مي خواهم
عينكي به چشمش بزنم كه حالت صورتش را حسابي مزخرف كند.
مهرجويي
اين جمله را بعد از بالا پايين كردن همه عينك هاي مغازه,تحويل عينك فروش مي دهد و
آخر سر هم با عينك فروش به اين نتيجه مي رسند كه عينك خود خسرو شكيبايي براي نقش
هامون,مزخرف ترينچيز ممكن است و اين از
نظر مهرجويي يعني مناسب ترين.اين شيوه مردي است كه سال ها پاي فيلم هايش نشسته ايم
و با خاطرات آدم ها و فضاهايش يك قل,دو قل بازي كرده ايم.مردي كه مي خواهد هر چيز
را كه دوست دارد فيلم كند.اين مرد مو فرفري با آن باراني هاي بلند و شال گردن هاي
3-2 متري,هم عباس أقا سو پر گوشت(اجاره نشين ها)را خلق كند و هم ليلا را.اين فاصله
را كدام ذهن مي تواند پر كند از آن مرد هپلي قصاب گرفته تا اين زن معصوم و صبور؟
مهرجويي
كه الماس 33,آقاي هالو و پستچي و دايره مينا را مي سازد,بماني و درخت گلابي و
مهمان مامان و سنتوريرا هم مي سازد.و
شايد هيچ كس به اندازه اين مرد درب و داغان دوست داشتني,شبيه حميد هامون نباشد و
شايد بعد از آن شبيه پري و صفا و اسد و محمود.شايد براي همين است كه حتي جوراب هاي
هامون هم جوراب هاي خود مهرجويي بوده,رخت و لباس ها و كيف و باقي متعلقات هامون
همه شان مال خود مهرجويي بوده.
اين
مهرجويي -كه هميشه دنبال يك منجي,يك ورد,يك مراد و يك چيزي بوده كه بياويزد قباي
ژنده و كپك زده اش را-هنوز براي ما فيلم مي سازد.
مطلبی به قلم سعید عزیز
مهرجویی الماس سینمای ایران صحبت از کسی است که در این کشور در این جامعه که شدیدا تمایل به یکرنگ کردن جامعه دارد همرنگ جماعت نشده صحبت از کسی است که همواره در هر دوران چه قبل از انقلاب بوده و چه بعد از انقلاب چه دوران اصلاحات چه سازندگی حرف خودش را زده دنیایش آنقدر درونی نشده که کسی از آن سر در نیاورد و آنقدر جو زده نشده که حرف هایش تاریخ مصرف پیدا کند در عین حفظ اصالت کلام رنگ زمانه هم به آن بخشیده و به همین دلیل است که اثارش ماندگارند و او همواره خودش بوده اگر امروز بیضایی را دوست نداریم اگر کیمیایی را دوست نداریم به دلیل آن خود گمشده شان است و مهرجویی همواره با حفظ خودش تازگی را به کلامش بخشیده او هیچ وقت سینما زده هم نشده سینما را ابزاری دانسته برای بیان کلامش مانند قلم از این رو است که سالها فلسفه می خواند تا وارد سینما شود نه سینما و اینچنینی است که عمق و پهنای کلام را می شناسد و فریم به فریم آثارش شوری در زمانه بپا می کند با وجود اینکه سینما نخوانده اما ابزار کارش را درست می شناسد به بهانه کاگردان بودن خود را از باقی مسیولیت ها رها نکرده بلکه مشخص است که در هر اثر بار سنگین کار را به دوش می کشد وهمین است که همه مولفه های اثارش رنگ بوی او را دارند مهرجویی فیلمبرداری می شناسد موسیقی می شناسد صدا را می شناسد بازیگری را کاملا می شناسد و نه تنها می شناسد بلکه عمق بازیگری را می فهمد فلسفه بازیگری را می فهمد نقش و بازی در ک میکند و همین است که بازیگرانش به این راحتی از نقش هایشان رها نمی شوند چون او سراغ عمق و ویزگی های بازیگر می رود و چنان آن باطن طلایی را از بازیگر بیرون می کشد که خود بازیگر هم شیفته آن می شود و باری بازی و بازیگری هم فلسفه دارد جایی که در فیلم پری داداشی بعد از سیر و سلوک فلسفی و عرفانی 4 شخصیت داستان می گوید دنیا همه اش و بازی و ما بازیگر آنیم .