خبرگزاري
فارس: با گذشت بيش از 85 درصد از تصويربرداري فيلم «آسمان محبوب» به
كارگرداني داريوش مهرجويي،اين فيلم به روزهاي پاياني ساخت خود نزديك
ميشود.
به نقل از روابط عمومي پروژه، بخش زيادي از لوكيشهاي اين فيلم در مشهد
اردهال، ابيانه و كاشان به مدت 3 ماه توسط يك گروه 5 نفره زير نظر خود
مهرجويي بازسازي شده و همچنان نيز ادامه دارد. به گفته يحيي منصور مؤيد مجري طرح پروژه؛ اين اقدام به منظور
يكدستكردن لوكيشنهاي ديگر با موتيفهاي ابيانه صورت گرفته است كه شامل
فضاهايي چون منزل دكتر محبوب و برخي از اهالي روستا ميشود.
مؤيد در مورد شيوه كار گروه صحنه اين فيلم خاطر نشان كرد: برخي از
فضاها در اين كار نظير يك مقبره كاملا ساخته ميشود، كه گروه دكورسازي ما
از ابتداي كار تا به حال همچنان مشغول ساخت آن هستند. اين در حالي است كه
ساخت اين بنا از زمان شروع كار يك ماه به طول ميانجامد. تاكنون بازيگراني چون علي مصفا در نقش دكتر شايان به همراه قربان
نجفي، ماني حقيقي، فريده سپاهمنصور، محمدباقر صفانور، سيدامير سيدي،
مبينا كريمي، حسين مشتاقي و گروهي از هنروران كاشاني در اين فيلم مقابل
دوربين مهرجويي رفتهاند.
«آسمان محبوب» دومين همكاري فريده سپاه منصور و قربان نجفي با
مهرجويي طي يك سال گذشته است. اين در حالي است كه با بازي در اين فيلم علي
مصفا براي پنجمين بار، ليلا حاتمي سومين و ماني حقيقي براي نخستين بار است
كه در فيلمي از مهرجويي مقابل دوربين ميروند. ادامه ... لینک
«تهران،طهران» انتخاب اوليه جشنواره برلين
خبرگزاري
فارس: فيلم سينمايي «تهران،طهران» به كارگرداني داريوش مهرجويي و مهدي
كرمپور مورد توجه برگزاركنندگان جشنواره فيلم برلين قرار گرفت و براي
بازبيني نهايي نسخهاي از آن به اين جشنواره ارسال ميشود. ادامه خبر...لینک
داريوش مهرجويي نيمي از تصويربرداري فيلم " آسمان محبوب " را به پايان رساند.
يحيي منصورمؤيد ، مجري طرح اين پروژه با اعلام مطلب فوق افزود: " کار از
23 آبان ماه در مشهد اردهال کليد زده شده که با گذشت 17 روز از آن ، 50
درصد سکانس هاي مورد نظر گرفته شده است ."
وي با اشاره به شرايط بد جوي و بارندگي هايي که طي روزهاي اخير حوالي
کاشان اتفاق افتاده ، خاطر نشان کرد: " با وجود سردي هوا و بعد مسافتي
که با مرکز داشتيم و مشکلاتي که به همين علت برايمان پيش آمد ، با برنامه
ريزي دقيق و به موقع و جا به جا کردن سکانس ها تا کنون عقب ماندگي در کار
نداشتيم و توانسته ايم طبق برنامه و حساسيت هاي مورد نظر آقاي مهرجويي
،پيش برويم و با شرايط پيش بيني نشده هم کنار بياييم ."
مؤيد تنها مشکل اصلي گروه را فاصله زياد مشهد اردهال با تهران دانسته و
گفت :" اين مسأله از آن جهت براي ما داراي اهميت است که مجبوريم کم و
کاستي هاي فني و ملزومات کارمان را از تهران تأمين کنيم . در نتيجه سختي
آب و هوا و تغييرات فصلي که با آن مواجه مي شويم گاهي اين نقل و انتقالات
را با دشواري مواجه مي کند . با اين حال تمام سعي ما و گروه توليد بر اين
است که موارد ياد شده تأثيري بر روند توليد نداشته و موجب بر هم زدن
آرامش گروه نشود."
«آسمان محبوب » داستان زندگي دکترجوان و مطرحي به نام شايان است که در
اوج موفقيت کاري و اجتماعي اش متوجه مي شود که بيماري لاعلاجي دارد. به
همين دليل از کار و زندگي روزمره کناره مي گيرد و در گريزي که از شهر و
کارش دارد ، سر از روستايي در مي آورد که وقايع غير مترقبه اي را براي او
رقم مي زند.
گفتني است تا کنون 50 درصد اين فيلم در لوکيشن هايي چون مشهد اردهال ،
روستاي ابيانه و مناطقي چون دليجان و نراق در حوالي کاشان تصويربرداري
شده و بازيگراني چون علي مصفا ، ماني حقيقي ، فريده سپاه منصور و محمد
باقر صفانور در اين فيلم مقابل دوربين مهرجويي رفته اند.
از عوامل تولید اين فيلم میتوان به افراد زير اشاره کرد :
نويسنده : داريوش مهرجويي و وحيده محمدي فر بر اساس طرحي از سنبل رحيمي ،
کارگردان : داريوش مهرجويي ، گروه کارگرداني شامل دستيار اول کارگردان و
برنامه ريز : حميدرضا قرباني ،
دستيار دوم : ماهان دريايي ، منشي صحنه: مرجان تاجيک .مجري طرح : يحيي
منصور مؤيد ،. گروه تصويربرداري شامل مدير تصوير برداري : فرخ مجیدی ،
دستيار اول : سيد حميدرضا قطب ، دستياران : حسين شيرزاد، حسن پناهنده ،
علي دارايي . گروه صدابرداري شامل صدابردار:بهمن اردلان، دستياران : امير
عاشق حسيني ،مهدي حسيني . گروه صحنه و لباس شامل طراح صحنه و لباس :
داريوش مهرجويي ، دستياران : سيامک کاري نژاد ، مسعود صدري ، عليرضا
يزداني ، ساديا جلالي پور .گروه توليد و تدارکات شامل مدير توليد: مهدي
بدرلو ، مدير تدارکات: عليرضا همت عبيدي ،دستيار: علي بهرام ، خدمات:
منصور ناظمي ، پذيرايي : حميد قادري ، کيومرث خزلي ،حمل و نقل : اکبر
پريزاران ، محمد حيدري مقدم ،حبيب احمدي فروتن و مدير روابط عمومي :
سمانه احمدي
اين فيلم در گروه اجتماعي مرکز سيما فيلم توليد مي شود .
ماهنامه نسیم در جدید ترین شماره خود ، در بخش چهره ماه به داریوش مهرجویی می پردازد . تیتر این مطلب : او قبل از ما می بیند... ( در ستایش داریوش مهرجویی ) مطلب قشنگی ست . حتما بخونید .
ماهنامه فیلم هم در بخش معرفی کتاب ، به معرفی کتاب به خاطر یک فیلم بلند لعنتی می پردازد و تیترش را این گونه زده است : داریوش ،سلما و سلیم
عکس تست گریم بازیگران
این روزها داریوش مهرجویی دوباره برگشته پشت دوربین و جبران
این مدتی که هیچ خبری از او نبود ، را کرده است . تهران طهران را تمام کرده و برای
حضور در جشنواره فیلم فجر آماده ساخته است . آسمان محبوب یا چه زندگی شگفت انگیزی
را شروع کرده و تا آنجایی که من شنیدم (
هنوز کاملا مطلع نیستم که این خبر راست است یا خیر ) هنگامی که در خارج بوده فیلم
کیمیاخاتون را ساخته و تمام کرده است . اما برگردیم به آسمان محبوب :
یک هفته پیش خبر ساختن فیلمی از مهرجویی رسید با حضور لیلا
حاتمی ، علی مصفا و همایون ارشادی . مهرجویی 13 سال پس از لیلا دوباره لیلا حاتمی
و علی مصفا را در کنار هم قرار داد تا خاطره خوش آن همکاری تکرار شود . و همایون
ارشادی که قبل از این در فیلم بسیار زیبای مهرجویی با نام درخت گلابی بازی کرده
بود . اما طبق آخرین اخبار همایون ارشادی از جمع بازیگران این فیلم کنار رفت و
مانی حقیقی جایگزین وی شد . خبر حضور مانی حقیقی در فیلمی از داریوش مهرجویی
بسیارهیجان انگیز بود . مانی حقیقی پس از بازی بسیار زیبایش در فیلم درباره الی
ساخته اصغر فرهادی برای دومین بار به جای پشت دوربین این بار مقابل دوربین قرار
گرفت . مانی حقیقی هم اکنون مستندی از
داریوش مهرجویی آماده دارد و در آن با بازیگران همه ی فیلم های مهرجویی گفت و گو
کرده است و همچنین کتابی که به نوعی مکمل این مستند است و شامل گفتگویی مفصل با
مهرجویی . از دیگر بازیگران اصلی این فیلم مهرجویی فریده سپاه منصور است که در دو فیلم مهمان
مامان و تهران طهران با این کارگردان همکاری کرده است .
