در تازه ترین شماره ماهنامه فیلم ، گفتگویی با حسن
فتحی در رابطه با فیلم جدیدش ، پستچی سه بار در نمی زند انجام شده است.او در این
گفتگو ، درباره مهرجویی هم سخن گفته است . اینجا بخوانید : مهرجویی هم سینما را با الماس 33 شروع کرد.حالا یک عده رو درهم می کشند.اما
بسیار آگاهانه و هوشمندانه ساخته شده است.او الماس 33 را تجربه کرد تا از
فیلمفارسی هرچه را که به دردش میخورد جدا کند و در فیلم های بعدی به جا و به
اندازه از آن ها بهره گیرد.معتقدم بومی ترین فیلمساز ما مهرجویی است.در فیلم هایش
هم عناصر عامه پسند می بینیم که آگاهانه استفاده شده و هم حال و هوای روشنفکرانه
دارد . سینمای مهرجویی می تواند الگوی ایده آل و سرمشق خوبی باشد برای فیلمسازان
نسل آینده.خودم همان قدر که از آثار بزرگانی مثل حاتمی و بیضایی تاثیر گرفته ام بی
تردید از مهرجویی هم گرفته ام. یکی از این تاثیرها تلاش برای نزدیک شدن به مردم
است.او در آثارش فرمولی را پیدا کرد که از یک طرف نگاهی به فیلمفارسی دارد و از
طرفی تراوش های ذهنی ، فکری ، فلسفی ،و اجتماعی روزگار خودش را ترکیب کرده و به یک
سینمای موفق رسیده است .هم فیلم روشنفکری می سازد و هم آثارش را عامه می پسندند
.اغلب فیلم هایش هم پرفروش بوده است.من به فیلمسازان توصیه می کنم با دقت سینمای
مهرجویی را زیر ذره بین بگذارند چون برای پرش آن ها می تواند الگوی بسیار خوبی
باشد.عصاره سینمای ایران را در آثار مهرجویی می بینید .من هم در حد بضاعت و
توانایی ام با کمال میل میخواهم در این مسیر حرکت کنم.
یادداشت بعدی به زودی : تمام ماجراهای داریوش مهرجویی
سلام همراهان عزیز
از شروع این وبلاگ یعنی از دی ماه سال 1386 تا به حال قالب
های زیادی رو گذاشتم و عوض کردم . اما به احتمال زیاد این قالب دیگر عوض نخواهد
شد. به نظرم قالب بسیار جذابی است و از سازنده آن هم ممنونم . گالری عکس ، این بار
نسبت به دفعه قبل کاملتر شده و همچنین عکس های اپیزود تهران تهران هم به آن افزوده
شده است. فقط می ماند آقای هالو، پستچی و مدرسه ای که می رفتیم که آن هم به زودی
اضافه می شود .بخش پرونده فیلم های مهرجویی هم فعلا شامل پرونده دو فیلم درخت
گلابی و مهمان مامان است که هرماه به روز می شود . سینمای مهرجویی و معرفی کامل
فیلم ها هم که معلوم است و نیازی به توضیح ندارد . خیلی دوست داشتم این وبلاگ کامل
تر از اینی که هست میشد و بخش هایی مثل مصاحبه های آقای مهرجویی ، موسیفی فیلم ها
، دانلود فیلم هایشان و همچنین عکس هایی از حضور در جشنواره های خارجی هم وجود
داشت . و یا حتی عکس های پشت صحنه همه فیلم های داریوش مهرجویی که خیلی عکس دارم و
بسیار هم جالب است ولی دیگه نشد .ببخشید.
پارلماننیوز: به رغم توصیه نخبگان و افراد خاص اجتماعی در مورد کنار
گذاشتن کینه ها و اتهام زنی های دو ماه اخیر و پس از انتخابات ریاست
جمهوری، صداوسیما در رویه ای جالب بیش از 100 تن را به صورت مستقیم و
غیرمستقیم شامل ممنوعیت تصویری و فعالیت در این سازمان کرده است.
