری فیلمش را جلو
ببرد که نجات مرغ وخروسهای مش مریم و ماهی قرمز بهاره نفسگیرترین
صحنههای سینمایی سالباشد و با عرض پوزش بگویم که نگرانیام
برای این ماهی از خیلی آدمهایمقوایی فیلمهای دیگر جدیتر
و واقعیتر بود.
بستن گردنبند جوجو از عاشقانهترین
نماهای سینمایی پساز انقلاب است و پاککردن اشک آقا یدالله
توسط عفّت خانم، با گوشهیچادرنماز، ایرانیترین و نجیبترین ابراز
علاقهی این دو نفر را در نماییگذرا ثبت میکند.
این بار برخلاف دفعههای پیش اسم
شخصیتها نیست که نامفیلم را تشکیل میدهد (بانو، سارا، پری،
لیلا، بمانی)، بلکه به سنّتطبقههای پایین اجتماع مادربودن عفّت
خانم است که اساس شخصیتش و عنوانفیلم را میسازد
بیاین ماشین را جابهجا کنین، میخواد کامیون رد بشه سروش صحت
اواخر سربازی بود که بیخوابی شروع شد. شبها
خوابم نمیبرد، یک دفعهحالم بد شده بود.
نه کاری داشتم، نه پولی، نه چشماندازی و نه آیندهای. سربازی
داشت تمام میشد و باید میپریدم توی زندگی. نگران و مضطرب شدهبودم و یک
روز این اضطراب بهقدری زیاد شد که دیدم دیگر هیچ کارینمیتوانم بکنم. قلبم
آنقدر تند میزد که داشت از توی
حلقم بیرون میآمدو هوا آنقدر کم شده بود که مجبور بودم
نفسهای عمیق بکشم تا خفه نشوم.
باید پیش روانپزشک میرفتم، خیلی
این را به من میگفتند، ولی در آنشرایط، فکر عجیب و مسخرهای
تمام ذهنم را پر کرده بود. فکر میکردم بایدداریوش مهرجویی
را پیدا کنم و با او حرف بزنم. احساس من این بود که فقطکسی که فیلمهامونرا ساخته میتواند به من کمک کند.
بعدها، به آن دوره که فکر کردم، از
خودم متعجب میشدم. چرا میخواستممهرجویی را پیدا کنم؟
دنبال چه جوابی میگشتم و چرا فکر میکردم که اوجواب را میداند؟
مگر جوابی هست؟ جوابی که بتواند خواب را به چشمان یکخوابزدهی
مضطرب برگرداند.
وقتی که یوسف و زنش، به خاطر اینکه
زن «جنس»های او را دور ریخته و اورا خمار گذاشته، دعوایشان
میشود اما خیلی زود دعوا را فراموش میکنند ومیبینیم که زن
چه علاقهای به شوهر معتادش دارد و شوهر هم چهطور با تماموجود در خدمت
زن است.
مادر یوسف که از اعتیاد پسرش عصبانی
است میگوید یوسف تا وقتی اعتیادشرا ترک نکرده، نمیتواند و
نباید به خانهی پدری برگردد، اما موقع رفتنیوسف، فراموش
نمیکند که او کتلت دوست دارد و به همین دلیل ساندویچی برایشدرست میکند و
میفرستد.
سرهنگ (ستوان) حتی با یوسف دست به
یقه میشود ولی این درگیری هم زودگذراست و سر شام
میبینیم که با هم شوخی میکنند و اینبار ادای همان دعوا رادرمیآورند.
حتی گربهای هم که ماهی حوض را زخمی میکند از خانه راندهنمیشود. گربه
و ماهی در همان خانه کنار هم میمانند.
آخر فیلم پدر به مادر که تازه از
بیمارستان برگشته و آمادهی خوابیدنمیشود میگوید: «دیدی
گفتم همهچی روبهراه میشه؟»، مادر لبخندی حاکیاز رضایت میزند
و جواب میدهد: «خدا را شکر». اینها آخرین جملههاهستند. چراغهای
خانه خاموش میشوند و همه میخوابند. ماهی در حوض حرکتمیکند و گربه
در حیاط خانه راه میرود و حالا فهمیدهام که چرا آنموقعکه بیخوابی و
اضطراب امانم را بریده بود دنبال مهرجویی میگشتم. مطمئنمکه همهی آدمهای
آن خانه آن شب راحت خوابیدهاند.