اولین خبرها و اولین عکس
ها از این فیلم را در ادامه همین پست ببینید.
پس تا بعد
پرونده فیلم هامون رو گذاشتم برای اوایل آذر ماه .
به عنوان پیش درآمدی برای تولد داریوش مهرجویی .
مهرجويي «چه زندگي شگفتانگيزي» را كليد زد ... لینک
حاتميكيا، افخمي، صدرعاملي، مهرجويي و بيش از 40 فيلمساز ديگر در راه جشنواره ...لینک
نقد رمان و فیلم اقتباسی «درخت گلابی»
داريوش مهرجويي در حوزه هنری برگزار مي شود کانون نمایش و نقد فیلمهای رمان محور حوزه هنری مرکز کرج، در دومین نشست
خود به سراغ فیلم اقتباسی«درخت گلابی» به کارگردانی داریوش مهرجویی،
براساس رمانی به همین نام میرود.
به گزارشايلنا، کانون نمایش و نقد فیلمهای رمان محور، شنبه آخر هر
ماه با حضور منتقدان برجسته سینما و ادبیات برگزار میشود و به بررسی یکی
از آثار ماندگار سینمای اقتباسی و بررسی جایگاه و اهمیت اقتباس در آن فیلم
میپردازد.
بنابراین گزارش، نشست آذرماه این کانون به نقد و بررسی فیلم «درخت
گلابی» اختصاص دارد که برداشتی از رمانی به همین نام، به قلم گلی ترقی
است.
گفتنی است کانون نمایش و نقد فیلمهای رمان محور در نشست ماه گذشته
خود به فیلم «پاداش سکوت» به کارگردانی مازیار میری پرداخت که با حضور
احمد شاکری(منتقد) و احمد دهقان(نویسنده داستان) برگزار شد.
مسعود کیمیایی ، چند وقت به چند وقت ریش خود را می زند ؟
سه شنبه شب مستند " قیصر چهل سال بعد " به
کارگردانی مسعود نجفی با استقبال مخاطبان روبرو شد . در این مستند کارگردانان و
نویسندگان مطرحی همچون داریوش مهرجویی ، فرامرز قریبیان ، عزت الله انتظامی ،
داریوش ارجمند ، اصفر فرهادی و... درباره کیمیایی و فیلم هایش صحبت می کنند . در
این مستند داریوش مهرجویی از کیمیایی می پرسد : من این سوال را دارم ، مسعود
کیمیایی چند وقت به چند وقت ریش خود را می زند ؟ ما با ساعدی در سینما دیانا فیلم
قیصر را دیدیم و جمعیت بسیاری آمده بودند . این فیلم از داستان خوبی برخوردار است
و از قواعد فیلمنامه ای صحیح و ضرباهنگ درستی برخوردار بود .
مهرجويي: با استانداري همدان براي كارگرداني «سيدجمال» مذاكره كردم
خبرگزاري فارس: «داريوش مهرجويي» پس از بازديد از صدا و سيماي مركز همدان
گفت: قرار است فيلم «سيدجمال» را براساس زندگي سيدجمالالدين اسدآبادي
بسازم.
«داريوش مهرجويي» در گفتوگو با خبرنگار سينمايي فارس در اين باره گفت:
پيشنهاد ساخت اين فيلم سينمايي از طرف استانداري همدان شده و صحبتهاي
اوليه را در اين رابطه انجام دادهايم.
وي افزود: فيلمنامه اين اثر كه احتمالا عنوان آن «سيد جمال» خواهد بود را شخصا مينويسم.
براساس اين گزارش، «داريوش مهرجويي» روز دوشنبه به شهر همدان سفر كرد و در اين سفر از صدا و سيماي مركز همدان نيز بازديد كرد.
داريوش مهرجويي قرار است تحقيقات اوليه درباره فيلمهاي شهر همدان و
سيدجمالالدين اسد آبادي را در اين سفر انجام دهد و در اين زمينه به دنبال
يك سري اسناد و مدارك و فيلمهاي مستند ساخته شده است. در صورت فراهم شدن شرايط لازم، اين كارگردان پروژه «سيدجمال» را در
قالب يك فيلم سينمايي ميسازد و زمان و قطعيت توليد آن مشخص نشده است.
41 فیلم برگزیده سینمای ایران در دسترس سینمادوستان جهان قرار گرفت
اعضای
شبکه توسعه سینمای آسیا NETPAC در اقدامی تازه با راهاندازی یک سایت
اینترنتی صدها فیلم برگزیده سینمای آسیا و اقیانوسیه از جمله 41 فیلم
ایرانی را در دسترس علاقمندان قرار دادند.
به
گزارش خبرنگار مهر، اسکرین دیلی اعلام کرد از میان 41 فیلم برگزیده سینمای
ایران که در سایت asiapacificfilms.com در دسترس علاقمندان قرار گرفته 10
فیلم به داریوش مهرجویی تعلق دارند که عبارتند از "درخت گلابی"، "آقای
هالو"، "پستچی"، "بانو"، "سارا"، "بمانی"، "شیرک"، "دختر دایی گمشده"،
"لیلا" و "مهمان مامان".
برنامه کامل نمایش برگزيدههاي ادوار جشن سينما در 6 پرديس تهران...لینک
همون طور که می دونید 23 و 24 فیلم های برگزیده جشن خانه سینما در پردیس های زندگی و ملت و چند سینمای دیگر نشان داده می شود . سه فیلم هم از داریوش مهرجویی ( فیلم های بانو ، لیلا و مهمان مامان ) در سینما ها اکران می شوند . به همین مناسبت این مطلب رو که نگاهی به فیلم بانو هست میذارم . مطلب جالبی بود . بخونید .
* ماهنامه صنعت سینما در شماره ویژه خود که به مناسبت روز ملی سینما انتشار یافته است ، 300 فیلم را که اکران نشده اند مورد بررسی قرار می دهد . در این فهرست از داریوش مهرجویی تنها فیلم سنتوری قرار دارد . و البته مطلبی هم درباره داریوش مهرجویی نوشته اند که شاید به زودی بذارم .
لحظه بیداری
:: مقدمه ::
بانو،
قدر نديده ترين فيلم مهرجويي است. قدر نديده از اين جهت كه فيلم در زمان
ساختنش اكران نشد. و اين براي مهرجويي ضربه ي بزرگي بود. فيلمي كه در
ستايش انسان است، فيلمي ضد انسان تلقي شد. و سال ها از اكرانش جلوگيري شد.
از
جهت ديگر بانو فيلمي مهم در كارنامه مهرجويي است. فيلمي كه مسير فيلمسازي
او را تغيير داد. شايد اگر بانو اكران مي شد، ديگر سارا، پري و ليلا ساخته
نمي شدند.
به مناسبت روز ملي سينما، تصميم گرفتم درباره ي بانو
بنويسم. به اين خاطر كه فيلم را خيلي دوست دارم و آن را يكي از بهترين
فيلمهاي تاريخ سينماي ايران مي دانم.
اما دليل اصلي نوشتن، اداي ديني است به فيلمسازي كه در سينماي ايران از ديدن هيچ فيلمي به اندازه فيلمهاي او لذت نبرده ام.