به
گزارش آینده، پس از ممنوع شدن فعالیت و تصویر چهره هایی مانند سید جواد
هاشمی، ساعد باقری، سهیل محمودی، عبدالجبار کاکایی ساختار این محدودیت ها
دو ماه پس از انتخابات چهره دیگری به خود گرفته است.
البته
براین اساس، پخش مجموعه های تلویزیونی و تله فیلم و فیلم های سینمایی از
افراد هنری برشمرده که پیش از این تولید شده یا در حال تولید است،
بلامانع است، اما فعالیت جدید آنها در قالب برنامه های سازمان صداوسیما تا
اطلاع ثانوی ممنوع است و درباره دیگر چهره های فرهنگی و هنری، دعوت از
آنها به برنامه ها و پخش اخبار آنها فعلا ممنوع شده است.
حالا
محدودیت به نام هایی رسیده که معروف ترین آنها سیدرضا میرکریمی، مجید
مجیدی، حسین پاکدل، احمدرضا درویش، فاطمه معتمدآریا، محمد رحمانیان، سید
محمدرضا بهشتی، هوشنگ توکلی، لیلی رشیدی، بهاره رهنما، کیومرث پور احمد،
کمال تبریزی، هما روستا، مهتاب نصیرپور، مرضیه برومند، لادن مستوفی،
داریوش مهرجویی، عزتالله انتظامی، علی نصیریان، محمدعلی کشاورز،محمد
رحمانیان، مهدی کرمپور، محسن مخملباف، مازیار میری، محمد احصایی، احمد
مسجد جامعی، معصومه ابتکار، علیرضا رئیسیان، منوچهر محمدی، علی معلم،
حسین زمان، حبیبالله صادقی، فرشته طائرپور، مرتضی رزاق کریمی، سامان
سالور، پگاه آهنگرانی، پانته آ بهرام، منیژه حکمت، رویا نونهالی، امیر
جعفری، منوچهر شاهسواری، عبدالحسین مختاباد، حسام الدین سراج، مسعود
کیمیایی، گوهر خيرانديش، مسعود رایگان، رویا تیموریان، محمدرضا فروتن،
ابوالفضل جلیلی، اسرافيل شيرچى، مهرشاد کارخاني، شاهین فرهت، محمد وافری،
فاطمه راکعی، داوود رشیدی، هدیه تهرانی، باران کوثری، خزر معصومی، بیژن
امکانیان، بزرگمهر حسینپور، داریوش فرهنگ، لیلا حاتمی، علی مصفا، سعید
ابوطالب، جمشید بایرامی، حسین خسروجردی، علیرضا قاسم خان، احمد
اسفندیاری، محمدرضا عارف، نجفقلی حبیبی، مجید انصاری، حسن بلخاری، مهدی
منتظرقائم، محمود نجاتی حسینی، محمدعلی خلیلی اردکانی، کامپوزیا پرتوی،
محمدعلی نجفی، قاسم افشار، مجید کیانی، علی ژکان، ابراهیم حقیقی، سیروس
تسلیمی، حمید فرخ نژاد، داریوش پیرنیاکان، امیر جغتایی، محبوبه بیات،
محمدرضا اصلانی، همایون امامی، ابراهیم حسن بیگی، افشین علاء، رضا رییسی،
فیروزه زنوزی جلالی، جعفر ابراهیمی، محمود دولت آبادی، یوسفعلی میرشکاک،
جمال میرصادقی، علی باباشاهی، عماد افروغ، سید مهدی شجاعی، احمد پورنجاتی،
محمد بهشتی، عاتقه صدیقی(رجایی)، عیسی کلانتری، الهه کولایی، محمد ستاری
فر، صادق زیباکلام، رخشان بنی اعتماد، ناصر تقوایی، حسین علیزاده، جلال
ذوالفنون، ناصر چشم آذر و علیرضا شجاع نوری می باشد.