به همین دلیل است که خسرو شکیبایی تا پایان عمر حمید هامون ماند گلشیفته هر کاری کرد باز هم از شیرینی و طراوت میمی رهایی نیافت لیلا حاتمی نتوانست از مظلومیت لیلا رهایی یابند و اینجاست که قدرت مهرجویی در هدایت بازیگر معلوم می شود مهرجویی موسیقی را می شناسد و یکی از نقاط اوج آثارش موسیقی های آن است از سنتور زیبای جاری در فیلم گاو که خود نوازنده آن بود تا موسیقی دلنشین آقای هالو تا تم زیبای باخ در هامون و موسیقی تکان دهنده درخت گلابی و اوج موسیقی درآثارش و ادای دینش به موسیقی یعنی علی سنتوری که آنقدر سنتور زیبا و ماهرانه در آن نواخته می شود و آنچنان صدای سنتور در سر تاسر فیلم جاری می شود . که سنتور پس از این فیلم به یکی از محبوب ترین سازهای نوازندگان ایرانی تبدیل می شود و او حتی در دیالوگ های این فیلم هم موسیقی را جاری کرده و این عین جمله علی مصفا است پس از فیلم پری که هنگام گفتن دیالوگ های مهر جویی انگار داریم شعر می خوانیم مهرجویی آنقدر زیبا و هوشمندانه دیلوگ ها و پیام یک سکانس را بین بازیگران تقسیم می کند و استفاده درست و بجایش از بداهه باعث می شود در عین عمق کلام اصلا دیالوگ هایش خسته کننده نباشد .آغازهای آثار مهرجویی دیگر نقطه قوت فیلم هایش است و در همه فیلم هایش مهرجویی ابتدا با یک آغاز کوبنده مخاطب را درگیر فیلم کرده و پس از آن وارد داستان می شود از سکانس خواب حمید هامون تا دیالوگ ابتدایی روشن کردن نوری در تاریکی در فیلم بانو سیگار کشیدن سارا و خواب پری مراسم شعله زد پزان لیلا تا سکانس تاریخی بالا آمدن علی از ایستگاه مترو در علی سنتوری از نمونه های در خشان این آغاز هاست. پایان بندی ها هم به همین مقدار متناسب است و در تمام آثار مهرجویی آرامش خاصی در پایان فیلم به بیننده القا می شود .او هیچ وقت مخاطبش را اشفته و حیران رها نمی کند . نفس کشیدن دوباره حمید هامون – خانه دار شدن ساکنان آپرتمان اجاره نشین ها، به دنیا آمدن باران در لیلا، شکستن روزه و آرامش پایانی پریT خواب پایانی مهمان مامان و کنسرت جادویی پایانی سنتوری جایی که همه آدم بده های داستان تا اینجا باید به هیبت ضد قهرمان هایی در آمده و کنسرت بدهند کنسرتی در سکوت آسایشگاه و به واقع بهترین پایان بندی مهرجویی در همین فیلم بود. مهرجویی از لحاظ فرم و ساختار هم همواره خود را سرحال و تر و تازه نگاه داشته هیچ وقت در آثارش فرم از محتوا جلو نزده هیچ زمانی اصرار نداشته که در ساختار مولف بودنش را القا کند بلکه کلامش همواره لوی تالیف داشته اگر فیلمی مثل هامون نیاز به ریتم تند و هیجان داشت از یک نوع ساختار استفاده می کرد اگر بانو آرامش می خواست سریعا ساختارش را کاملا عوض می کرد در درخت گلابی برای به دست آوردن آن فضای شاعرانه بازهم شکل جدیدی از فیلمسازی را امتحان کرد در بمانی در یک ساختار شکنی جسورانه و دیدنی دوربین روی دست را برای یک اثر مستند داستانی به کار برد در میکس که بعد ها منتقدان اوج درخشش فیلمسازی مهرجویی را در آن شاهد بودند یک فیلم در فیلم را به سبک پسامدرن که کم در سینما به کار می رود و روش جدیدی رمان نویسی است به کار برد و دریچه جدیدی در ساختارهای سینمایی گشود در مهمان مامان دوربین روی دست و طراحی صحنه آنچنان به گرمی لحظات کمک کرده که به واقع دوربینو مخاطب هم خود را مهمان آن مهمانی با شکوه می داند و در سنتوری هم دوربین روی دست داریم اما جنسش فرق می کند با آثار پیشین القای رنگ قهوه ای در فیلمبرداری کنتراست ها و رنگ های عجیب چرخش