:: داستان ::
هوا
سرد است و برف مي بارد. بانو تنها در جلوي ايوان به ستون سنگي تكيه داده
است و دور شدن محمود را نظاره مي كند. و اين آغاز داستان است. داستاني كه
قرار است روايتگر تلاش هاي زني باشد كه مي خواهد با اين تنهايي و درد و
رنجي كه گريبانگير او شده است، بجنگد.
مسيري كه بانو از
ابتداي داستان تا به انتها مي پيمايد، همچون تمامي شخصيت هاي آثار مهرجويي
بيانگر حركت به سوي كمال و شناخت بهتر از آدم ها و محيط است. از اين رو
فصل پاياني داستان كه ترك همسر و خانه را از سوي بانو به همراه دارد،
ناشي از همان شناخت بانو نسبت به محيط اطراف است. بانو هم چون سارا، پري و
ليلا (بهتر است بگوييم سارا، پري و ليلا هم چون بانو) در انتهاي داستان
شناختش نسبت به آدم هاي دور و برش كامل مي شود و ديگر توان زندگي كردن و
ماندن در كنار آن ها را ندارد.
آن چه مهم است تنهايي بانو است و اين عامل و زمينه ساز حركت بانو به سمت حقيقت است. و فيلم روي اين تنهايي خيلي تاكيد مي كند.
مثلا
بانو فرزند ندارد. فرزندي كه به نوعي مي تواند گرمابخش خانه ي بانو باشد و
بانو تمام وقتش را صرف تربيت او كند. بانو اكنون دور از پدر، مادر، خواهر
و برادرهايش است. افرادي كه شايد در اين روزهاي سخت مي توانستند كمك حال
او باشند.
حالا در اين دنياي تنهايي افرادي از گوشه و كنار مي آيند
و به بانو پناه مي آورند و بانو هم آن قدر بخشنده و مهربان است كه آن ها
را مي پذيرد و خودش را وقف آن ها مي كند.
اين مهرباني بانو آدم را ياد قصه هاي دوران كودكي مي اندازد. داستان زن مهرباني كه به انسان هاي بيچاره و محروم كمك مي كند.
از منظري ديگر فيلم بيانگر دو نوع نگاه نسبت به زندگي و آدم ها است.
نگاهي كه بانو نسبت به آإم ها دارد و نگاهي كه از سوي شمسي خانم مستخدمه ي بانو و دكتر بيان مي شود.
در
بينش بانو انسان ها پاك هستند و محتاج كمك. از ديد او كرمعلي و هاجر و
شيرين و قربان سالار انسان هاي بيچاره اي هستند كه حالا به او پناه آورده
اند و او هم وظيفه خود مي داند كه به آن ها پناه دهد.
از اين رو
نگاه بانو با نگاه شمسي خانم و دكتر كه آن ها آدم هايي گداصفت مي پندارند،
در تعارض قرار مي گيرد. نگاه بانو شايد ناشسي از همان عبادت شبانه و سلوك
عرفاني باشد. او حالا مي خواهد آن مهرباني را در عمل به كار بندد.
اما
دنياي امروز ما، دنياي متجددي كه در آن قرار است با قطع كردن درختان باغ،
برج ساخته شود. دنيايي كه كرمعلي و هاجر و شيرين و قربان سالار از دل آن
پا به خانه بانو مي گذارند، بانو را به دليل گناه پاكي و معصوميت مجازات
مي كند. آري در دنياي امروز ما پاكي و معصوميت هم گناه شده است. (از اين
حيث بانو هميشه براي من يادآور شخصيت تريسي در فيلم هفت است)
بانو،
پاك، بخشنده و مهربان است و همين ها، زمينه سو استفاده قربان سالار و
افرادي مثل او مي شود.اين جاست كه بانو ديگر تحملش به سر مي آيد و توان
ديدن اين همه زشتي را ندارد.
بانو در كوپه ي قطار از پنجره به بيرون نگاه مي كند.زمستان ديگر به سر آمده است.هوا باراني است وقطار در دشتي سرسبز دور مي شود.
:: نشانه ها ::
آن چه مهم است حركت بانو به سمت آگاهي و شناخت است.فيلم حاوي نشانه هاي است كه بر اين تلاش بانو تاكيد مي كند.
نگاه كنيد به تغيير شرايط آب و هوايي كه بر فيلم حاكم است. كه بسيار هماهنگ با حركت تدريجي بانو است
هنگامي كه بانو از خيانت شوهرش آگاه مي شود هوا سرد است و برفي .و اين ،سردي و غمگيني روح بانو را تشديد مي كند.
بانو
حالا ديگر تنها نيست . كرمعلي و هاجر و شيرين و قربان سالار در كنار او
هستند.بانو احساس شادي مي كند. هوا آفتابي است و بانو سوزش آفتاب را روي
صورتش احساس مي كند.اما وقتي چند لحظه بعد خيانت ميهمانان برايمان آشكار
مي شود .به زود گذري و بي اساسي آن شادي پي مي بريم. و اين خاصيت آفتاب
فصل زمستان است.آفتابي كه فقط چند لحظه گرمايش را به ما هديه مي دهد و بعد
خيلي زود از بين مي رود و جايش را به سرمامي دهد.
بانو شناختش نسبت
به آدم ها ي اطرافش و زندگي كامل شده است. او ديگر توان زندگي با محمود را
ندارد .هوا باراني است و فصل زمستان جايش را به بهار داده است.قطرات باران
و هواي بهاري نشانگر تولد دوباره بانو است.
علاوه بر اين فيلم با
نشان دادن جملاتي كه بانو در دفترچه يادداشتش مي نويسد. حالات دروني بانو
را به گونه اي ديگر به بيننده گوشزد مي كند.
« مي خواهم اين درد را مزمزه كنم تا طعم تلخ آن هيچ گاه از يادم نرود … »
اين
ها جملاتي هستند كه بانو در ابتداي فيلم و هنگامي كه محمود او را ترك كرده
مي نويسد .حالا اين ها را با جملاتي كه بانو در انتهاي فيلم مي نويسد
مقايسه كنيد:
« اي پاكي اي خلوص اين همان لحظه بيداري است كه به من بصيرت خلوص را اعطا فرمود … »
از ديگر نشانه هاي فيلم مي توان به نوع حضور ميهمانان به خانه بانو اشاره كرد.
شيرين هنگامي كه به خانه بانو پا مي گذارد آيينه اي در دست داردو كودكي در آغوش كه بيانگر پاكي و خلوص نيت اوست.
به عكس حضور قربان سالار با آن سرفه هاي هراس آور و سيماي هولناك ،حضور شوم آن را از همان ابتدا به ما گوشزد مي كند.
ديوار
نيمه ويران باغ كه تمامي شخصيت هاي فيلم از طريق آن پا به خانه بانو مي
گذارند.يكي ديگر از نشانه هاي تمثيلي فيلم است.ديوار نيمه ويراني كه باعث
پيوند بانو به دنياي بيرون است.
:: بازي ::
بانو
از اين حيث يك شاهكار در سينماي ايران است. مهرجويي به رغم تعدد بازيگرانش
توانسته بازي هاي بسيار يكدست و رواني از آن ها بگيرد.
بيتا فرهي و
گوهر خير انديش بهترين بازي دوران بازيگري شان را در اين فيلم ارائه داده
اند.به خصوص بيتا فرهي كه در موفقيت فيلم نقش به سزايي داشته است.
انتظامي
هم نقش قربان سالار را با آن گريم خاصش بسيار خوب از كار در آورده است .
لهجه تركي هم به شيريني شخصيتش بسيار كمك كرده است.و از تلخي او كاسته است.
:: بانو ::
بانو
بيش از آن كه داستاني درباره ي يك زن و مشكلاتش باشد، فيلمي درباره انسان
است. انساني كه مي كوشد به حقيقت زندگي و نور حقيقي برسد. انساني كه گام
در مسير كمال مي گذارد.و فيلم داستان انساني است كه اين راه را مي پيمايد.
خبرگزاري
فارس: «داريوش مهرجويي» پس از بازگشت به تهران، گفت: در پي درگذشت
«سيفالله داد» زمان فيلم «تهرانتهران» افزايش مييابد و در حال روتوش
فيلم براي تبديل آن به يك فيلم نيمه بلند هستيم.