جالب این است
که در اسامی اعلام شده نام مرحوم سیف الله داد نیز مشاهده می شد که با
فوت این کارگردان و مدیر موفق سینمای کشورمان نام وی از این لیست حذف شد.
صحبت های همایون ارشادی و گل شیفته فراهانی
درباره درخت گلابی
شخصیت محمود شایان
با او احساس نزدیکی زیادی می کردم،چون من هم در
جوانی فعالیت سیاسی داشته ام و در دوره دانشجویی هم همین طور.
لوکیشن
لوکیشن
ها خیلی زیاد به من کمک می کردند.به خصوص آن عمارت قدیمی و همان عشق قدیمی که همه
اینها کمک می کرد.در نوجوانی که ساکن آبادان بودیم،تابستان ها اغلب به اتفاق
خانواده می آمدیم تهران و باغی اجاره می کردیم.لوکیشن فیلم خیلی نزدیک به فضای آن
باغ ها و یادآور خاطرات نوجوانی ام بود.
هنگامی که فیلم را دیدم
خیلی لذت بردم.به خصوص از تک گویی ها و طبعا از
فلاش بک ها و آن حال و هوای خاکستری رنگ بسیار لذت بردم.وقتی فیلم نمایش داده
شد،به اتفاق گروهی از دوستان و بستگان رفتیم سینما.یکی از دوستانم که اصلا مخالف
فیلم ایرانی است و در عمرش فیلم ایرانی ندیده،وقتی 10دقیقه از فیلم گذشت،گفت این
تمام زندگی من است.
آشنایی با مهرجویی
با ایشان از نزدیک آشنا
نبودم ولی به عنوان یک سینماگر خوب کارهایش را دنبال می کردم.مهرجویی نه طعم گیلاس
را دیده بود نه عشق گمشده.ولی در همان جلسه قرارداد بسته شد.بعدها شنیدم که قبلا
با چند نفر صحبت کرده بود و به هرحال این هم شانس من بود.
گلشیفته فراهانی
آشنایی با درخت گلابی و مهرجویی
راستش
من داشتم زندگی ام را می کردم که خواهرم خبر آورد قرار است آقای مهرجویی فیلمی
بسازند و بازیگری هم سن و سال من می خواهند.یک هفته بعد آقای شریفی نیا مسئله را
جدی تر مطرح کردند و موضوع داستان را برایم گفتند.من دیدم که دختر اصلی
داستان،درست مثل من است.بعد هم عکس های مرا به آقای مهرجویی نشان دادند و پس از
چند رفت و آمد و گفتگو،آقای مهرجویی مرا پذیرفتند.
داستان فیلم و جلوی دوربین بازی کردن
گفتند نویسنده ای به زادگاهش برمی گردد و به
یاد خاطرات بچگی اش می افتد و به یاد دختری که عاشقش بوده.من بازی نمی کردم زندگی
می کردم.میم عین خودم بود.عین زندگی ام.البته گروه و مخصوصا آقای مهرجویی هم خیلی
کمک کردند.موسیقی و طبیعت هم روم تاثیر گذاشت.
ژاندارک
بخش ژاندارک آنجا که قرار بود بسوزم خیلی طول
کشید.من ته دلم از سوختن می ترسیدم و دیالوگ هایم را فراموش می کردم.میم میخواست هنرپیشه
شود و از طرف دیگر او هم مثل ژاندارک زنی بود مبارزه طلب و عصیانگر.
بتراشیده شدن موها
برایم اصلا مهم نبود.یادم می آد اولین نمایی که
گرفتیم همین تراشیدن موها بود که وسط کار دوربین گیر کرد.برای همین هم ناچار شدند
موهای کوتاه شده را دوباره به سرم وصل کنند و باز با تیغ و قیچی به جانشان
بیفتند.بعد که موها را از ته زدند جلوی آینه رفتم و به قیافه خودم خندیدم.