«مهرجويي»،«داد» و «کرم پور» کارگردانان يک فيلم سه اپيزودي
«تهران» به روايت سه نسل فيلمسازي سينماي ايران
گروه
فرهنگي؛ داريوش مهرجويي، سيف الله داد و مهدي کرم پور يک فيلم سه اپيزودي
درباره شهر تهران مي سازند. اين خبر را ديروز مجيد سرسنگي قائم مقام
سازمان فرهنگي- هنري شهرداري تهران در نشست رسانه يي اعلام برنامه هاي
شهرداري به مناسبت ماه مبارک رمضان اعلام کرد. در اين نشست سرسنگي درباره
اين فيلم گفت؛ اين فيلمسازان قرار است در قالب يک فيلم سه اپيزودي با
شهرداري همکاري کنند که اين پروژه فعلاً در مرحله عقد قرارداد است و پس از
عقد قرارداد پيش توليد آغاز مي شود. به گفته سرسنگي بازيگران مطرح سينماي
ايران هم در اپيزودهاي مختلف اين فيلم ايفاي نقش خواهند کرد. داريوش
مهرجويي هم با تاييد اين خبر به فارس گفت؛ «اين فيلم با موضوع تهران قديم
ساخته مي شود و ساختاري متفاوت از فيلم اپيزوديک «فرش ايران» خواهد داشت.»
به گفته مهرجويي هر اپيزود اين فيلم زماني حدود 30 دقيقه دارد و البته
هنوز قراردادهاي اجرايي آن امضا نشده است.مهرجويي بعد از اتفاقاتي که براي
فيلم «سنتوري» افتاد ساخت فيلم جديدي را شروع نکرده است و تنها به انتشار
چند کتاب پرداخت. سيف الله داد نيز جز کارگرداني يک اپيزود از فيلم «فرش
ايراني» در سال هاي اخير فيلم ديگري را کارگرداني نکرده است. او چندي پيش
تدوين فيلم «فرزند صبح» ساخته بهروز افخمي را به پايان رسانده بود. آخرين
فيلم بلند سينمايي مهدي کرم پور نيز «چه کسي امير را کشت؟» محسوب مي شود
که بعد از آن دو تله فيلم ساخته است.
عکسی جدید از گلشیفته در فیلم مجموعه ی دروغ ها
به زودی سری دوم عکس های گلشیفته هر روز همراه باشید.اخبار جدیدی درراه است.
مردم،
هنرمندان تئاتر و سينماي ايران، شامگاه گذشته به خانه هنرمندان
ايران رفتند تا چهل روز پس از سفر ابدي خسرو شكيبايي، ياد او را گرامي
بدارند.
به گزارش خبرنگار سينمايي
خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در اين برنامه كه با پيام سيد محمد
خاتمي آغاز شد، در ادامه پيام محمد باقر قاليباف شهردار تهران قرائت شد و
سپس برنامه با سخنراني معاون سينمايي وزارت ارشاد و هنرمنداني چون ايرج
راد، قطبالدين صادقي، دكتر اكبر عالمي، آتيلا پسياني، جلالالدين معيريان
و.... ادامه پيدا كرد.
سيد محمد خاتمي:
در حسرت جاي خالي او رنج ميبريم
ابتدا پيام تسليت سيد محمد
خاتمي، رييس جمهوري سابق كشورمان توسط رضا رشيدپور مجري برنامه قرائت شد:
«درگذشت هنرمند عزيز و پرآوازه خسرو شکيبايي، خسارت بزرگي براي عرصه فرهنگ
و هنر کشور بود که دوستداران فضيلت و هنر را نيز دل آزرده کرد. مطمئناً
ياد آن عزيز همواره زنده است و نقش او در عرصه هنر چند دهه اخير نقش
ممتازي بود و امروز در حسرت جاي خالي او رنج مي بريم. من اين مصيبت را به
همه اصحاب فرهنگ و هنر و بخصوص خانواده شريف او از صميم دل تسليت ميگويم
و از خداوند ميخواهم که به حرمت اين روزان و شبان مبارک و در آستانه ماه
مبارک رمضان روان پاکش را غريق درياي رحمت خود فرمايد و به بازماندگان
معززش صبر و اجر عنايت کند.»
جعفري جلوه:
سينماي ما هماكنون نيازمند خيل بيشتري از هنرمنداني چون شكيبايي است
سپس محمدرضا جعفريجلوه معاون امور سينمايي، خسرو شكيبايي را بازيگري مولف توصيف كرد كه وامدار هيچ كارگرداني نبوده است.
جعفري جلوه گفت: بسياري از
كارگردانهاي توانا از او وام گرفتند. او همواره با نگاه، روح و روان خود
با هنر برجستهاي كه عرضه ميكرد، پاي بسياري از آثار هنري را امضا كرد و
يكي از ويژگيهاي او كه بايد جزو مرام ما هم باشد، خصلت سلوك و مروت او
بود.