های جادویی دوربین کات های به جا و جامپ کات ها همه دست به دست هم توانسته اند فضای ذهنی علی سنتوری را به بهترین شکل القا کنند این فضای ذهنی همواره در اثار مهرجویی مهم بوده وی هیچ وقت خود را به مانند دانای کل راوی داستان نکرده بلکه با قهرمان هایش در یک سفر ذهنی همراه می شود و سعی می کند از دریچه شخصیت ها حقیقت را پیدا کند . مهرجویی درآثارش همواره یک روشنفکر بوده و هست و روشنفکری که رابطه اش با دین را تنگاتنگ حفظ کرده و به معنای واقعی یک روشنفکر مذهبی است که دچار ریا و فاشیسم مشکلاتی از این شکل نشده مذهب را وسیله ای برای تفکر باز خویش قرار داده نه کلیدی برای بستن افکار و این جاست که عطا الله مهاجرانی بانو را مذهبی ترین فیلم سینمای ایران می داند و اگر جلوتر برویم مهرجویی را باید مذهبی ترین کاگردان سینمای ایران بدانیم که آاثارش مذهب را به طور درونی القا می کند بیننده پس از دیدن فیلم هایش احساس نزدیکی به دین را دارد بدون اینکه خود متوجه شود در کل سینمای به ظاهر مذهبی مان دو صحنه نماز زیبا بیشتر نداریم اول در آژانس شیشه ای و دوم آموزش نماز تاریخی حمید هامون که به واقع بارها باید برای ترویج نماز از تلویزیون پخش می شد مهرجویی خود هم مذهبی بوده و هست بدون اینکه ریا کند. قصد ندارم از جنبه های شخصی زندگی او بگویم که روا نیست اما در پایان باید بدانیم که مهرجویی علاوه بر فیلمسازی رمان نویس قهاری هم هست و چند رمان منتشر نشده دارد ترجمه های زیبایی از او چاپ شده او علاوه بر دکترای فلسفه موسیقیدان ماهری است او تیاتر را می شناسد و چند بار برای به روی صحنه بردن چند اثر از اورژن یونسکو اقدام کرده شاید ندانید که مهرجویی در نقاشی هم تبحری دارد و سخنران ماهری هم هست و به واقع گنجینه هنرها و الماسی درخشان در این دوران است وی اینروزها خود را برای ساخت فیلم کوتاه تهران در جستجوی زیبایی آماده می کند شایسته او ساختن این اثر نیست اما مطمئن باشید از چنینی موضوعی هم فیلمی زیبا و درخشان ایجاد خواهد شد، همانند فیلم کوتاه دختر دایی گمشده که در تاریخ سینمای کوتاه ما نمونه است چه مضمون چه ساختارش. مهرجویی طرح هایی مثل کارگاه یحیی –زکریای رازی-عطار نیشابوری – نقاب زیبا و سفر به شهر فرشتگان را آماده کار دارد امیدواریم سالها زنده باشد و ما را همچنان به ضیافت شاهکار هایش دعوت کند - آمین
با تشکر از سعید به خاطر مطلب زیبایش
داریوش
مهرجویی تا این لحظه 21فیلم سینمایی ساخته است که جزو آثار مهم و ارزشمند سینمای
ایران محسوب می شوند.در این مقاله کوتاه به هریک از آن ها می پردازیم.
الماس 33
که می شود از آن به عنوان ضعیف ترین فیلم داریوش مهرجویی نام برد که البته فیلم
اول وی بود و انتظار زیادی هم از آن نمی رفت.همچنین منتقدان معتقدند که اگر الماس
33شکست نمی خورد ممکن بود داریوش مهرجویی تا سال ها به فیلم ساختن درسینمای تجاری ادامه
بدهد. عکسی از الماس 33
اما دومین
فیلم داریوش مهرجویی به نام "گاو"که در سال 1348ساخته شد یکی از
ارزشمندترین آثار سینمای ایران و آثار مهرجویی است.بازیگرانی که به واسطه ی آن
فیلم در سینمای ایران محبوب و معروف شدند عبارت اند ازعزت الله انتظامی،علی
نصیریان،جمشید مشایخی،جعفروالی،پرویز فنی زاده و..... گاو
در سال
1349داریوش مهرجویی فیلم آقای هالو با بازی علی نصیریان را ساخت که آن هم فیلمی
بسیار درخشان بودو بازی علی نصیریان هم در آن فیلم دیده شد.