«داريوش مهرجويي» در گفتوگو با خبرنگار سينمايي فارس، در مورد آخرين
مرحله فني فيلم تهران تهران كه يكي از اپيزودهاي فيلم «تهران در جستجوي
زيبايي است» گفت: در حال حاضر تدوين اين فيلم به پايان رسيده و ما در حال
روتوش كردن و طولاني تر كردن زمان فيلم هستيم تا به زودي صداگذاري و ساخت
موسيقي اين فيلم را نيز آغاز كنيم.
اين كارگردان درباره تبديل اين پروژه به دو اپيزود تصريح كرد: در پي
درگذشت آقاي «سيفالله داد»، ايده دو اپيزودي شدن اين فيلم را من به
تهيهكننده دادم و خوشحالم كه اين اتفاق ميافتد.
وي كه اواخر هفته گذشته از سفر به دبي به تهران بازگشت، همچنين در
مورد خبر توقف خود در فرودگاه دبي، گفت: متاسفم كه قوانين ظالمانه بعضي از
كشورها به خاطر چند قرص مسكن كه هر كسي ميتواند همراه خود داشته باشد به
شكلي است كه چنين مشكلاتي ايجاد ميكند و به انتشار برخي شايعات دامن
ميزند.
ضمن عرض تسلیت به مناسبت درگذشت سیف الله داد،فیلم تهران در جستجوی زیبایی با دو اپیزود تهران تهران و سیم آخر به وی تقدیم می شود...لینک
نوشته ای بسیار جالب درباره به خاطر یک فیلم بلند لعنتی از وبلاگ سرو...لینک
دو سال
گذشت.از روزی که سنتوری توقیف شد دوسال گذشت.من خبرشو اول مرداد شنیدم.یعنی
خوندم.روزنامه بانی فیلم.چقدر خوشحال بودم که دو روز دیگه من سنتوری رو تو سینما
می بینم. جشنواره فجر که فرصت نشد.اما تیتر روزنامه بانی فیلم خبر از چیز دیگری می
داد.یادتونه؟ سنتوری محاکمه شد. ترجیح ایرج قادری بر داریوش مهرجویی ! و
حالا سوم مرداد در دومین سالی که سنتوری توقیف شد باز هم شاهد این گونه مشکلات
هستیم.توقیف مجموعه آشپزباشی و اتفاقی که برای داریوش مهرجویی و سریالش رخ داد.من سال پیش هم به همین مناسبت
آپ کردم و تا هروقت که این وبلاگ باشد،سوم مردادها را یاد می کنم. گلشیفته فراهانی
در شماره ویژه جشنواره ماهنامه نسیم به مناسبت نمایش سنتوری در جشنواره یادداشتی
نوشت که خیلی قشنگ بود.بخوانید:
هميشه
فكر ميكردم «ميم» درخت گلابي ديگر تكرار نميشود. براي من مثل رويا
بود؛ يك روياي ناب. كودكيام و آن باغ پرشكوفه. مثل برق و باد گذشت و
من هميشه در حسرت آن خاطره ميسوختم. برگشتن به خاطرات آن روزها هميشه
برايم لذتبخش بود؛ با مهرجويي بودن و با مهرجويي زندگي كردن.
ميدانستم قسمت هركسي نميشود و من بايد براي همان «درخت گلابي» هم
سرم را بالا بگيرم.
ده سالي گذشت. ديداري اتفاقي و دوباره تكرار همان روياي ناب. به زندگي برگشته بودم، به زندگي با مهرجويي خستگيناپذير.
«هانيه» زجركشيده چارهاي
جز اين ندارد. عاشقانه شوهرش را دوست دارد. اين را همه اطرافيانش
ميدانند. بارها به علي سنتوري اين موضوع را گفته...
- نه ميتوني برام يه شوهر باشي، نه ميتوني پدر بچههام باشي. تو فقط فكر يه چيز هستي. جنس... دوا...
همه اينها در قاب مهرجويي ميگذرد. در قاب مهرجويي بودن زيباست.
ماهنامه نسیم به مناسبت توقیف سنتوری پرونده جالبی از تولید
تا توقیف سنتوری نوشته بود که آن را در ادامه مطلب بخوانید. اگر نخوانده اید از دست ندهید.
تهران تهران نام اپیزودی از مجموعه تهران در
جستجوی زیبایی است که داریوش مهرجویی ساخت آن را به عهده گرفته است.دو اپیزود دیگر
توسط مهدی کرم پور و سیف الله داد ساخته می شود.آن طور که از اخبار پیداست فیلم
آقای کرم پور تمام شده ولی اپیزود آقای داد قرار بود که چند روز پیش،تولید آن شروع
شود.اپیزود آقای مهرجویی هم که خیلی وقت است تمام شده و الان در فیلم در مراحل فنی
است.این فیلم تازه ترین فعالیت سینمایی داریوش مهرجویی بعد از ماجرای تلخ علی
سنتوری است. او در این فیلم تماشاگران را با پانزده گردشگر همراه می کند تا به
گوشه کنار شهر تهران و البته بناهای تاریخی و موزه های آن سر بزنند و شاهد تهران
امروز و گذشته باشند. آقای مهرجویی!عشق فیلم ها منتظرند ها.امیدوارم این فیلم آقای
مهرجویی هم مانند تمام فیلم هایش اتفاق تازه ای در سینمای ایران باشد و ایشان بتوانند
باز هم طرفدارانشان را راضی از سالن سینما بیرون بفرستند.آخرین فیلم اکران شده
داریوش مهرجویی مهمان مامان بود.
مهرجویی و اولین رمانش
نمایشگاه کتاب امسال اتفاق ویژه ای داشت.اتفاقی
ویژه برای هواداران داریوش مهرجویی .او با چاپ اولین رمانش طرفدارانش را شگفت زده
کرد و ثابت کرد که در دنیای نویسندگی هم می تواند اتفاقی به وجود آورد.متاسفانه تا
کنون من نقدی را از این کتاب ندیدم جز نظراتی که افراد بسیاری در سایت ها و وبلاگ
هایشان عنوان کردند.در هر صورت داریوش مهرجویی در اولین تجربه نویسندگیش از این
آزمون سربلند بیرون آمد.(غیر از این هم انتظاری می رفت؟) کتاب در طی ده روز به چاپ دوم رسید.داستان کتاب
درباره پسر جوانی است که می خواهد اولین فیلم بلندش را بسازد اما موانع و مشکلاتی
در سر راهش وجود دارد...
مهرجویی، دا و کیمیاخاتون
هنگامی که کتاب دا به چاپ های فراوان می رسید،خیلی
از کارگردانان اظهار آمادگی کرده بودند که این فیلم را بسازند. داریوش مهرجویی نیز
جزو این افراد بود.او دراین باره گفته است که بدش نمی آید قسمتی از این کتاب را
تبدیل به فیلم سینمایی می کند. لازم به ذکر است که آقای مهرجویی تصمیم دارد کتاب
کیمیا خاتون را هم به زودی بسازد. قرار است براساس رمان کیمیاخاتون نوشته سعیده
قدس،فیلم سینمایی"کیمیای رومی" را به زبان انگلیسی و با عوامل خارجی
بسازد.وی دراین باره گفته است:فیلمنامه این فیلم را سال گذشته با همکاری خانم قدس
نوشتم،ترجمه اش به انگلیسی حدود هشت ماه طول کشید و از دوماه پیش برای تولید آماده
است.
مهرجویی و میر نوروزی
آقای مهرجویی پروانه ساخت این فیلم را اواخر
اردیبهشتدریافت کرد و قصد دارد به زودی
آن را بسازد.من نفهمیدم آقای مهرجویی چطوری میخواد در یک زمان چند تا فبلم بسازند!