مصاحبه
گل شیفته فراهانی با چلچراغ
چرا گلشیفته برای این نقش انتخاب شد؟
چون گلشیفته واقعا "میم" بود . به واسطه خواهرم و با معرفی آقای
شریفی نیا به آقای مهرجویی معرفی شدم. در آن دوران هیچ علاقه و وسوسه ای نسبت به
سینما نداشتم. حتی یک ذره.
آقای کارگردان:
از مهرجویی درخت گلابی فقط یک قصه گوی مهربان به یادم مانده که وسط شیطنت
های کودکانه من می آمد و قصه فیلم را تعریف می کرد.می گفت الان مامان میاد،بابا می
ره،محمود گریه می کنه،تو باید چای بخوری،بعد بخندی ... حسابی خوش می گذشت.
این نقش کی بود؟
میم کودکی اسرار آمیز همه ما بود. برای بازی کردن در این نقش من هیچ کار
نکردم چون اصلا نمی دانستم آنجا چه خبر است .من داشتم بازی های کودکانه خودم را می
کردم و آن پشت مشت ها دوربین هم کار خودش را می کرد.این تبحر آقای مهرجویی بود که
میم را میم کرد.
دیالوگی که خوب یادم مانده:
حتی اگر روح از بدنم جدا کنی دیگر صدایی نخواهی شنید.
هوشنگ گلمکانی ( قسمتی از یادداشتی که مربوط به درخت گلابی است و آقای گلمکانی درباره عشق در سینمای مهرجویی نوشته بود .البته به مناسبت اکران درخت گلابی ) همه ی اینا را در ذهن داشتیم که باور نمی کردیم داریوش مهرجویی فیلمی همچون درخت گلابی بسازد. به خصوص که قصه ی گلی ترقی را هم نخوانده بودیم. اولش هم که محمود شایان با آن ته ریش جوگندمی چند روزه در آن خانه قدیمی بزرگ وسط آن باغ درندشت با خودش کلنجار می رود و هی می نویسد و کاغذ ها را مچاله می کند و روی تصویر خاموش خودش، جمله های پرمعنا در باب جان کندن و دست و پا زدن و بطالت و بی حاصلی اش می گوید . و همان جا در می یابیم که سکوت شرم آور درخت گلابی استعاره ای از سترون شدن ( یا بودن ؟ ) اوست .با خود می گوییم این هم یک فیلم مهرجویی وار دیگر است که فقط قرار است استادانه دغدغه های فلسفی یا عرفانی یا – چه می دانم، شاید-سیاسی آدمی از نسل خود را بازگو کند. اما وقتی کدخدا از آن " تابستان آخر " و " میمچه خانم " می گوید.محمود شایان – فیلسوف و نویسنده 61 ساله-پر در می آورد و به باغ بهشت دوازده سالگی پرواز می کند . قصه زیبای گلی ترقی – که هنوز از روایت عمیق دنیای مردی 61 ساله و پسری 12 ساله توسط یک زن نویسنده در حیرتم – موهبتی برای مهرجویی بوده تا آن را تقریبا بی کم و کاست با تغییراتی بسیار اندک تصویرسازی کند و البته طبق معمول استادانه. اما سی سال سابقه فیلمسازی مهرجویی باعث شده بود که نه در انتظار چنین فیلمی از او باشیم ، و نه حتی به صرف آماده بودن فیلمنامه در قصه گلی ترقی بتواند یا بخواهد آن لحظه ها را چنین عمیق و جذاب و تاثیرگذار از کار در آورد. بخش های تابستان آخر در درخت گلابی سرآمد آثار مهرجویی و زیبا ترین عاشقانه همه تاریخ سینمای ایران است که به شدت پرویز دوایی را به یادم می آورد. گویی آن پسرک دوازده ساله « زشت و دراز و لقلقی » همان نوجوانی است که دوایی در باغ ، احساس ها و دغدغه هایش را توصیف می کند. این لحظه های – برای همه – آشنا،چقدر جذاب و سوزاننده تصویر شده . آن تکه موی میم