سال بعد
از ساخت فیلم آقای هالو داریوش مهرجویی فیلم پستچی را ساخت که باز هم علی نصیریان
در آن فیلم نقش اول را بازی کرده بود.و این فیلم هم مورد توجه منتقدان و مردم قرار
گرفت.نصیریان در پستچی
اما فیلم
بعدی مهرجویی به نام دایره مینا که در سال1353ساخته شد،فیلمی بود باموضوعی بسیار جنجالی
درباره دلالی خون که همین موضوع هم برای فیلم دردسر زیادی به وجود آورد و فیلم
توقیف شد و سرانجام در سال 1357به نمایش در آمد و استقبال مردم و منتقدان را به
همراه داشت.
وی در سال
1355 سریال الموت را با حضور عزت الله انتظامی ساخت که البته نیمه تمام باقی ماند
و در سال 1358فیلم مدرسه ای را که می رفتیم را ساخت که هم اکنون خبری از این فیلم
در هیچ جا موجود نیست که البته احتمال می دهم موضوع فیلم باید حساس می بوده باشد
زیرا در سال 1368به نمایش در آمد یعنی دقیقا ده سال توقیف بود.
در سال
1365 مهرجویی کمدی بسیار زیبا وجنجالی اجاره نشینها را ساخت که هنوز هم پس از گذشت
سالها در میان کمدی ها بدون رقیب ایستاده است و در نظرسنجی سینمای ملی ماهنامه
فیلم رتبه اول را بدست آورده بود. عکسی از اجاره نشینها
در سال
1366 فیلم شیرک ساخته شد که متاسفانه از این فیلم هیچ اطلاعاتی در دست نیست.
اما
بزرگترین اتفاق فیلم های مهرجویی در سال 1368 اتفاق افتاد که با ساخت فیلم شاهکار
هامون بار دیگر اسم مهرجویی برزبان ها افتادو از آن فیلم بود که مهرجویی به یکی از
بهترین های تاریخ سینمای ایران تبدیل شد.فیلم هامون از همه لحاظ شاهکار بود. از
کارگردانی و بازیگری بگیرید تا فیلمبرداری و موسیقی و...
خسرو
شکیبایی با بازی در فیلم هامون بود که تبدیل به یک پدیده شد و چقدر باید از
مهرجویی ممنون باشیم که لذت تماشای هامون را به ما داد.\
مهرجویی بعد از هامون فیلم زیبای بانو را ساخت
که این فیلم هم حدود هفت سال توقیف بود.یعنی در سال 1370ساخته شد اما1377به نمایش
در آمد.و طبق معمول با استقبال منتقدان روبرو شد.البته فیلم در جشنواره فجر به نمایش
درنیامد و کارعوامل هم به دلیل توقیف طولانی مدت خیلی دیده نشد. \
سپس او سه
گانه خود درباره زن را ساخت.با دو فیلم درخشان سارا در سال1371،پری در سال1373
وشاهکار لیلا در سال1375.هرسه فیلم از آثار درخشان داریوش مهرجویی محسوب می شوند.و
فیلم لیلا پرارزش ترین ملودرام تاریخ سینمای ایران است.با دو فیلم ساراوپری معلوم
شد که نیکی کریمی هم می تواند خوب بازی کند و با فیلم پری مهرجویی، علی مصفا را در
کاراکتر بی نظیر داداشی با اجرای درخشان وی به ما معرفی می کند.سارا،پری،لیلا
اما بعد
از این سه گانه مهرجویی شاهکاری می سازد به نام درخت گلابی.او در این فیلم هم
پدیده ای را به ما معرفی می کند.دختری چهارده ساله به نام گلشیفته فراهانی.کسی که
در سال های آینده تبدیل به یکی از بهترین های سینمای ایران شد.فیلمی بسیار زیبا و
با موضوعی نو در سینمای ایران و موسیقی شاهکار کریستف رضاعی. گلشیفته فراهانی در
نمایی از درخت گلابی
فیلم بعدی
مهرجویی اپیزودی بود از فیلم قصه های جزیره و نام اپیزود مهرجویی دختردایی گمشده
نام داشت.فیلمی که با بازیگوشی های فرمی اش نشان از همچنان سرحال و شاد بودن
مهرجویی در60سالگی است.همچنان مهرجویی سوگولی فیلم هایش را دختردایی گمشده معرفی
کرده است.
بعد از آن
مهرجویی فیلم میکس را میسازد که با انتقاد شدید منتقدان رویرو شد.اما به شخصه فیلم
را اثری دوست داشتنی می دانم و آن را دوست دارم.فیلمی درباره سختی های یک کارگردان
و فیلم هایش.