این فیلم که در ژانر کودک و نوجوان قرار دارد،سومین فیلمی است که داریوش مهرجویی
بعد از شیرک و مدرسه ای که می رفتیم قرار است در این ژانر بسازد.فرامرز فرازمند که
تهیه کننده فیلم های اخیر داریوش مهرجویی از جمله سنتوری بوده است،قرار است که
تهیه کننده این فیلم هم باشد.فیلمنامه
میرنوروزی را سنبل رحیمی نوشته و قرار است پیش تولید آن اوایل تیرماه و پس از
بازگشت داریوش مهرجویی از نیویورک شروع شود(که البته آقای مهرجویی خیلی وقت است
برگشتند اما به دلیل موضوعات اخیر و ساخت فیلم انتخاباتی مهندس موسوی این فیلم
هنوز شروع نشده است)
مهرجویی و تئاتر
فعالیت مهرجویی تنها به حوزه سینما محدود نمی
شود.او مدتی پیش دو نمایشنامه از اوژن یونسکو ترجمه کرد که یکی از آن ها آواز تاس
نام دارد. آرزوهای مهرجویی هم در سال جدید سوژه خوبی برای خبرنگاران بود،از تمایلش
به اجرای یکی از نمایشنامه های یونسکو گفته بود و این که با دیدن برخورد مرکز
هنرهای نمایشی با بهمن فرمان آرا منصرف شده است.
و...
داریوش مهرجویی و مهندس میرحسین موسوی
از همان موقعی که میرحسین موسوی اعلام آمادگی
کرد برای ریاست جمهوری،داریوش مهرجویی جزو اولین نفراتی بود که حمایت خود را از وی
اعلام کرد.او با خبرگزاری های مختلفی هم گفتگو کرد و از میرحسین پشتیبانی کرد.پس
از مدتی داریوش مهرجویی به آقای موسوی پیشنهاد کرد که قالیباف را به عنوان معاون
اول خود انتخاب کند.کم کم
موج حمایت هنرمندان از میرحسین گسترده تر شد و روز به روز بر تعداد موافقان وی
اضافه میشد.هنگامی که آقای موسوی تصمیم گرفت فیلم تبلیغاتی خود را بسازد تعدادی از
کارگردانان خوب سینما ساخت فیلم ها را برعهده گرفتند.فیلم اول انتخاباتی میرحسین
موسوی را مجید مجیدی ساخت.در همین هنگام خبر رسید که فیلم دوم میرحسین را داریوش
مهرجویی می سازد.اما چند روزنامه نوشتند که فیلم دومیرا که از تلویزیون پخش می شود را احمدرضا درویش
می سازد و فیلممهرجویی 11دقیقه است و
قرار است که چند روز قبل از انتخابات در ستادهای حامیان موسوی پخش شود.من که هنوز فیلم را ندیدم.. داریوش مهرجویی هم جزو 800هنرمندی بود که
بیانیه ای در جهت حمایت از موسوی را امضا کرد.انتخابات برگزار شد و برخلاف نظر و رای مردم،احمدی نژاد برای بار دوم رئیس جمهور
ایران شد.مردم هم به نشانه اعتراض به نتیجه انتخابات،شروع به تظاهرات کردند و این
تظاهرات شش روز است که انجام می شود.به گزارش خبرگزاری ها تاکنون هفت نفر در این
تظاهرات کشته شده اند که البته به نظر میرسد تعداد کشته شدگان بیشتر از این
باشد.
بیانیه ای هم از طرف هنرمندان برای حمایت و
البته ابراز نگرانی از این تظاهرات چاپ شده است که داریوش مهرجویی هم آن را امضا
کرده است.آنطور که از اخبار پیداست داریوش مهرجویی هنوزهم از میرحسین موسوی حمایت می
کند.این وبلاگ هم همین طور و اگر اخباری از میرحسین در ارتباط با داریوش مهرجویی
بود اعلام می کنم.پس فعلا یک یا حسین تا میرحسین.
«درباره الي...» با گروه آفريقا بست، تكليف گروه عصرجديد مشخص نيست
خبرگزاري
فارس: مدير سينما آفريقا از عقد قرارداد اكران عمومي فيلم «درباره الي...»
ساخته «اصغر فرهادي» با گروه سينمايي آفريقا خبر داد. ادامه خبر...
عزتالله انتظامي به پشت صحنه تهران تهران مهرجويي رفت.
۱-
حضور عزتالله انتظامي كه در فيلمهاي زيادي از داريوش مهرجويي چون «گاو»،
«آقاي هالو»، «اجاره نشينها» ،«هامون»، «شيرك»، «دايره مينا» و... بازي
كرده است، شور و اشتياق خاصي را در بين گروه ايجاد كرد و يادآور خاطرات
مشترك اين دو هنرمند شد.
۲-
كتايون امير ابراهيمي، مهتاج نجومي، فريده سپاهمنصور، اكبر مشكات،
غلامرضا نيكخواه، مينو صابري، رحمان حسيني ، اردشير كاظمي، پرويز نوري و
ثريا نوري از جمله بازيگران اين فيلم هستند.
۳- «تهران تهران» يكي از اپيزودهاي فيلم «تهران در جستوجوي زيبايي» به تهيهكنندگي محمدعلي حسيننژاد است.
چهار عکس دیدنی تازه از فیلم آقای داریوش مهرجوییداریوش مهرجویی در قالب یکی از اپیزودهای فیلم تهران شهر خوبان،
تازهترین فیلماش را میسازد که فیلمبرداری آن در خیابانهای تهران
ادامه دارد منبع:سینمای ما
مهرجويي سرگذشت شمس و مولانا را فيلم مي کندداريوش مهرجويي براساس کتاب کيمياخاتون، فيلم سينمايي «کيمياي رومي» را به
زبان انگليسي و با عوامل خارجي مي سازد.«داريوش مهرجويي» درباره ساخت اين
پروژه مي گويد؛ «اين فيلمنامه را با همکاري سعيده قدس، براساس يکي از کتاب
هاي ايشان با عنوان «کيمياخاتون» نوشته ايم که به سرگذشت مولانا و شمس
تبريزي از ديد يک دختر 15ساله مي پردازد.» او درباره بازيگران اين فيلم مي
گويد؛ «اين فيلم قرار است با عوامل و بازيگران بين المللي ساخته شود که به
دليل انگليسي زبان بودن فيلم، احتمالاً از بازيگران داخلي مسلط به اين
زبان استفاده خواهيم کرد. فيلمنامه اين اثر را سال گذشته نوشتيم و حدود
هشت ماه ترجمه اش به انگليسي طول کشيد که از دو ماه پيش نيز براي توليد
آماده است.» مهرجويي درباره عوامل توليد اين فيلم چنين توضيح مي دهد؛
«کيمياي رومي را در درنافيلم و به تهيه کنندگي مرجان مقيمي کارگرداني مي
کنم و از آنجايي که وقايع فيلم در قونيه مي گذرد، فيلمبرداري آن در ترکيه
و بخش هايي نيز در هندوستان انجام مي شود.» داريوش مهرجويي با بيان اين
مطلب از علاقه اش به ساخت فيلم هايي درباره ادبيات کهن سخن گفت؛ «خانم
مقيمي کتاب «کيمياخاتون» را خوانده بودند و پيشنهاد ساخت آن را به من
دادند و از آنجايي که هميشه ادبيات کهن ايران برايم جذاب است و به آن
علاقه مندم، براي ساخت آن ترغيب شدم. پيش از اين نيز قرار بود در حيطه
ادبيات کهن فيلم بسازم، مثلاً مي خواستم فيلمي درباره عطار بسازم، يا
فيلمي درباره زکرياي رازي که کماکان در مرحله نگارش فيلمنامه است و در
«سيمافيلم» ساخته مي شود. اين گونه مضامين در حيطه فلسفي- ادبي افکار من
قرار گرفته است.» مهرجويي در مورد جزييات فيلمنامه فوق هم توضيح مي دهد؛
«در نگارش فيلمنامه فقط به کتاب بسنده نکرديم و پژوهش و تحقيقاتي نيز در
اين زمينه در منابع انگليسي و فارسي صورت گرفت تا به فرمت فيلمنامه برسيم.
»
اولین عکس از کار تازه داریوش مهرجویی"تهران تهران"
به زودی منتظر عکس ها باشید.