که با حسرت از سطل زباله برمی دارد و لای کتابش می گذارد،پوشیدن کفش های میم – که تلفظ کامل اسمش تنش را داغ می کند-فرمانبری بی چون و چرایش با آن فرمان های عجیب و غریب میم ، حالتی از دلشوره و خلسه ( تحقیر و لذت ) بر اثر رفتار میم ،... و آن " خواب بعد از ظهر دم کرده تابستان " آن برگ کوچک و ماسه های چسبیده به کف پای میم، چرخش پنکه ، خارش دست،خور خور پیرها ، وز وز مگس ها ،سایه ای پشت پنجره ، لبهای عرق کرده و نوک براق دندانها ... لحطه ها و تصویرهایی است که در هیچ فیلم ایرانی دیگر دیده نشده و عجیب آنکه بیشتر اینها در قصه گلی ترقی است و مهرجویی هوشیارانه قابلیت تصویری آن ها را دریافته و ساخته و بقیه را هم خود آفریده و افزوده است.حتی شکل و محل قرار گرفتن فلاش بک ها، مانند قصه است و به خصوص نحوه ورود به فلاش بک تابستان آخر ، همانند توصیف " گلی ترقی " مثل خواب دیدن است که تصویرها گاهی محو و گاهی واضح می شوند. مثل موقعی که آدم از نیمه یک خواب شیرین بیدار شده و بعد می کوشد دوباره بخوابد تا بقیه ماجرا را خواب ببیند. اول فضا به یاد می آید و بعد میم – همان طور که در قصه نوشته شده – و آن تصویرهای آسمان مهتابی و ابری – شبیه کابوس است که باز میمچه خانم پیدایش می شود و آرامش باز می گردد و پسرک زشت و دراز و لق لقی احساس می کند خوشبخت خوشبخت است. نکته مهم در این فلاش بک رویایی این است که به جز محمود و میم تقریبا هیچ چهره واضح دیگری وجود ندارد. هیچ یک از آدم های آن تابستان آخر را پس از پایان تماشای درخت گلابی به یاد نمی آوریم. درخت گلابی برایم در فصل تابستان آخر و صحنه های دوازده سالگی خلاصه می شود . به قبل و بعدش کاری ندارم در همه فیلم های داریوش مهرجویی، تصویری عمیق تر و تاثیر گذارتر از آن دو لکه نم اشک بر شمد سفید به یاد نمی آورم.
نظر من درباره درخت گلابی
به عقیده من درخت گلابی جزو سه فیلم برتر داریوش مهرجویی
است. نظر من رو البته شاید در وبلاگ دوم سینمای ایران خوانده باشید . چیزی نمی گم
جز اینکه درخت گلابی فیلم زندگی همه ی ماست . فیلمی که خیلی ها باهاش زندگی کردند
از جمله خود من . پس ببخشید انقدر کم گفتم . می تونید نظر من رو البته یه کم
کاملترشو اینجا بخونید.
مصاحبه ای از داریوش مهرجویی درباره فیلم درخت گلابی پیدا
نکردم . به غیر از یک مصاحبه که برای یک روزنامه بود در دوران جشنواره و خیلی حرفی
از خود فیلم نزده بودند. و بیشتر از مشکلات ساختش گفته بودن.
یادداشتی بر کتاب به خاطر یک فیلم بلند لعنتی...لینک
فيلمنامهي «درخت گلابي» داريوش مهرجويي با ديدگاههاي گلي ترقي منتشر ميشود.
به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران
(ايسنا)، محمود فاضلي بيرجندي فيلمنامهي «درخت گلابي» داريوش مهرجويي را
كه بر اساس داستاني از گلي ترقي نوشته شده است، به همراه مصاحبهي تفصيلي
با ترقي دربارهي آخرين ديدگاههايش دربارهي اين فيلم منتشر ميكند.
اين كتاب با ارائهي تعدادي از نقدها بر فيلم، تنظيم و ويراستاري شده و از سوي نشر كتابسرا در حال انتشار است.