او تاكيد كرد بر اينكه، شكيبايي با طيف وسيعي از كارگردانهاي عرصههاي گوناگون متواضعانه كار كرد.
به گفتهي معاون امور سينمايي،
سينماي ما هماكنون نيازمند خيل بيشتري از هنرمنداني همچون خسرو شكيبايي
است، تا قابليتها و سرمايههاي انساني خود را به بهترين شكلي جلوه بدهد.
او با اشاره به تاريخ شكوهمند
تمدن ايراني و لزوم هرچه بالندهتر شدن هنرهاي متعدد بهويژه سينما در
داخل و خارج از كشور تاكيد كرد و گفت: اين امر، مگر با حضور قدرتمندانهي
هنرمنداني همچون خسرو شكيبايي ميسر نميشود.
به گزارش ايسنا، در بخش ديگري
از اين مراسم كه با حضور چهرههايي همچون حسين الهي قمشهاي، سيروس الوند،
ملكهي رنجبر، داريوش اسدزاده، جمشيد لايق، قطبالدين صادقي، ايرج راد،
همايون ارشادي، ژاله علو، محمد زريندست و ... برگزار شد، لوح پيام تسليت
محمدباقر قاليباف شهردار تهران توسط مجيد سرسنگي ، قائم مقام شهرداري به
پوريا شكيبايي به عنوان نمايندهي خانوادهي شكيبايي اهدا شد.
سرسنگي با تسليت گويي
مجدد به خاطر فقدان خسرو شكيبايي گفت: اين گونه برنامهها تلنگري است براي
ما، تا قدر هنرمندان را بيش از پيش بدانيم و در زمان حياتشان به آنان
رسيدگي كنيم و مراسمهاي تجليل و بزرگداشت را زماني برگزار كنيم كه
ميتوانيم شاهد لبخند شيرين اين هنرمندان باشيم.
پوريا شكيبايي نيز هنگام
دريافت اين لوح گفت: به خاطر اينكه بسياري از اساتيد روي زمين نشستهاند،
شرمندهام، آنقدر درد ما زياد است و آنقدر احساس بدبختي ميكنيم كه
نميدانم چه بگويم و تنها به همهي شما تسليت ميگويم.
ايرج راد:
او با سختترين شرايط كار كرد
براساس اين گزارش درادامهي اين
مراسم ايرج راد، مديرعامل خانهي تئاتر و به عنوان نمايندهاي از هنرمندان
اين رشته با بيان خاطراتي از حضور خسرو شكيبايي در صحنههاي تئاتر گفت:
شكيبايي در سالنهاي تمرين سرد، گرم و دور از شأن هنرمندان با سختترين
شرايط كار كرد. او با عشق، بيپولي، كمبود و صداقت تلاش كرد، با صبر و
شكيبايي تن در داد و پس از آن به سينما و تلويزيون آمد.
او فرزند تئاتر است كه بسياري از هنرمندان ارزشمند را ساخت و به سينما و تلويزيون تقديم كرد.
صادقي:
شكيبايي به دنبال زواياي جديد بود
همچنين قطبالدين صادقي به
عنوان ديگر نمايندهي هنرمندان تئاتر يكي از بهترين اداي احترامها به
شخصيتهايي همچون خسرو شكيبايي را تحليل و شناخت تواناييهاي آنان دانست.
اين استاد دانشگاه يادآور شد:
خسرو شكيبايي دو دههي تمام در سختترين شرايط در تئاتر كار كرد. متاسفانه
پس از انقلاب اسلامي بهدليل سوء مديريت در تئاتر تعدادي از هنرمندان اين
رشته جذب سينما و تلويزيون شدند، كه بودجه و استراتژي مشخصي داشتند در
حالي كه تئاتر نه امكاناتي داشت نه بودجهاي و نه احترامي.
او با اشاره به حضور درخشان
شكيبايي در نقش مدرس ادامه داد: خسرو يكي از بهترينهاي تئاتر بود كه
درانواع نمايشهاي تراژيك، تاريخي، روستايي و ... همه گونه تجربهاي
بهدست آورده بود.
خواندن اشعار زيباي سهراب سپهري نشان تسلط فراوان او به ضرباهنگ شعرخواني است و بيانگر كولهبار تجربيات فراوان اين بازيگر است.
اين كارگردان تئاتر با اشاره به
شرايط سينما در سالهاي قبل و بعد از انقلاب اضافه كرد: نخستين چهرههاي
سينمايي تيپهايي همچون فردين، بهروز وثوقي و ناصر ملكمطيعي بودند .