استاد در برج ميلاد
فیلمبرداری فیلم سینمایی «تهران تهران» به کارگردانی داریوش مهرجویی با
برداشت صحنههای مربوط به کاخ گلستان به روزهای پایانی نزدیک میشود و
بهزودی مهرجویی راهی برج میلاد میشود. فیلم «تهران تهران» با عنوان
قبلی «شهر خوبان» یکی از اپیزودهای سهگانه فیلم سینمایی «تهران، در
جستجوی زیبایی» است که به تهیهکنندگی محمدعلی حسیننژاد در حال ساخت است.
پیش از این سکانسهای دیگر فیلم در لوکیشنهای مختلف شهر تهران به مدیریت
فیلمبرداری علیلقمانی گرفته شد. حسیننژاد با ابراز رضایت از روند تولید
اپیزود «تهران تهران» کارگردانی داریوش مهرجویی را مبتنی بر شناخت او از
قابلیتهای روایی و ارتباطی سینما و سرشار از ظرافتها و جذابیتهای
قصهگویی توصیف کرد.او در این باره گفت: در این فیلم ضمن توجه به نمایش
هنرمندانه میراث فرهنگی و جاذبههای تهران تجربههای نو و جذاب از
قصهگویی و شخصیتپردازی بر پرده سینما را شاهد خواهیم بود. به گفته
حسیننژاد یک یا دو سکانس جدید به فیلمنامه اولیه اضافه شده است. از جمله
داریوش مهرجویی قصد دارد در کنار لوکیشنهای قدیمی و تاریخی در یکی از
صحنههای «تهران تهران» شخصیتهای قصه خود را به بالای برج میلاد که
نمونهای از بناهای مدرن شهری در تهران است، بکشاند. علی عابدینی در فیلم
«تهران، در جستجوی زیبایی» به عنوان طراح صحنه و لباس در نقش یکی از
شخصیتهای اصلی نیز ایفای نقش میکند. در سکانسهای مربوط به کاخ گلستان،
اکثر بازیگران فیلم از جمله دو هنرمند خردسال نیکی نصیریان و مهدی
طالبزاده، همچنین کتایون امیرابراهیمی، مهتاج نجومی، فریده سپاه منصور،
اکبر مشکات، غلامرضا نیکخواه، مینو صابری، رحمان حسینی ، اردشیر کاظمی،
پرویز نوری و همسرش ثریا نوری حضور دارند.از دیگر دستاندرکاران فیلم
«تهران تهران» میتوان به رضا درمیشیان دستیار اول کارگردان و برنامهریز،
محمدرضا نجفی مدیرتولید، محمد مختاری صدابردار، فریور معیری طراح گریم،
المیرا مقدم عکاس و نظام الدین کیایی مجری دکور اشاره کرد. ضمن اینکه شهاب
حاجی مشهدی مشغول ساخت فیلم کاملی از پشت صحنه اپیزودهای فیلم سینمایی
«تهران در جستجوی زیبایی» است. مهرجویی آخرین بار فیلم «سنتوری» را
کارگردانی کرد که اکران نشد.
مطلب
کوتاهی از صحبت های محمود اربابی درباره سنتوری
من رای داریوش مهرجویی احترام زیادی قائلم و
انتظار ندارم او در واکنش به عدم نمایش فیلمش به این موضوع اشاره کند که پروانه
ساخت فیلمنامه اش با نام"تولدت مبارک"1381صادر شده اما سنتوری
سال 1384تولید شده.انتظار ندارم همه مردم و افکار عمومی بدانند که پروانه ساخت یک
فیلم پس از صدورش چندماه اعتبار دارد و طبیعی است که مردم فیلم نامه
اولیه"تولدت مبارک"را نخوانده اند که پس از دیدن سنتوری تشخیص بدهند که
چقدر تفاوت دارد با فیلم نامه ای که پروانه ساخت گرفته.
در ابتدا
این مطلب را نوشتم و منبعشم ماهنامه فیلم است.نظرتون رو درباره این مطلب بگید.
***
تهران
در سه اپیزود
داریوش
مهرجویی،سیف الله داد و مهدی کرم پور با حمایت سازمان فرهنگی هنری شهرداری
تهران،فیلمی سه اپیزودی درباره تهران می سازند.به گفته مجید سرسنگی،قائم مقام
سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران،این پروژه داستانی حال و هوایی مستند گونه خواهد
داشت و بازیگران مطرح سینمای ایران در اپیزود های مختلف آن بازی می کنند.
همان طور
که خواندید خدارو شکر آقای مهرجویی هم دارن فیلم میسازن و فیلم ساختن ایشون در این
پروژه برخلاف گفته ی اولیه منتفی نشده است.
***
حضور
در جشنواره فیلم یاری
هشتمین جشنواره یاری پس از سه روز نمایش فیلم در
اپسالا در استکهلم هم با یاد خسرو شکیبایی آغاز شد. جشنواره یاری در سینما
پارک استکهلم در شرایطی آغاز شد که مردم مشتاق برای خرید بلیت در صفهای
طولانی ایستاده بودند و جالب اینکه تعداد کثیری از این مخاطبین را
سوئدیهای مشتاق شناخت سینمای ایران تشکیل میدادند. همچنین تعداد زیادی
از خبرنگاران رسانههای سوئدی و فارسی زبان برای مصاحبه با هنرمندان
ایرانی در سینما پارک مستقر شده بودند. در میان مخاطبین سفیر سابق
سفارت سوئد در تهران و همسرش هم دیده میشدند. داریوش مهرجویی که همراه با
همسرش وحیده محمدیفر و دخترش مونا و گلشیفته فراهانی برای جلسه پرسش و
پاسخ به روی سن آمده بود در جواب به سوال مخاطبی که پرسید چه دلیلی داشت
علی سنتوری عبا به تن کن گفت: در فیلم میکس در قسمتی ما به زندگی یک
موزسین می پردازیم که اتفاقا ناصر چشمآذر که خودش هم موزسین است؛ این نقش
را ایفا میکند. در آنجا هم چشمآذر عبا تنش است و اصولا خیلی از کسانی که
در ایران کار موسیقی میکنند در منزل از این پوشش سنتی استفاده میکنند.
در ضمن فراموش نکنیم علی از یک خانواده سنتی است و انتخاب این پوشش کاملا
برای او طبیعی است. در ادامه یکی از مخاطبین ضمن موثر دانستن حضور
صدا و اشعار محسن چاوشی در سنتوری از مهرجویی خواهش کرد سلام سوئدیها را
به چاوشی برساند که این تقاضا با تائید حضار روبرو شد. مهرجویی در
ادامه در پاسخ به این سوال که سوگلی فیلمهای شما چه فیلمی است گفت: هر
چند فیلمها مانند بچههای سازنده هستند اما واقعیت این است که دختر دایی
گم شده بیشک سوگولی فیلمهای من است. در ادامه جلسه گلشیفته در پاسخ
به سوال یکی از مخاطبان که شما در میم مثل مادر یک مادر نمونه بودید و در
سنتوری یک زن بیوفا خودتان کدام نقشتان را بیشتر میپسندید؛ گفت: مسلم
است که همه یک مادر فداکار را دوست دارند و زنی که به دنبال یک زندگی بهتر
دیگر حاضر نیست با شوهر معتادش بماند را درک نکنند! در ابتدا من هم
با آقای مهرجویی بحث داشتم و میگفتم هانیه نباید علی سنتوری را رها کند.
