به گزارش ايلنا وبه نقل ازپايگاه اطلاع
رساني سينماي ايران و بنابر اخبار رسيده، داريوش مهرجويي، كارگردان
فيلمهايي چون "گاو" و "ميهمان مامان" قصد دارد پس از تجربيات طولاني در
حوزه سينماي اجتماعي ، طرح سينمايي با مضموني تازه را دستمايه كار جديد
خود قرار دهد .
به گزارش ايلنا ، اين كارگردان پيشكسوت
سينماي ايران به تازگي در پي طرحي سينمايي در حوزه دفاع مقدس است.به گزارش
ايلنا ، مهرجويي كه تا كنون 18 اثر سينمايي از جمله "ميهمان مامان "، "
اجاره نشين ها "، "هامون" ، "پري" و"درخت گلابي " را ساخته ، بعد از نگارش
چند كتاب به دنبال طرحي نو براي بازگشت به دنياي تصوير و سينماست.
منبع: ایلنا
یادداشت داریوش مهرجویی برای روزنامه اعتماد
آنچه عملي مي شود مهم است
داريوش مهرجويي
براي شرکت در جلسه ديدار رئيس جمهوري با کارگردانان سينما با من تماس
گرفته شد اما به دليل اينکه در مسافرت هستم طبعاً نمي توانم در اين جلسه
شرکت کنم. البته نفس برگزاري چنين ديدارهايي در جاي خود بسيار مناسب است و
تاثيرات مطلوبي هم مي تواند داشته باشد اما مساله مهم تري هم مطرح است که
بارها در گفته ها و نوشته هايم پيش از اين بر آن تاکيد کرده ام؛ نظام
فرهنگي ما به طور کلي با نوعي مديريت ضعيف و خودمحور روبه رو است که اغلب
ديگر عناصر درگير در اين سيستم يعني سينماگران و اهالي فرهنگ را به حاشيه
مي راند. اين روند باعث شده اين افراد برخلاف ميل و علاقه شان با نوعي
نارضايتي مواجه شوند. متاسفانه در اين سال ها شاهديم سانسور در محصولات
فرهنگي زياد شده است؛ اتفاقاتي که بر سر فيلم «سنتوري» پيش آمد و حاشيه
هاي مرتبط با آن مانند پخش غيرقانوني دي وي دي هايش از جمله اين موارد
است. اين مساله خاص سينما يا ادبيات نيست و شامل تمام حوزه هاي فرهنگي هم
مي شود. با اين حساب بيشتر از آنکه توجه ما به فرهنگ و توسعه آن باشد
مجبوريم به اين مسائل و قضاياي ضدفرهنگي توجه کنيم و درگير آنها
باشيم.متاسفانه در دو سه سال اخير ما با شکل مطبوعي از نظارت، مديريت و
حتي تشويق اهالي فرهنگ و فرهنگ سازان از سوي مديران روبه رو نبوده ايم و
به جاي توليد اشتغال براي آنها با توقيف کتاب ها و فيلم ها باعث بيکاري و
مشکلات معيشتي آنها شده ايم. نفس ديدار رئيس جمهور با کارگردانان در نوع
خود بسيار هم در اين شرايط مناسب است اما به شرط اينکه ايشان با توجه به
مشغله يي که دارند به حرف هاي اهالي سينما هم توجه نشان دهند و راهکاري
براي آن بينديشند. اگر قرار است حرفي زده شود، مسائل و مشکلات مطرح شوند و
حتي بعد از گفتن حرف ها تعبيرات ديگري از آنچه منظور بوده است برداشت شود،
اينچنين جلسه يي تاثيري نخواهد داشت. در همين جا لازم مي دانم به ديدار
مقام معظم رهبري با سينماگران و گفته هاي ايشان اشاره کنم. ايشان فرمودند
سينما بايد آينه يي باشد که دردهاي جامعه را نشان دهد و از کارگردانان هم
در مورد فعاليت در اين عرصه تشکر کردند، اما بعد از آن چه شد؟ حرف هاي
ايشان را انگار بعضي نشنيدند تفسير ديگر مي کردند و همه چيز برعکس شد.