یک خبر دیگر : قرار است که داریوش مهرجویی برای امضای کتاب بیایند . البته کجا بیایند نمی دانم ! ولی خبر می دم بهتون
خبرگزاري
فارس: «داريوش مهرجويي» پس از بازگشت به تهران، گفت: در پي درگذشت
«سيفالله داد» زمان فيلم «تهرانتهران» افزايش مييابد و در حال روتوش
فيلم براي تبديل آن به يك فيلم نيمه بلند هستيم.
«داريوش مهرجويي» در گفتوگو با خبرنگار سينمايي فارس، در مورد آخرين
مرحله فني فيلم تهران تهران كه يكي از اپيزودهاي فيلم «تهران در جستجوي
زيبايي است» گفت: در حال حاضر تدوين اين فيلم به پايان رسيده و ما در حال
روتوش كردن و طولاني تر كردن زمان فيلم هستيم تا به زودي صداگذاري و ساخت
موسيقي اين فيلم را نيز آغاز كنيم.
اين كارگردان درباره تبديل اين پروژه به دو اپيزود تصريح كرد: در پي
درگذشت آقاي «سيفالله داد»، ايده دو اپيزودي شدن اين فيلم را من به
تهيهكننده دادم و خوشحالم كه اين اتفاق ميافتد.
وي كه اواخر هفته گذشته از سفر به دبي به تهران بازگشت، همچنين در
مورد خبر توقف خود در فرودگاه دبي، گفت: متاسفم كه قوانين ظالمانه بعضي از
كشورها به خاطر چند قرص مسكن كه هر كسي ميتواند همراه خود داشته باشد به
شكلي است كه چنين مشكلاتي ايجاد ميكند و به انتشار برخي شايعات دامن
ميزند.
داریوش مهرجویی در واکنش به انتشار خبر دروغ توسط ایرنا گفت : نمی دانم
چرا مسئله ای به این سادگی چنین بازتاب وارونه ای در تعدادی از رسانه های
ایران داشته است .
وی ادامه داد:من برای مسئولان فرودگاه دوبی و مسئولان کشور امارات
متحده متاسفم که به خود اجازه می دهند چنین ر فتار توهین آمیزی با مسافران
داشته باشند . مهرجویی با تشریح اتفاق رخ داده درادامه گفت : به همراه من
تعدادی قرص استامینوفن واگزاز پام بود که ماموران فرودگاه از من نسخه آن
را با مهر نظام پزشکی در خواست کردند . به همین دلیل آنها داروها را برای
آزمایش بردند واین کل ماجرا بود که باعث شد در فرودگاه دوبی معطل شوم .
او بااظهار گلایه از چنین رفتاری عنوان کرد انتظار دارم دولت جمهوری
اسلامی ایران در خصوص این گونه رفتارها با دولت امارات وسازمانهای حقوق
بشر مکاتبه کرده و مراتب اعتراض خودرا اعلام کتد. دراین شرایط برای شبکه
دوم تلویزیون ایران هم متاسفم که چنین خبر کذبی را بدون بررسی ،تحقیق
وتایید روی آنتن رسانه ملی فرستاده است .
واکنش تند رئیس کارگردانان سینما و همسر مهرجویی به خبر کذب بازداشت مهرجویی
علیرضا رییسیان رییس کانون کار گردانان سینمای ایران در واکنش به خبر
کذب دستگیری مهرجویی گفت :در شرایط فعلی هر حرف حرکت ورفتاری به شکل دیگری
تعبیر می شود .درهر جای دنیا اگر چنین سوئ تفاهمی برای یک فیلمساز مطرح
اتفاق بیافتد همه در جهت رفع این مشکل برمی آیند .اما انگار در برخی از
سایتها و روز نامه ها درج این سوئ تفاهم (که اصلا موضوع قابل بحثی نبوده
)باعث افتخار آنها شده است .حتی با خوشحالی عنوان خبررا وارونه جلوه دادند
و عنوان کردند که این کار گردان بازداشت شده است .