اما آقای مهرجویی به من گفتند زن امروز نباید تحت هر شرایطی همه چیز را
تحمل کند و هانیه حق دارد شوهری که حاضر به ترک مواد نیست را ترک کند و
حالا که فکر میکنم میبینم هانیه کار درستی کرد. چرا باید میماند و تحمل
میکرد؟ فیلم سنتوری همچنين در نخستین روز هشتمین جشنواره فیلم
یاری در سینما قصر شهر اپسالا در سوئد به نمایش درآمد و پس از آن
هم مهرجویی به سوالهای حاضران پاسخ داد. مهرجویی پس از نمایش فیلم در
پاسخ به این سوال که چرا سنتوری در ایران نمایش نداشته، گفت: این فیلم
سرنوشت عجیبی داشت. با وجود داشتن تمامی مجوزها و شروع تبلیغات، سه روز
مانده به اکران به ما گفتند در حال حاضر صلاح نیست که این فیلم اکران شود
و بعد از مدتی سیدی قاچاق فیلم در مسکو دانلود شد و در سراسر دنیا پخش شد
و امید تهیهکنندگان فیلم کاملا از بین رفت. گلشیفته فراهانی هم در
پاسخ به این سوال که شما هم تجربه کار با داریوش مهرجویی و هم رایدلی
اسکات را دارید این دو را چطور با هم مقایسه میکنید؛ گفت: این سوال خیلی
سختی است! مثل اینکه بپرسید کی از کی خوشگلتر است. البته آقایان اسکات و
مهرجویی به شدت به هم شبیه هستند از نظر رفتاری. هر دو خونسردی بیش از
اندازهای دارند. ولی به نظر من اگر امکانات سینمای آمریکا دست کارگردانی
مانند مهرجویی باشد واقعا آپولو هوا میکند! فراهانی افزود: اگر
سینماگران را با شناگران مقایسه کنیم سینمای ایران مانند شنا کردن در رود
کارون است و سینمای آمریکا مانند دراز کشیدن روی یک تشک بادی در یک دریاچه
آرام و خوردن نوشیدنی. پس میشود نتیجه گرفت ایرانیها شناگران بهتری
هستند! در ادامه وحيده محمدیفر فیلمنامهنویس در پاسخ به این سوال
که چرا نقش معتاد را به یک موزيسین دادید گفت: ما میخواستیم مشکل اعتیاد
را مطرح کنیم. بگوییم معتاد بیمار است و احتیاج به کمک دارد. این کاراکتر
میتوانست هر شغلی داشته باشد ولی ما داشتیم قصه علی سنتوری را میگفتیم
که یک موزیسین بود.
منبع خبر : پايگاه خبري فيلم كوتاه
***
قسمتی
کوتاه از رمان داریوش مهرجویی:به خاطر یک فیلم بلند
من نسبت
به میرمیرانی همیشه احساس خلا وکمبود می کردم،یعنی حس می کردم او بهتر از من و
بیشتر از من می داند و درحالی که سعی می کردم از او یاد بگیرم و گاه حتی کارها و
لحن او و اصطلاحاتش را عینا تقلید کنم،هی او را پس می زدم و زور می زدم در رفتار و
کردار وگفتارش عیب و ایراد پیدا کنم و او را به اصطلاح فیلم چی ها بکوبانم.به خصوص
از آن وقتی که عاشق سلما شدم و پای او به میان کشیده شد.نمی دانم این غیظ درونی از
کجا می آمد.غیظ داشتم نسبت به او،نسبت به خودم،نسبت به دیگران...وهمه چیز به نظر
بدرنگ و کدر و بی خاصیت و ماسیده می رسید.عین یک غروب سنگین مه آلود.
البته
وقتی تو راهنمایی بودیم زیاد باهاش حشر ونشری نداشتم.چون او رفته بود البرز و من
تو همان راهنمایی حوالی اندیشه عباس آباد مانده بودم.دیدار او بیشتر عصرها رخ می
داد که از مدرسه به خانه می آمد.خانه اش بیست متر پایین تراز خانه ما بود.ما بچه
های کوچه بودیم و عصرها که از مدرسه برمی گشتیم،بی درنگ گل ها را در کوچه خلوت
بغلی می کاشتیم و دبزن به فوتبال...و او گاه به گاه دورادور با ساک تنیس زیبایش که
به دوش می کشید از میان جمع ما می گذشت وسلام و علیکی سرد و بی حال می انداخت و می
رفت... و وارد حیاط پردارو درخت و شیک و پیکشان می شد.بچه ها همیشه به او شرم وحیا
نشان می دادند.نمی دانم ازچه بود.از پولدار بودنشان؟از کاریزمای به خصوصش،از
زیبایی و مهربانی مادرش یا از چهره نسبتا رئوف و جذابش...جذاب که چه عرض کنم از
نظر من اصلا جذاب نبوده و نیست...می بینم که حس حسادت دارد یورش می آورد...نمی
دانم با این تعصب احمقانه خود چه کنم.تعصب که می گویند لابد همین است.من نسبت به
این آدم حسادت می کنم،از او متنفر می شوم و نسبت به موجودیتش تعصب نشان می
دهم.نباشد بهتر است.یعنی اصلا کل موجودیت او را منکر می شوم.ای بابا.یعنی بخواهی
نخواهی در درونم دارم او را اعدام می کنم.یعنی می بینم که چه راحت می شود از بغض و
حسادت و کینه به انزجار و صدور حکم اعدام رسید.
***
فیلم
های خسرو شکیبایی در شبکه نمایش خانگی"خسرو شیرین سخن"
مجموعه ای
از فیلم های خسرو شکیبایی در مجموعه ای با نام"خسرو شیرین سخن"را موسسه
رسانه های تصویری وارد شبکه نمایش خانگی کرد.این فیلم ها عبارت اند از:هامون،مزاحم،دزد
و نویسنده،خواهران غریب،روانی،سارا،کاغذ بی خط،سالاد فصل،عاشقانه و حکم
***
اکران
عید فطر را از دست ندهید
دوستان
اکران عید فطر را از دست ندهید به هیچ وجه.هرچهار فیلم اکران خوب
هستند.دعوت،کنعان،سه زن و آواز گنجشک ها.پیشنهاد ما کنعان و دعوت است.البته دو
فیلم دیگر هم خیلی خوبند.اونا رو هم ببینید.
فیلم هایی
که نام کارگردانانشان هم به اندازه خود فیلم مهم است.ابراهیم حاتمی کیا،مجید
مجیدی،منیژه حکمت و مانی حقیقی.
همین
مطالب آخرین اخبار از داریوش مهرجویی،فیلمش و فعالیت های دیگرش است.به محض رسیدن
اخبار جدید،خبر در همین جا انتشار می یابد.
راستی
دوستان به زودی گالری کامل فیلم بمانی و دیالوگ های فیلم درخت گلابی اضافه خواهد
شد.
در طی چند
روز آینده این وبلاگ با قالبی جدید پذیرای شماست.
منتظرباشید.
برای
بیکار نماندن فعلا این مطلب را بخوانید.
نوشته داریوش
مهرجویی درباره فیلمسازان نسل نو
منبع:همشهری
جوان
سینما
هنری است متعالی و این همان چیزی است که سالیان سال،همه فیلمسازها در پیشرفت این
هنر گام برداشتند.هم نسل های من،از همان ابتدای شکوفایی سینما در بعد از
انقلاب،این گام را محکم برداشتند و نشان دادند که سینما برایشان جدی است.در همان
سال ها بود که سینمای ما پروبال گرفت و پیشرفت قابل توجهی کرد.این پیشرفت هم چنان
ادامه داشته تا به امروز که نسل جدیدی در فیلمسازی شکوفا شده و با ذوق و سلیقه ای
تازه و نو پا به این عرصه گذاشته اند و اتفاقا همین ها هستند که سینمای واقعی را
این روزها هدایت می کنند....