کنعان
سومین فیلم بلند مانی حقیقی آغازی است برای ورود به سینمای حرفه ای و به اصطلاح
بدنه.منظورم این نیست که دو فیلم قبلی او حرفه ای نبودند بلکه اشاره ام به ساختار
تجربی دو فیلم قبلی و همینطور فیلمبرداری دیجیتالی آنهاست که آنچنان در سینمای به
اصطلاح حرفه ای ما مرسوم نیست!کنعان درباره آدم هایی است که عشق را گم کرده اند
اما نمی دانند کجا و درچه زمانی.آنها نمی دانند در کجای مسیر اشتباه پیچیده
اند.مرتضی(محمدرضا فروتن)استاد دانشگاه و معمار امروز،مینا(ترانه علیدوستی)دانشجوی
بلندپرواز دیروز و زن سرخورده ی امروز،آذر(افسانه بایگان)مبارزه گر وآرمانگرای
دیروز به بن بست رسیده امروز و علی(بهرام رادان)که به اعتقاد سه ضلع دیگر این
مربع،در این سالها تغییری نکرده است."کنعان"روایت گر این به بن بست
رسیده هاست که می خواهند با چنگ و دندان هم که شده روزنه ای برای خروج پیدا
کنند.آیا می توان کنعانی برای آنها متصور بود؟فیلم به ما می گوید که می توان زیرا
کودکی در راه است که شاید بتواند بهانه ای باشد.محمدرضا فروتن با کنعان دوباره ما
را به یاد بازی های به یادماندنی اش می اندازد.او در سرتاسر فیلم بر روی طناب
باریکی حرکت می کند که افتادن از روی آن(حالا به هرسمتی که باشد)سبب از دست رفتن
یکدستی ریتم درونی بازی وی می شد ولی او به درستی تا به انتها این مسیر را طی می
کند.ترانه علیدوستی با کارهای قبلی اش نشان داده که آرام آرام به پختگی و بلوغ
بازیگری اش رسیده.البته در تجربه های قبلی او نقش دخترانی هم سن و سال خود را بازی
می کرد ولی مینای فیلم کنعان زنی سی و چند ساله است که شکسته تر از سنش نشان می
دهد و کودکی نیز در رحم دارد.او در ارائه نقش مینا باید به جنس بازی
در"چهارشنبه سوری"نزدیک میشده یک بازی بدون اطوار و اضافه کاری که تا
حدود زیادی نیز در این را موفق است.اما بهرام رادان در نقش علی رضوان که عده ای می
گویند این اسم آن ها را به یاد علی عابدینی فیلم هامون می اندازد که البته در گفت
و گوی اخیری که مانی حقیقی با ماهنامه صنعت سینما داشته است گفته است که اول قرار
بود این نقش را علی مصفا بازی کند و به همین دلیل هم ما اسم شخصیت را علی گذاشتیم
اما بازی او منتفی شد.
بهرام
رادان در کنعان به نظر من تا حدود زیادی موفق است هرچند نقشش کوتاه است.و بازی
خاصی را هم انجام نداده است.اودر کنعان خودش است با همان لبخندهای دوست داشتنی و
منحصربه فردش.
افسانه بایگان
در نقش آذر،باید یکی از سخت ترین کاراکترهای چند سال اخیر خود را ارائه می
کرده.زنی شکست خورده و به شدت شکننده که شناسنامه گذشته اش توسط دیگران برای ما
تعریف می شود .بایگان با استفاده از میمیک صورت و همینطور بازی با چشم(نگاه های بی
فروغی که هزاران معنی را در خود نهان کرده)بیننده را به عمق تاریکی های روح پریشان
و از هم گسیخته آذر می برد.آذری که ته مانده ای از عشق را در آن آپارتمان کوچک
جستجو می کند.
برای دیدن عکس ها در اندازه واقعی خود بر روی آن کلیک کنید.
معرفی نشریاتی
که به کنعان پرداخته اند:
به زودی
منتظر ماهنامه فیلم و نسیم هم باشید.هر نشریه دیگریکه در آینده بیاید اضافه می کنم.