وی ادامه داد:این سوئ تفاهم ممکن است برای هر فرد عادی دیگری در
فرودگاهی که شرایط خاصی دارد پیش بیاید و به عنوان یک شهروند ایرانی
متاسفم که چنین برخوردی با تک مهره های شاخص سینمای ایران صورت می گیرد.
وحیده محمدی فر همسر داریوش مهرجویی نیز گفت :ایشان اصلا در فرود گاه
باز داشت نشدند . فقط به دلیل ناراحتی کبدی شان تعدادی قر استامینوفن
واگزاز پام همراه ایشان بود . به دلیل قوانین خاص در دوبی همراه داشتن
قرصهای بدون نسخه تجویز پزشک ممنوع است . همین موضع باعث معطلی آقای
مهرجویی در فرودگاه شد وایشان یک ثانیه هم دستگیر نشدند و در باز داشتگاه
نبودند و این اخبار زاییده ذهن دیگران است .
وی ادامه داد: متاسفم که یک سوئ تفاهم باعث این همه حرف وحدیث شد و
قتی انتشار این اخباررا به مهرجویی اطلاع دادم ایشان از این موضوع ناراحت
شدند.
منبع : وبلاگ بازمانده ، محمد تاجیک
توضيح دفتر داريوش مهرجويي در مورد خبر دستگيري وي؛
مهرجويي هرگز دستگير نشده است
خبرگزاري
فارس: دفتر داريوش مهرجويي اعلام كرد: ديروز داريوش مهرجويي در دوبي
بازداشت نشد و تنها به علت موردي مشكوك در فرودگاه دوبي ماند.
دفتر داريوش مهرجويي در پي تماسي از سوي خبرنگار سينمايي فارس در مورد خبر
دستگيري داريوش مهرجويي در فرودگاه دبي كه ديروز در بعضي از رسانهها
منتشر شده بود، اعلام كرد: «داريوش مهرجويي كه از مقررات مرتبط با مواد
بهداشتي و دارويي در كشورهاي عربي اطلاع نداشته، در لوازم شخصي خود چند
قرص استامينوفن معمولي به همراه داشت كه در فرودگاه دبي بازرسان فرودگاه
به اين قرصها مشكوك شدهاند و جهت آزمايش اين قرصها، از داريوش مهرجويي
خواستند در فرودگاه باقي بماند و عليرغم آنچه در خبرها آمده وي به
بازداشتگاه نرفته است.»
اين دفتر در ادامه تصريح كرد: «پس از آزمايش قرصها توسط ماموران
فرودگاه دوبي، مشخص شد كه اين قرصها داروهاي معمولي هستند و پس از
عذرخواهي مأموران فرودگاه دبي، داريوش مهرجويي فرودگاه را ترك كرد و امروز
اين كارگردان به ايران باز ميگردد.»
اين دفتر از انتشار خبر دستگيري مهرجويي در روز گذشته به شدت ابراز تاسف كرد. منبع:فارس
خبرگزاری دولت مدعی شده، پس خود دولت باید کاری بکند / این میتواند یک ضایعه ملی باشد؛ پلیس دوبی استاد داریوش مهرجویی را بازداشت کرد / هر کسی هر آن چه در توان دارد...
سینمای
ما - داريوش مهرجويي از کارگردانان معروف سينماي ايران هنگام ورود به
امارات از طريق فرودگاه دبي، به اتهام همراه داشتن مواد غيرمجاز بازداشت
شد.
يک شاهد عيني روز شنبه در اين ارتباط گفت: داريوش مهرجويي توسط ماموران امنيتي فرودگاه دبي بازداشت شده است.
وي
افزود: ماموران امنيتي فرودگاه دبي هنگام بازرسي بدني داريوش مهرجويي
کارگردان سينماي ايران، مقداري مواد مشکوک را کشف و بلافاصله وي را روانه
بازداشتگاه کردند.
به گفته اين منبع، اين کارگردان هم اکنون در
يک بازداشتگاه در دبي نگهداري مي شود و ممکن است براي محاکمه تحويل دادگاه
اين کشور شود. امارات براي حاملان مواد غيرمجاز مجازات هاي سنگيني اعمال
مي کند.