مرداني توانا ، خوش سيما، طرفدار حق و مدافع ارزشها. اما در فرداي انقلاب
ديگر اين بازيگران نبودند و جواناني كه ستارههاي سينما تجاري شده بودند
اين ويژگيها را نداشتند، بنابراين سينما نيازمند بازيگراني قابل قبول بود
تا بتوانند نقشهاي انساني و قابل باور را بازي كنند.
به گفتهي او خسرو شكيبايي با
چهرهاي بيسن، عميق، قابل باور و با ظرافتي در جسم و جان يكي از بهترين
بازيگران اين عرصه بود. بازيگري كه زمخت نبود و هر ظرافتي را قابل باور
ميكرد.
صادقي، شكيبايي را بازيگري
توصيف كرد كه بسيار ساده و موجز بازي ميكرد و رئاليسم او به زندگي ما
بسيار نزديك بود با اين حال، بازي او كپي واقعيت نبود و او همواره با
ريزهكاريهاي عواطف انساني كه يافتههاي خودش بود، نقشهاي خود را به
بهترين شكلي اجرا ميكرد.
صادقي تاكيد كرد: شكيبايي
همواره به دنبال زوايايي جديد بود، ويژگي تجربي و نوآوري در كار او
بينظير بود. او مثل بازيگران بزرگ دنيا نخست ميانديشيد، بعد حركت ميكرد
و بعد ديالوگ ميگفت بهطوري كه در نقش «هامون»، تفكر، حركت و كلام نقش را
به بهترين شكلي جلوه داد.
كارگردان «يادگار زريران» با
تاكيد بر تواناييهاي تكنيكي خسرو شكيبايي گفت: نگاه خسرو بسيار عميق، ريز
و متمركز بود. برخلاف بازيگران كممايه كه مدام به دوربين خيره ميشوند،
او همواره نگاه خود را از دوربين ميدزديد و كمتر كسي اين توانايي را
دارد. خسرو با زندگي دروني حسابشدهاي كه داشت در تمام نقشهايش به طنز
شگفتانگيزي يكدست بازي كرد. او در كارش كمالگرا بود و پشت سرش چيزي را
باقي گذاشت كه به كار نسل آينده ميآيد. او همواره با كار و زندگياش ديده
ميشد و حتا پس از مرگش هم ديده ميشود.
به گزارش ايسنا، در بخش ديگري
از اين مراسم با پخش تصاويري از جمشيد مشايخي، داريوش مهرجويي، مسعود
كيميايي و خانوادهي شكيبايي مطالب گوناگوني دربارهي شيوهي بازيگري خسرو
شكيبايي اعلام شد.
مشايخي با
اشاره به برگزاري برنامههاي بزرگداشت توسط موسسهي چهره آزاد گفت: سال
گذشته قرار بود، به اندازهي كوچكيمان براي بزرگان هنر اين سرزمين،
بزرگداشت برگزار كنيم و متاسفيم كه دوتن از اين بزرگان اسماعيل داورفر و
خسرو شكيبايي پيش از برگزاري اين تجليل، از دنيا رفتند و به قول زندهياد
علي حاتمي«همهي عمر دير رسيديم» و از اين بابت متاسفيم.
داريوش مهرجويي
نيز در بخش ديگري از اين تصاوير خسرو شكيبايي را بازيگري باهوش و با سواد
توصيف كرد و گفت: او شعرخوانده بود و خود شاعر بود و حتا در فيلمهايي كه
نقش دوم داشت، همواره به بهترين شكلي بازي ميكرد.
مهرجويي ادامه داد: او بازي
زيرپوستي داشت و مانند موم در دستان كارگردان بود كه به هر شكلي در ميآمد
و من عاشق كاركردن با چنين بازيگراني بودم.
مسعود كيميايي
نيز طي سخناني نيز گفت: دربارهي بازيگراني مانند خسرو شكيبايي سخن گفتن،
بسيار دشوار است. اولين بار كه او را در نمايش «شب بيستويكم» ديدم، به
ياد فيلم «گوزنها» افتادم و فكر ميكردم اي كاش برخي از قسمتها مانند
بازي او كار شده بود.
كيميايي تاكيد كرد: خسرو
نقشهايش را، ترسيم چندباره ميكرد و يك كارگردان بايد كارش را خيلي خوب
ميدانست كه ميتوانست بازي او را اصلاح كند. چرا كه او به خوبي از عهدهي
كار خودش برميآمد.
همسر خسرو شكيبايي
درگذشت او را بسيار سخت توصيف كرد و گفت: نميتوانم تصور كنم كه اين
اتفاقات افتاده . مرگ براي همه هست اما براي خسرو خيلي زود بود.
بيژن بيرنگ نيز تنها به بيان اين نكته بسنده كرد كه؛ «جات خاليه، يادت هميشه سبز.»