مطلب
کوتاهی از صحبت های محمود اربابی درباره سنتوری
من رای داریوش مهرجویی احترام زیادی قائلم و
انتظار ندارم او در واکنش به عدم نمایش فیلمش به این موضوع اشاره کند که پروانه
ساخت فیلمنامه اش با نام"تولدت مبارک"1381صادر شده اما سنتوری
سال 1384تولید شده.انتظار ندارم همه مردم و افکار عمومی بدانند که پروانه ساخت یک
فیلم پس از صدورش چندماه اعتبار دارد و طبیعی است که مردم فیلم نامه
اولیه"تولدت مبارک"را نخوانده اند که پس از دیدن سنتوری تشخیص بدهند که
چقدر تفاوت دارد با فیلم نامه ای که پروانه ساخت گرفته.
در ابتدا
این مطلب را نوشتم و منبعشم ماهنامه فیلم است.نظرتون رو درباره این مطلب بگید.
***
تهران
در سه اپیزود
داریوش
مهرجویی،سیف الله داد و مهدی کرم پور با حمایت سازمان فرهنگی هنری شهرداری
تهران،فیلمی سه اپیزودی درباره تهران می سازند.به گفته مجید سرسنگی،قائم مقام
سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران،این پروژه داستانی حال و هوایی مستند گونه خواهد
داشت و بازیگران مطرح سینمای ایران در اپیزود های مختلف آن بازی می کنند.
همان طور
که خواندید خدارو شکر آقای مهرجویی هم دارن فیلم میسازن و فیلم ساختن ایشون در این
پروژه برخلاف گفته ی اولیه منتفی نشده است.
***
حضور
در جشنواره فیلم یاری
هشتمین جشنواره یاری پس از سه روز نمایش فیلم در
اپسالا در استکهلم هم با یاد خسرو شکیبایی آغاز شد. جشنواره یاری در سینما
پارک استکهلم در شرایطی آغاز شد که مردم مشتاق برای خرید بلیت در صفهای
طولانی ایستاده بودند و جالب اینکه تعداد کثیری از این مخاطبین را
سوئدیهای مشتاق شناخت سینمای ایران تشکیل میدادند. همچنین تعداد زیادی
از خبرنگاران رسانههای سوئدی و فارسی زبان برای مصاحبه با هنرمندان
ایرانی در سینما پارک مستقر شده بودند. در میان مخاطبین سفیر سابق
سفارت سوئد در تهران و همسرش هم دیده میشدند. داریوش مهرجویی که همراه با
همسرش وحیده محمدیفر و دخترش مونا و گلشیفته فراهانی برای جلسه پرسش و
پاسخ به روی سن آمده بود در جواب به سوال مخاطبی که پرسید چه دلیلی داشت
علی سنتوری عبا به تن کن گفت: در فیلم میکس در قسمتی ما به زندگی یک
موزسین می پردازیم که اتفاقا ناصر چشمآذر که خودش هم موزسین است؛ این نقش
را ایفا میکند. در آنجا هم چشمآذر عبا تنش است و اصولا خیلی از کسانی که
در ایران کار موسیقی میکنند در منزل از این پوشش سنتی استفاده میکنند.
در ضمن فراموش نکنیم علی از یک خانواده سنتی است و انتخاب این پوشش کاملا
برای او طبیعی است. در ادامه یکی از مخاطبین ضمن موثر دانستن حضور
صدا و اشعار محسن چاوشی در سنتوری از مهرجویی خواهش کرد سلام سوئدیها را
به چاوشی برساند که این تقاضا با تائید حضار روبرو شد. مهرجویی در
ادامه در پاسخ به این سوال که سوگلی فیلمهای شما چه فیلمی است گفت: هر
چند فیلمها مانند بچههای سازنده هستند اما واقعیت این است که دختر دایی
گم شده بیشک سوگولی فیلمهای من است. در ادامه جلسه گلشیفته در پاسخ
به سوال یکی از مخاطبان که شما در میم مثل مادر یک مادر نمونه بودید و در
سنتوری یک زن بیوفا خودتان کدام نقشتان را بیشتر میپسندید؛ گفت: مسلم
است که همه یک مادر فداکار را دوست دارند و زنی که به دنبال یک زندگی بهتر
دیگر حاضر نیست با شوهر معتادش بماند را درک نکنند! در ابتدا من هم
با آقای مهرجویی بحث داشتم و میگفتم هانیه نباید علی سنتوری را رها کند.