ضمن عرض تسلیت به مناسبت درگذشت سیف الله داد،فیلم تهران در جستجوی زیبایی با دو اپیزود تهران تهران و سیم آخر به وی تقدیم می شود...لینک
نوشته ای بسیار جالب درباره به خاطر یک فیلم بلند لعنتی از وبلاگ سرو...لینک
دو سال
گذشت.از روزی که سنتوری توقیف شد دوسال گذشت.من خبرشو اول مرداد شنیدم.یعنی
خوندم.روزنامه بانی فیلم.چقدر خوشحال بودم که دو روز دیگه من سنتوری رو تو سینما
می بینم. جشنواره فجر که فرصت نشد.اما تیتر روزنامه بانی فیلم خبر از چیز دیگری می
داد.یادتونه؟ سنتوری محاکمه شد. ترجیح ایرج قادری بر داریوش مهرجویی ! و
حالا سوم مرداد در دومین سالی که سنتوری توقیف شد باز هم شاهد این گونه مشکلات
هستیم.توقیف مجموعه آشپزباشی و اتفاقی که برای داریوش مهرجویی و سریالش رخ داد.من سال پیش هم به همین مناسبت
آپ کردم و تا هروقت که این وبلاگ باشد،سوم مردادها را یاد می کنم. گلشیفته فراهانی
در شماره ویژه جشنواره ماهنامه نسیم به مناسبت نمایش سنتوری در جشنواره یادداشتی
نوشت که خیلی قشنگ بود.بخوانید:
هميشه
فكر ميكردم «ميم» درخت گلابي ديگر تكرار نميشود. براي من مثل رويا
بود؛ يك روياي ناب. كودكيام و آن باغ پرشكوفه. مثل برق و باد گذشت و
من هميشه در حسرت آن خاطره ميسوختم. برگشتن به خاطرات آن روزها هميشه
برايم لذتبخش بود؛ با مهرجويي بودن و با مهرجويي زندگي كردن.
ميدانستم قسمت هركسي نميشود و من بايد براي همان «درخت گلابي» هم
سرم را بالا بگيرم.
ده سالي گذشت. ديداري اتفاقي و دوباره تكرار همان روياي ناب. به زندگي برگشته بودم، به زندگي با مهرجويي خستگيناپذير.
«هانيه» زجركشيده چارهاي
جز اين ندارد. عاشقانه شوهرش را دوست دارد. اين را همه اطرافيانش
ميدانند. بارها به علي سنتوري اين موضوع را گفته...
- نه ميتوني برام يه شوهر باشي، نه ميتوني پدر بچههام باشي. تو فقط فكر يه چيز هستي. جنس... دوا...
همه اينها در قاب مهرجويي ميگذرد. در قاب مهرجويي بودن زيباست.
ماهنامه نسیم به مناسبت توقیف سنتوری پرونده جالبی از تولید
تا توقیف سنتوری نوشته بود که آن را در ادامه مطلب بخوانید. اگر نخوانده اید از دست ندهید.
چهاردهه حضور درخشان در سطح اول سینمای ایران داریوش مهرجویی را به یکی از فیلمسازان شاخص این سینما بدل کرده است.سینمای جدی ایران با مهرجویی و گاوش آغاز می شود.فیلمسازی که در طول دوره های مختلف تاریخی،موفق شده آثار درجه یکی بسازد که اغلب آنها یک اتفاق مهم در سینمای ایران محسوب شده اند.با مهرجویی سینمای جدی ایران آغاز شد.با او چهره ی سینمای ایران به جهانیان معرفی شد و با او بود که مفاهیم روشنفکرانه از سوی طیف گسترده مخاطب مورد پذیرش قرار گرفت.
*** این وبلاگ تنها ، وبلاگی است برای خبررسانی از داریوش مهرجویی و شخص آقای مهرجویی هیچ گونه دخالت و نظارتی ندارد.