با پخش ترانهي پاياني سريال «خانهي سبز» اين كليپ كه توسط امير مهرتاش مهدوي ساخته شده بود، به پايان رسيد.
درادامهي اين مراسم قطعهاي از
آخرين مصاحبهي تلويزيوني شكيبايي با جام جم پخش شد كه او در اين مصاحبه
براي آخرينبار شعر «نشاني» سهراب سپهري را خوانده بود كه پخش اين قطعه
تاثر بسياري از حاضران را برانگيخت.
عالمي:
شكيبايي بازيگر خودآموخته بود
دكتر اكبر عالمي ديگر سخنران اين
مراسم با گراميداشت ياد و خاطرهي هنرمنداني همچون نادر ابراهيمي،
اسماعيل داورفر، گرشا رئوفي، حميد قنبري، سپس به سابقهي خسرو شكيبايي
اشاره كرد و گفت: شكيبايي بازيگر خودآموخته بود كه آثارش تا سالها ادامه
مييابد.
او در تنگدستي دارفاني را وداع گفت و چه غفلتهايي كه ما نميكنيم. روزگاري كه او مبتلا به بيماري تلخ و هزينه بر سرطان شد.
عالمي ادامه داد: تعداد
هنرمنداني كه در قد و قوارهي او و حتي بالاتر باشند كم نيستند و اينها
سرمايههاي فرهنگي سرزمين مادريمان هستند. چراكه نفت، مس ، طلا و
اورانيوم همه ماديات است و فراموش نكنيم كه با رفتن خسرو شكيبايي و همهي
ما، آنچه جاودانه ميماند، خانهي سبز ما ايران است.
درادامهي مراسم با پخش كليپي
كوتاهي كه توسط خانهي تئاتر ساخته شده بود، رضا بابك و مجيد جعفري خاطرات
خود را از كاركردن با خسرو شكيبايي بيان كردند.
رضا بابك گفت: خسرو افتخار همنسلان ما بود . سلام خسرو خوبان. بدرود خسرو خسته.
مجيد جعفري نيز رنجهاي سالانهي شكيبايي و تلاش و كوشش جدي او را در عرصهي تئاتر و سينما و تلويزيون ستايش كرد.
پسياني:
خسرو هميشه براي من عزيز بود
به گزارش ايسنا، آتيلا پسياني
نيز با حضور در اين مراسم با ابراز تاسف فراوان از درگذشت نابههنگام خسرو
شكيبايي گفت: خسرو هميشه براي من عزيز بود. همان طور كه براي همه بود. با
مهرباني هميشگي حمايت روحي و لبخند شيرينش به ما دلگرمي ميداد. براي
نمايش «پرواز از آشيانهي فاخته» قرار بود چند شب به جاي او بازي كنم، پس
از او اجازه گرفتم و او اجازه داد و به من گفت: اين كت را بگير كه خيلي به
كار اين نقش ميآيد.
حجازي:
او بازيگري مولف بود
صدرالدين حجازي، ديگر دوست
نزديك شكيبايي او را بازيگري مولف دانست و گفت: خسرو عاشق بود، او معشوق
را به راحتي و يكشبه پيدا نكرد، بلكه سالها سختي و رياضت كشيد.
اجراي قطعهي موسيقي توسط فاضل جمشيدي،اجراي يك قطعه شعرخواني توسط شكرخدا گودرزي از ديگر بخشهاي اين مراسم بود.
دربخش ديگر اين برنامه قطعهاي از تصاوير شكيبايي پخش شد، كه در آستانهي ماه رمضان سال گذشته متني را براي شبكهي 5 خوانده بود.
به صد ماه رمضان بدهكارم...
دراين تصاوير شكيبايي خطاب به عوامل پشتصحنه ميگفت: «به
يك ماه رمضان كه نه به صدتا ماه رمضان بدهكارم. هميشه براي اجراي متنها
چند روزي وقت ميخواهم اما اين متن تمرين نميخواست چون تمام آن حرف زدن
با خدا بود. اين ماه ماه خاصي است و هرروز و ثانيهاش ويژه است. وحدتي
دارد كه خيلي باشكوه است. اميدوارم ثانيههاي هرروزم، ثانيههاي رمضان
باشد و آدم خواب نباشد و بهتر زندگي كند.»
جلالالدين معيريان
چهرهپرداز سينماي ايران با بيان خاطرهاي از شكيبايي گفت: من بازيگر
نيستم، اما اين افتخار را داشتم كه در فيلمي در نقش خودم بازي كنم، آن هم
در مقابل استادي چون او كه بسيار مرا تشويق كرد و با صفا و صميميت خود به
من دلگرمي داد.