اما آقای مهرجویی به من گفتند زن امروز نباید تحت هر شرایطی همه چیز را
تحمل کند و هانیه حق دارد شوهری که حاضر به ترک مواد نیست را ترک کند و
حالا که فکر میکنم میبینم هانیه کار درستی کرد. چرا باید میماند و تحمل
میکرد؟ فیلم سنتوری همچنين در نخستین روز هشتمین جشنواره فیلم
یاری در سینما قصر شهر اپسالا در سوئد به نمایش درآمد و پس از آن
هم مهرجویی به سوالهای حاضران پاسخ داد. مهرجویی پس از نمایش فیلم در
پاسخ به این سوال که چرا سنتوری در ایران نمایش نداشته، گفت: این فیلم
سرنوشت عجیبی داشت. با وجود داشتن تمامی مجوزها و شروع تبلیغات، سه روز
مانده به اکران به ما گفتند در حال حاضر صلاح نیست که این فیلم اکران شود
و بعد از مدتی سیدی قاچاق فیلم در مسکو دانلود شد و در سراسر دنیا پخش شد
و امید تهیهکنندگان فیلم کاملا از بین رفت. گلشیفته فراهانی هم در
پاسخ به این سوال که شما هم تجربه کار با داریوش مهرجویی و هم رایدلی
اسکات را دارید این دو را چطور با هم مقایسه میکنید؛ گفت: این سوال خیلی
سختی است! مثل اینکه بپرسید کی از کی خوشگلتر است. البته آقایان اسکات و
مهرجویی به شدت به هم شبیه هستند از نظر رفتاری. هر دو خونسردی بیش از
اندازهای دارند. ولی به نظر من اگر امکانات سینمای آمریکا دست کارگردانی
مانند مهرجویی باشد واقعا آپولو هوا میکند! فراهانی افزود: اگر
سینماگران را با شناگران مقایسه کنیم سینمای ایران مانند شنا کردن در رود
کارون است و سینمای آمریکا مانند دراز کشیدن روی یک تشک بادی در یک دریاچه
آرام و خوردن نوشیدنی. پس میشود نتیجه گرفت ایرانیها شناگران بهتری
هستند! در ادامه وحيده محمدیفر فیلمنامهنویس در پاسخ به این سوال
که چرا نقش معتاد را به یک موزيسین دادید گفت: ما میخواستیم مشکل اعتیاد
را مطرح کنیم. بگوییم معتاد بیمار است و احتیاج به کمک دارد. این کاراکتر
میتوانست هر شغلی داشته باشد ولی ما داشتیم قصه علی سنتوری را میگفتیم
که یک موزیسین بود.
منبع خبر : پايگاه خبري فيلم كوتاه
***
قسمتی
کوتاه از رمان داریوش مهرجویی:به خاطر یک فیلم بلند
من نسبت
به میرمیرانی همیشه احساس خلا وکمبود می کردم،یعنی حس می کردم او بهتر از من و
بیشتر از من می داند و درحالی که سعی می کردم از او یاد بگیرم و گاه حتی کارها و
لحن او و اصطلاحاتش را عینا تقلید کنم،هی او را پس می زدم و زور می زدم در رفتار و
کردار وگفتارش عیب و ایراد پیدا کنم و او را به اصطلاح فیلم چی ها بکوبانم.به خصوص
از آن وقتی که عاشق سلما شدم و پای او به میان کشیده شد.نمی دانم این غیظ درونی از
کجا می آمد.غیظ داشتم نسبت به او،نسبت به خودم،نسبت به دیگران...وهمه چیز به نظر
بدرنگ و کدر و بی خاصیت و ماسیده می رسید.عین یک غروب سنگین مه آلود.