فیلم بعدی
مهرجویی هم باز با انتقاد شدید منتقدان روبرو می شود فیلم بمانی.هیچ چیزی درباره
این فیلم نمی گویم چون نمی دانم!و اپیزود فرش و فرشته که کاری معمولی بود و چیز
خاصی نداشت.
اما بعد
از چند فیلم معمولی مهرجویی فیلمی ساخت که هنوز هم دربین بهترین کمدی های سینمای
ایران قراردارد فیلم مهمان مامان.کمدی سرخوشانه ای که هم مورد توجه منتقدان قرار
گرفت و هم با استقبال شدید مردم روبرو شد و جایزه بهترین فیلم را از جشنواره فیلم
فجرگرفت.فیلمی که همه چیز را در خود دارد اما آن را به رخ نمی کشد.پرونده فیلم مهمان مامان
اما آخرین
فیلم داریوش مهرجویی و به عبارتی یکی از بهترین فیلم هایش"سنتوری"جایزه
بهترین فیلم از نگاه تماشاگران را همراه با اخراجی های ده نمکی از جشنواره فیلم
فجر به دست آورد.فیلمی که هم منتقدان دوستش داشتند و هم مردم.اما بخت یار سنتوری
نبود و این فیلم به دلایلی کاملا بی ربط از اکران بازماند وآخرین
شاهکارمهرجوییرنگ پرده سینما را به خود
نگرفت.تلاش های داریوش مهرجویی و فرامرز فرازمند تهیه کننده فیلم بی نتیجه ماند و
سرانجام فیلم در زمستان 86وارد بازار شد و بسیار بسیار مورد توجه قرار گرفت.هزاران
نفر فیلم را دیدند و تحسین کردند.بازی بی نظیر بهرام رادان و بازی دوست داشتنی
گلشیفته فراهانی به همراه سایر بازیگران و کارگردانی استادانه داریوش مهرجویی و
درخشش همه عوامل دیده شد.
این
21فیلم درخشان به غیرازدو آثار که آنها نیز اثری قابل تامل هستند کارنامه داریوش
مهرجویی را تشکیل می دهند.به قول علی معلم"کمتر فیلمسازی در ایران پیدا میشه
که کارنامه ای مانند کارنامه ی داریوش مهرجویی داشته باشد که فیلم های متوسط و بدش
انقدر کمه که میشه نشمردشون." مهرجویی
مصاحبه ی داریوش مهرجویی درباره فیلم دایره مینا کلیک کنید
کلیپ صحبت کردن داریوش مهرجویی درباره فروغ
/دانلود/
عکس هایی از سنتوری که شاید ندیده باشید:
یادداشت بهرام رادان درباره داریوش مهرجویی به مناسبت سالگرد تولدش؛ جواهریادداشت بابک غفوریآذر درباره داریوش مهرجویی به مناسبت سالگرد تولدش؛ جوان پرتجربهیادداشت هوشنگ گلمکانی درباره داریوش مهرجویی به مناسبت سالگرد تولدش؛ آقا! راز موفقیت شما چیست؟گفتگو با فیلمساز بزرگ؛ تنها آرزوی آقای داریوش مهرجویی
نتیجه نظرسنجی گذشته 98نفر در این نظرسنجی شرکت کردند. آراء به صورت زیرمی باشد: هامون:20رای لیلا:12رای درخت گلابی:5رای سنتوری:35رای مهمان مامان:9رای پری:6رای سارا:2رای دایره مینا:2رای دختردایی گمشده:4رای اجاره نشینها:3رای همون طور که مشاهده کردید سنتوری بیش ترین طرفدار را دربین بازدیدکنندگان داشته است.
به زودی با ویژه نامه تولد داریوش مهرجویی قالب موقت است
یکشنبه دهم آذر 1387>
|
چهاردهه حضور درخشان در سطح اول سینمای ایران داریوش مهرجویی را به یکی از فیلمسازان شاخص این سینما بدل کرده است.سینمای جدی ایران با مهرجویی و گاوش آغاز می شود.فیلمسازی که در طول دوره های مختلف تاریخی،موفق شده آثار درجه یکی بسازد که اغلب آنها یک اتفاق مهم در سینمای ایران محسوب شده اند.با مهرجویی سینمای جدی ایران آغاز شد.با او چهره ی سینمای ایران به جهانیان معرفی شد و با او بود که مفاهیم روشنفکرانه از سوی طیف گسترده مخاطب مورد پذیرش قرار گرفت.
*** این وبلاگ تنها ، وبلاگی است برای خبررسانی از داریوش مهرجویی و شخص آقای مهرجویی هیچ گونه دخالت و نظارتی ندارد.