درگذشت او براي من بسيار غمانگيز است چرا كه طي سالها كار، قلم من روي پوست او بارها و ساعتها حركت كرده بود.
به گزارش ايسنا، در بخش پاياني
اين برنامه تصاويري از مراسم تشييع جنازه خسرو شكيبايي، پخش شد كه روي اين
تصاوير اشعار شاعراني همچون سهراب سپهري، فروغ فرخزاد، محمدرضا
عبدالملكيان توسط خسرو شكيبايي خوانده شده بود.
و سلام حال همه ما خوب است ....
اين كليپ كه توسط فرشاد نوابي
ساخته شده بود با صداي شكيبايي اينگونه مراسم را پايان داد: «سلام . حال
همهي ما خوب است . ملالي نيست جز گمشدن گاه به گاه خيالي دور كه مردم به
آن شادماني بي سبب ميگويند ...
درحاشيهي مراسم:
ازدحام جمعيت در خانهي هنرمندان كه از ساعاتي پيش از شروع مراسم آغاز شده بود تا پايان مراسم ادامه داشت .
وجود دوربيني كه درست در وسط تالار بتهوون قرار گرفته بود، رفتوآمد بسياري از حاضران را با مشكل روبهرو كرده بود.
* كليپ يه ياد اسماعيل داورفر، گرشا رئوفي، اكبر رادي هم در اين برنامه پخش شد.
*اين برنامه كه در تالار بتهوون
اجرا ميشد، در تالار ناصري و در بخشهاي ديگر خانه هنرمندان از طريق
مونيتورهاي نصب شده براي خيل گستردهي مردم پخش ميشد.
*قطع برق باعث شده بود برنامه با مدتي تاخير برگزار شود.
عکس های ایسنا از این مراسم
جعفري جلوه: سينماي ما نيازمند خيل بيشتر هنرمندان همچون "شکيبايي" است
معاون امور سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در مراسم چهلمين روز
درگذشت "خسرو شکيبايي"، گفت : سينماي ما اکنون نيازمند خيل بيشتري از
هنرمندان چون "شکيبايي" است .
ه گزارش ايرنا، برنامه چهلمين روز درگذشت زنده ياد شکيبايي، شنبه شب با
حضور معاون وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، سينماگران ، هنرمندان و مردم
هنردوست در خانه هنرمندان برگزار شد. شکيبايي 28 تيرماه گذشته در سن 64 سالگي در بيمارستان پارسيان تهران درگذشت .
"محمدرضا جعفريجلوه"، شکيبايي را بازيگري مولف خواند و گفت: او
وامدار هيچ کارگرداني نبوده است بلکه بسياري از فيلمسازان توانا از او وام
گرفتند.
وي يادآورشد:او (شکيبايي ) همواره با نگاه، روح و روان خود با هنر
برجستهاي که عرضه ميکرد، پاي بسياري از آثار هنري را امضا کرد و يکي از
ويژگيهاي او که بايد جزو مرام ما هم باشد، خصلت سلوک و مروت او بود. معاون امور سينمايي وزارت فرهنگ وارشاد اسلامي، تاکيد کرد: شکيبايي
با طيف وسيعي از کارگردانهاي عرصههاي گوناگون متواضعانه کار کرد و ما
اکنون نيازمند خيل بيشتري از هنرمنداني چون شکيبايي هستيم.
به گزارش ايرنا، "پوريا شکيبايي" فرزند زنده ياد خسرو شکيبايي نيز در
سخناني گفت: به خاطر اينکه بسياري از استادان روي زمين نشستهاند،
شرمندهام، آنقدر دردمان زياد است و آنقدر احساس بدبختي ميکنيم که
نميدانم چه بگويم و تنها به همهي شما تسليت ميگويم. "ايرج راد" مديرعامل خانه تئاتر نيز در اين مراسم گفت :او با
سختترين شرايط کار کرد، شکيبايي در سالنهاي تمرين سرد، گرم و دور از شان
هنرمندان با سختترين شرايط کار کرد. او با عشق، بيپولي، کمبود و صداقت
تلاش کرد، با صبر و شکيبايي تن در داد و پس از آن به سينما و تلويزيون
آمد. راد تصريح کرد که شکيبايي فرزند تئاتر است که بسياري از هنرمندان ارزشمند را ساخت و به سينما و تلويزيون تقديم کرد.
به گزارش ايرنا، "قطب الدين صادقي" از کارگردانان تئاتر نيز گفت:
شکيبايي به دنبال زواياي جديد بود، دو دهه تمام در سختترين شرايط در
تئاتر کار کرد. صادقي با اشاره به حضور درخشان شکيبايي در نقش مدرس ، افزود: خسرو
يکي از بهترينهاي تئاتر بود که درانواع نمايشهاي تراژيک، تاريخي،
روستايي و همه گونه فيلم تجربه بهدست آورده بود. به گفته اين استاد هنرهاي نمايشي،شکيبايي با چهرهاي بيسن، عميق،
قابل باور و با ظرافتي در جسم و جان يکي از بهترين بازيگران اين عرصه بود.