البته
وقتی تو راهنمایی بودیم زیاد باهاش حشر ونشری نداشتم.چون او رفته بود البرز و من
تو همان راهنمایی حوالی اندیشه عباس آباد مانده بودم.دیدار او بیشتر عصرها رخ می
داد که از مدرسه به خانه می آمد.خانه اش بیست متر پایین تراز خانه ما بود.ما بچه
های کوچه بودیم و عصرها که از مدرسه برمی گشتیم،بی درنگ گل ها را در کوچه خلوت
بغلی می کاشتیم و دبزن به فوتبال...و او گاه به گاه دورادور با ساک تنیس زیبایش که
به دوش می کشید از میان جمع ما می گذشت وسلام و علیکی سرد و بی حال می انداخت و می
رفت... و وارد حیاط پردارو درخت و شیک و پیکشان می شد.بچه ها همیشه به او شرم وحیا
نشان می دادند.نمی دانم ازچه بود.از پولدار بودنشان؟از کاریزمای به خصوصش،از
زیبایی و مهربانی مادرش یا از چهره نسبتا رئوف و جذابش...جذاب که چه عرض کنم از
نظر من اصلا جذاب نبوده و نیست...می بینم که حس حسادت دارد یورش می آورد...نمی
دانم با این تعصب احمقانه خود چه کنم.تعصب که می گویند لابد همین است.من نسبت به
این آدم حسادت می کنم،از او متنفر می شوم و نسبت به موجودیتش تعصب نشان می
دهم.نباشد بهتر است.یعنی اصلا کل موجودیت او را منکر می شوم.ای بابا.یعنی بخواهی
نخواهی در درونم دارم او را اعدام می کنم.یعنی می بینم که چه راحت می شود از بغض و
حسادت و کینه به انزجار و صدور حکم اعدام رسید.
***
فیلم
های خسرو شکیبایی در شبکه نمایش خانگی"خسرو شیرین سخن"
مجموعه ای
از فیلم های خسرو شکیبایی در مجموعه ای با نام"خسرو شیرین سخن"را موسسه
رسانه های تصویری وارد شبکه نمایش خانگی کرد.این فیلم ها عبارت اند از:هامون،مزاحم،دزد
و نویسنده،خواهران غریب،روانی،سارا،کاغذ بی خط،سالاد فصل،عاشقانه و حکم
***
اکران
عید فطر را از دست ندهید
دوستان
اکران عید فطر را از دست ندهید به هیچ وجه.هرچهار فیلم اکران خوب
هستند.دعوت،کنعان،سه زن و آواز گنجشک ها.پیشنهاد ما کنعان و دعوت است.البته دو
فیلم دیگر هم خیلی خوبند.اونا رو هم ببینید.
فیلم هایی
که نام کارگردانانشان هم به اندازه خود فیلم مهم است.ابراهیم حاتمی کیا،مجید
مجیدی،منیژه حکمت و مانی حقیقی.
همین
مطالب آخرین اخبار از داریوش مهرجویی،فیلمش و فعالیت های دیگرش است.به محض رسیدن
اخبار جدید،خبر در همین جا انتشار می یابد.
راستی
دوستان به زودی گالری کامل فیلم بمانی و دیالوگ های فیلم درخت گلابی اضافه خواهد
شد.
همراهان عزیز سلام به دلیل مشکلاتی که برای قالب قبلی به وجود آمد،این قالب فعلی وبلاگ است. در دو روز آینده آپ می کنم. فقط یه نکته رو می خواستم بگم که هفته نامه شهروند امروز را تهیه کنید. قسمتی از رمان منتشر نشده داریوش مهرجویی:به خاطر یک فیلم بلند تا فردا
داريوش مهرجويي» گفت: در فيلم سهاپيزودي «تهران
در جستجوي زيبايي» قرار شده تا هر كدام از ما سه فيلمساز، از زاويه ديد
خود نسبت به مسايل تهران و اتفاقاتي كه در آن ميافتد، نگاه كنيم و ساخته
شدن بخش تهران قديم توسط من منتفي است. داريوش مهرجويي اظهار داشت: پروژه
«تهران در جستجوي زيبايي» در حال حاضر در مراحل مقدماتي قرار دارد. وي
افزود: من طرح خود را به آقاي حسيننژاد ارائه دادهام و منتظر هستم تا از
سوي ايشان زمان آغاز پروژه اعلام شود. مهرجويي با اشاره به موضوع