بازيگري که زمخت نبود و هر ظرافتي را قابل باور ميکرد. صادقي تاکيد کرد: شکيبايي همواره به دنبال زوايايي جديد بود، ويژگي
تجربي و نوآوري در کار او بينظير بود. او مثل بازيگران بزرگ دنيا نخست
ميانديشيد، بعد حرکت ميکرد و بعد ديالوگ ميگفت بهطوري که در نقش
هامون، تفکر، حرکت و کلام نقش را به بهترين شکلي جلوه داد. به گزارش ايرنا ،پخش تصاويري از جمشيد مشايخي، داريوش مهرجويي،
مسعود کيميايي و خانواده شکيبايي و ارايه مطالب گوناگون درباره شيوهي
بازيگري خسرو شکيبايي از ديگر برنامه هاي چهلمين روز درگذشت شکيبايي بود.
گزارش تصویری / افتتاح نمایشگاه عکس خسرو شکیبایی- 1,2
بمناسبت
چهلمین روز در گذشت خسرو شکیبایی شامگاه گذشته با حضور خانواده و جمعی از
هنرمندان سینما نمایشگاه عکس این هنرمند در خانه هنرمندان افتتاح شد.
تقدیم به روح سبز خسرو شکیبایی در چهلمین روز عروجش. همراه باشید.
***
سلام!
حال همهی ما خوب است .
ملالی نیست جز گم شدن گاه بگاه خیالی دور...چقدر دور شدی خیال محال.
چهل روز مگر چقدر است؟
یادت میآید رفته بودی خبر از آرامش آسمان بیاوری!؟
آن شب که تو رفتی،باز آسمان آبی بود. باز تمام شهر خلوت بود.خاموش به رساترین شیونِ آدمی،گریبانی برای دریدنِ این بغضِ بیقرار.
جمعه تو را از روزهای هفته ی ما ربود. از دل دل کردنهای هامون تا ترانهی دلنشین خواهران غریب،پری وکیمیا. همسفر همیشهی عشق ...روحت سبز .
راستی حالا بگو نشانی خانهات کجاست؟یادت هست؟ گفتی نشانی میهن من همین گندمِ سبز.همان کوچه باغی که از خواب خدا سبزتر است.
آشنا آمدی و غریب رفتی! اما ما که خوب میشناسیمت.
*نان و نمک مرگ را خورده ای که باز نمی آیی ! اگر نه، حرمت نگاه می داشتی و از شیشه ی قاب رد می شدی به خاطر ما که جوانی مان در تصویر تو قاب شده بود تو به اندازه ی ما عاشق بودی -به اندازه ی ما ساده لوح.ناشکیبا می دانیم-باز نخواهی آمد-ما همه می دانیم. اینکه چهل روزست!چهل سال بعد هم ما داغدار یکی از خودمانیم* دیگر سراغت را از گلدانِ شکسته بر ایوانِ تیرماه نخواهیم گرفت.
میدانیم به سروقت خدا رفتی.گفته بودی به دیدار کسی میروی در آن سر عشق.
حالا دیدارِ ما به نمیدانم آن کجای فراموشی. دیدار ما به همان ساعتِ معلوم دلنشین. تا تو باور کنی که دیگر ملالی نیست!
نه.یادمان نرفته!نامه باید کوتاه باشد.بی حرفی از ابهام.
از نو مینوسیم:
حال همه ی ما خوبست
اما تو باور مکن...
باد میرفت به سروقت چنار...من به سروقت خدا می رفتم
حمید هامون. این از آن نقش هایی ست که بازیگرش می تواند همه عمردر سایه آن زندگی کند.حتی آنها که فیلم را دوست ندارند از شکیبایی"هامون"به عنوان یک مدل نمونه ای از حلول روح بازیگر در کاراکتر اسم می برند.هامون روشنفکری خسته و آشفته بود.به راستی حمید هامون و شکیبایی را چگونه می شود از یکدیگر تفکیک کرد؟انبوهی از جزئیات به یادماندنی هامون،مدیون حضور شکیبایی اند.هامون گویا محبوب ترین فیلم سینمای پس از انقلاب میان سینمادوستان است.ولی خیلی ها هم هستند که با وجود آن که فیلم را چندان دوست ندارند،در برابر بازی شکیبایی کلاه احترام از سر بر می دارند.سیمرغ بلورین جشنواره فجر شاید کمترین جایزه ای بود که میشد به چنین نقش آفرینی ای داد.
شهرام حقیقت دوست وشیداعارف
عزیز ( که زحمت جمع آوری لینک ها را به عهده داشت) که همزمان در چهلمین
روز عروج خسروشکیبایی (پنجشنبه ۷ شهریورالی شنبه۹ شهریور) در صفحه ی اول
وبلاگ هایشان درج و همراه با عشقی سبز تقدیم روح استاد خسرو شکیبایی گردید.
همراهان عزیز فعلا خبری نیست و آخرین اخبار مربوط می شود به مراسم چهلم جناب شکیبایی که در خانه ی هنرمندان برگزار می شود و داریوش مهرجویی هم در این مراسم سخنرانی می کند.یک فایل صوتی از فیلم هامون را برای دانلود گذاشتم.به مناسبت نزدیک شدن به چهلم جناب شکیبایی.هر روز همراه باشید.اگر خبری باشد اطلاع می دهیم و البته فابل هایی برای دانلود. دانلود
دوستان عزیز سلام با عرض شرمندگی از تاخیر به وجود آمده و طولانی مدت. در این قالبی که مشاهده می کنید قسمتی وجود دارد به نام پرونده فیلم های مهرجویی که البته خالی است.هرماه اگر بشود درباره یکی از فیلم های مهرجویی پرونده ای درست می کنم و در این قسمت قرار میدم. اما گالری.که شامل 4فیلم هامون،درخت گلابی،دایره مینا و مهمان مامان می شود.و یک قسمت که گزیده ای است از عکس های بقیه فیلم های آقای مهرجویی.البته اصلا منظور این نیست که کاملترین عکس ها هستند.همه این قسمت ها شامل زیباترین عکس ها هستند.(توصیه می شود از عکس های فیلم دایره مینا دیدن شود،زیرا جالب است.) و نظرسنجی هم که هست و خواهشا نظر بدید تا در آخر بفهمیم چه فیلمی بیشترین طرفدار را در میان شما دارد که در آینده بیشتر به آن فیلم بپردازیم. در این مدتی که نبودیم اتفاق های زیادی افتاده است.از جمله حضور فیلم سنتوری در هشتمین جشنواره یاری با حضور داریوش مهرجویی کارگردان فیلم. ایشون به تازگی از ارمنستان برگشته اند و قرار است که در مراسم چهلم خسرو شکیبایی شرکت کنند که روز شنبه در خانه ی هنرمندان برگزار می شود .و خبر دیگری سفر مهرجویی به دعوت دانشگاه های آمریکا هست.خبر را بخوانید: مهرجویی کارگردان مطرح سینمای ایران به دعوت دانشگاه های آمریکا به این کشور سفر می کند.فرامرز فرازمند تهیه کننده فیلم های مهرجویی در گفت وگو با ایلنا خبر داد:مهرجویی از15اکتبر(24مهر)تا15نوامبر(24آبان)مهمان دانشگاه های شهر های مختلف آمریکا همراه با نمایش آثارش خواهد بود. پیش از این اعلام شده بود که آقای مهرجویی به همراه فیلمش سنتوری به جشنواره"فوکوآکا"خواهد رفت.اما فرامرز فرازمند به ایلنا گفت:مهرجویی به شخصه در این جشنواره حضور نخواهد داشت اما فیلم او به جشنواره ارسال شده و شرکت خواهد کرد. یک نکته ای هم بگم که وقتی وارد گالری می شوید با همان قالب قبلی باز خواهد شد.برای تنوع!و اولین عکس از الماس 33. وعکس های گلشیفته هم که قولشو داده بودم در این پست تقدیم خواهد شد.برای گلشیفته عزیز هم که الان در خارج از کشور هستند آرزوی موفقیت دارم.
چهاردهه حضور درخشان در سطح اول سینمای ایران داریوش مهرجویی را به یکی از فیلمسازان شاخص این سینما بدل کرده است.سینمای جدی ایران با مهرجویی و گاوش آغاز می شود.فیلمسازی که در طول دوره های مختلف تاریخی،موفق شده آثار درجه یکی بسازد که اغلب آنها یک اتفاق مهم در سینمای ایران محسوب شده اند.با مهرجویی سینمای جدی ایران آغاز شد.با او چهره ی سینمای ایران به جهانیان معرفی شد و با او بود که مفاهیم روشنفکرانه از سوی طیف گسترده مخاطب مورد پذیرش قرار گرفت.
*** این وبلاگ تنها ، وبلاگی است برای خبررسانی از داریوش مهرجویی و شخص آقای مهرجویی هیچ گونه دخالت و نظارتی ندارد.