اپيزود خود از شهر تهران گفت: گفته شده بود كه قرار است من بخش تهران قديم
را در اين پروژه به تصوير بكشم اما چون اين پروژه، داراي سه داستان مجزا
است، قرار شده تا هر كدام از ما سه فيلمساز(من به همراه سيفالله داد و
مهدي كرمپور)، از زاويه ديد خود نسبت به مسايل تهران و اتفاقاتي كه در آن
ميافتد، نگاه كنيم. وي درباره رسيدن «تهران در جستجوي زيبايي» به
جشنواره فيلم شهر، گفت: فعلا پروژه در مرحله عقد قرارداد و پيش توليد قرار
دارد و مشخص نيست كه اين كار به جشنواره شهر كه اسفندماه برگزار ميشود،
ميرسد يا نه. مهرجويي با اشاره به كارهاي آتي خود (سواي پروژه
تهران) گفت: در حال حاضر چند طرح را در دست بررسي دارم كه با قطعي شدن
توليد آنها، در طي يكي دو هفته آينده آنها را از طريق رسانهها اعلام
خواهم كرد. منبع خبر : فارس
مهرجويي ميگويد كه در حال برآورد حسابهاي مربوط به «سنتوري» هستيم خسارت عدم نمايش عمومي «سنتوري» پرداخت خواهد شد؟ داريوش مهرجويي گفت :هم اكنون كارهاي مقدماتي
مربوط به دريافت خسارت توقيف فيلم سنتوري درحال انجام است. مهرجويي در
پاسخ به سوالي درباره وضعيت دريافت خسارت مربوط به فيلم سنتوري گفت: اين
مساله در حال طي كردن مراحل قانوني خود است و در حال برآورد حسابهاي
مربوطه هستيم. فيلم سنتوري آخرين ساخته داريوش مهرجويي است كه قرار
بود سال گذشته در سينماها اكران شود ولي يك هفته مانده به اكران ، اين
فيلم توقيف شد و از نمايش عمومي بازماند و بعدها نسخه غير قانوني اين فيلم
درشبكه غير مجاز كشور توزيع شد. مسوولان سينمايي تا كنون در صحبتهاي خود
بارها از پرذاخت خسارت توقيف اين فيلم سخن گفته اند.
منبع خبر : ايلنا
راستی دوستان خبر رو شنیدید؟ محمدرضا گلزار با دادن نصف سرمایه ی ساخت فیلم شریک به مسعود کیمیایی خواهان نقش اول فیلم وی است.این طور که من شنیدم کیمیایی گفته است حتی اگر سرمایه را هم بدی نقش دوم را به تو خواهم داد و نقش اول مال پولاد است. یک جایی دیگر هم خواندم که کیمیایی با حضور گلزار در نقش اول موافقت کرده و وقتی پولاد به او اعتراض کرده دست رد به سینه او زده است.متن زیر را بخوانید.البته شوخی است و من هم نگفتم.از جانب کس دیگری است. پولاد:بابا مگه من پسرت نیستم؟ مسعود:تو دیگه بزرگ شدی پسرم برو تلویزیون سریال بازی کن.مگه واسه سریال فریدون(جیرانی)از من اجازه گرفتی؟ گلزار:بشمرم؟ مسعود:بشمر. پولاد:(با صدای آلن دلونی بخوانید)پدر!تو هیچ منو دوست نداشتی.
سه شنبه دوم مهر 1387>
|
چهاردهه حضور درخشان در سطح اول سینمای ایران داریوش مهرجویی را به یکی از فیلمسازان شاخص این سینما بدل کرده است.سینمای جدی ایران با مهرجویی و گاوش آغاز می شود.فیلمسازی که در طول دوره های مختلف تاریخی،موفق شده آثار درجه یکی بسازد که اغلب آنها یک اتفاق مهم در سینمای ایران محسوب شده اند.با مهرجویی سینمای جدی ایران آغاز شد.با او چهره ی سینمای ایران به جهانیان معرفی شد و با او بود که مفاهیم روشنفکرانه از سوی طیف گسترده مخاطب مورد پذیرش قرار گرفت.
*** این وبلاگ تنها ، وبلاگی است برای خبررسانی از داریوش مهرجویی و شخص آقای مهرجویی هیچ گونه دخالت و نظارتی ندارد.