اما چه
فایده که فیلم های این نسل،یکی پس از دیگری ساخته می شوند و به نمایش در می
آیند-البته در خارج-اما در ایران به خاطر کمبود سالن یا ممیزی سفت و سخت در ایران
نشان داده نمی شوند.این تناقص در وضعیت فرهنگی ما کمی خنده دار است.جوان فیلمساز
ما تمام امیدش،تمام انگیزه اش از فیلمسازی،برقرار کردن ارتباط با هموطنان و هم
کیشان خود و نشان دادن فیلمش درسینمای مردم است و سالیان سال این موضوع به اثبات
رسیده که سینما وقتی زنده است که مخاطب مردمی داشته باشد.ولی چه فایده که از آثار
کیارستمی و پناهی بگیرتا جلیلی و قبادی و دیگران که تعدادشان کم نیست،تاکنون در
سینما و برای همه مردم نشان داده نشده اند.در واقع اینها هستند که جوهر واقعی
سینمای متعالی و فرهنگی ما به حساب می آیند.اینها هستند که سینمای ما را می سازند
و دارند تلاش می کنند سینمای ما زنده بماند.دراین دو دهه اخیر،نام ایران را به
عنوان کشوری دارای فرهنگ و سینمای متعالی و سرزنده،ساخته و باعث رشد فرهنگی تمدن
ایرانی در دنیا شدند. ولی متاسفانه به خاطر ضعف مدیریت و بی تفاوتی فرهنگی و به
خصوص عنصر نخبه کشی که در ملت ما قدمت دیرینه دارد،به این سینما در ان دو دهه
اخیر،بی توجهی و بی تفاوتی صرف نشان داده شده و جز ابوالفضل جلیلی که چند بار در
تلویزیون،آن هم لابد بعد از سانسور تلویزیونی که همه ما می دانیم چگونه
نشان داده
شده،هیچ یک از این گروه سینماگران یکی دو نسل اخیر که خوب می تازند و قدرآنها را
در میان
فرهنگ
دوستان مغرب زمین خوب می شناسند،هنوز فرصت نشان دادن آثار خود را به هموطنان به
دست نیاورده اند و با توجه به رشد سانسور و حذف آثار،گمان نمی رود که در آینده
نزدیک،این دسته از آثار سینماگران جوان،آینده درخشانی داشته باشند،اگر یکسره حذف و
موجودیت شان انکار نشود....
سوم
مرداد،روزی که........
دوستان
عزیز سلام
امروز سوم
مرداد است و دقیقا یک سال از زمان توقیف سنتوری می گذرد.بماند که آن روزها چه
کشیدیم ولی آیا فکرش را می کردید که سال بعد درست همان روز در حالی باشید که
سنتوری را دیده باشید و خیلی راحت حالا از آن حرف بزنید؟نه فکرش رو نمی کردید.یک
سال از آن روز می گذرد و چه روز سختی بود هنگامی که خبر تیتر اول روزنامه بانی
فیلم را خواندم:سنتوری محاکمه شد. به هرحال از آن روزها گذشته و امروز اینجا جمع
شدیم تا ثابت کنیم که مهرجویی و سنتوری اش را هیچ وقت فراموش نمی کنیم.که به او ثابت
کنیم هنوز هستند کسانی اینجا که تو را و فیلمهایت را دوست دارند.به بهانه ی آن روز
آپ این دفعه تماما در اختیار سنتوری است.با اینکه در این سال ها زیاد درباره اش
خواندیم و نوشتیم،اما این دفعه فرق می کند.عکس هایی ویژه از سنتوری،گفت و گویی
قدیمیبا محسن چاووشی،مروری بر
مصایب سنتوری همراه با مهرجویی،و.....
اگرشما هم
هنوز مهرجویی و سنتوری و 3مرداد رو فراموش نکردید از بقیه هم دعوت کنید به این
وبلاگ بیایند،تا بار دیگر به بیاد داشته باشیم مهرجویی را سنتوری اش را و روز
3مرداد را.روزی که...........
محسن چاووشی در گفتگویی قدیمی از گلایه هایش می گوید:
قرار گفت
و گو را در خانه ای که او با پدر و مادرش در آن زندگی می کند،می گذارم.خانه ای در
مناطق مرکزی تهران که آپارتمان هایش معمولا متراژی70-80متری دارند.در طبقه ی دوم
یکی از همین آپارتمان ها در اتاقی 9متری روبه روی هم نشسته ایم.اتاقی بسیار ساده
که موسیقی و ترانه های متن فیلم سنتوری در این اتاق ساخته و ضبط شده اند.در اتاق
به غیر از یک کامپیوتر با باندهایی بزرگ و کیبورد موسیقی که روی دسته ای یک صندلی
گذاشته شده،وسیله ی دیگری برای انجام کارهای موسیقی دیده نمی شود.بر روی دیوار هم
یک تابلو با اسامی پنج تن آل عبا به همراه یک پوستر معمولی از تصویر خودش
است.ظاهرا این تنها عکسی است که از او چهره ای مشخص و واضح را نشان می دهد.می
گوید:"این عکس را دوستم با موبایلش گرفت.کیفیت خوبی ندارد،اما نمی دانم چه شد
که یکدفعه هفته ی بغد پوسترش را دیدم که می فروشند.این را هم که می بینی به دیوار
زده ام یکی از دوستانم برایم آورده وگرنه من که از عکس و عکاسی و تصویر خودم فراری
ام.و می خندد.
نه آقای
مهرجویی و نه هیچ کس دیگری از من برای دیدن فیلم دعوت نکردند.برای دیدن فیلم خودم
رفتم و توی صف ایستادم.یکی دو ساعتی در صف بودم بالاخره هم بلیت گیرم نیومد.به هر
زحمتی بود رفتم داخل و فیلم را دیدم.خیلی فیلم خوبی بود.واقعا از بازی بهرام رادان
لذت بردم.وقتی قسمت های موزیک و خواندن شروع میشد،واقعا تعجب می کردم.بهرام رادان
به قدری خوب حس کارها رو گرفته بود و همراه آهنگ ها لب می زد که فکر می کرد خودش
کارها را خوانده و صدا،صدای خود بهرام است.
سال قبل
بود که پیشنهاد ساخت ترانه های فیلم سنتوری به من داده شد.آن روزها من چندان وضع
مالی خوبی نداشتم.آلبوم لنگه کفش هم لو رفته بود و شرایط روحی ام خیلی بد
بود.برادر زاده ی آقای شریفی نیا تماس گرفت و پیشنهاد همکاری از طرف آقای مهرجویی
و آقای شریفی نیا را مطرح کرد.آدرس را گرفتم و به دفتر آقای مهرجویی رفتم و با هم
صحبت کردیم.آقای مهرجویی گفت که تمامی کارهای من را گوش کرده و می خواهد در این
فیلم ساخت آهنگ را به من بسپارد.فکر می کنم آقای مهرجویی یک دروغ به من گفت و من
هم یک دروغ به او.او گفت که همه ی آهنگ های من را شنیده و دوست دارد و من هم گفتم
که همه ی فیلم هایش را دیده ام و دوست دارم.به هر حال فیلمنامه را گرفتم و بدون
قرارداد،قرار شد ترانه ها را بسازم.فیلمنامه را به حسین صفا و امیر ارجینی دو
ترانه سرایم نشان دادم و قرار شد که آنها ترانه ها را بسته به فضای فیلم
بگویند.حتی در یکی از ترانه ها اسم"رفیق من"بیشتر قافیه ها بر وزن و
قافیه سنتور است.ترانه ها تایید شد،شروع به ساخت ملودی ها کردم.همان طور که گفتم
آن روزها وضع مالی ام اصلا خوب نبود و برای هماهنگی با آقای مهرجویی مجبور بودم هر
روز از خیابان خوش تا اقدسیه بروم و چون هر روز پول کرایه را نمی توانستم
بدهم،مجبور شدم با یکی از دوستانم که چند سال بود با هم قهر بودیم آشتی کنم تا با
ماشینش بتوانم به دفتر مهرجویی بروم.به این قسمت حرفش که می رسد با صدای بلند می
خندد و سرش را تکان می دهد.
درباره ی
استفاده از صدای سنتور من خودم خیلی تمایل داشتم.به نظرم قطعاتی که سنتور
دارند،قشنگ تر از قطعات اولیه اند.من روز اول از حضور اردوان کامکار هیچ اطلاعی
نداشتم و با وضعیتی که از موقعیت مال ام در آن روزها گفتم،برای اضافه کردن ساز
سنتور به موسیقی ها خیلی سختی کشیدم.چون مجبور بودم بروم قم پیش یکی از دوستانم به
اسم مهدی حسینی که نوازنده و مدرس سازهای سنتی است و از او بخواهم صدای سنتور را
هم به قطعات اضافه کند.وقتی که قطعات کامل شد و آقای مهرجویی کار را شنید،آنها را
پسندید و خیلی خوشش آمد و حتی یکی از آهنگها را دو بار در فیلم به کار برد.وقتی
گفت که سنتور را قرار است آقای کامکار بزند،شوکه شدم.بیشتر ناراحتی ام برای وقت و
هزینه ای بود که گذاشته بودم.تا لحظه ی آخر به من درباره حضور آقای کامکار چیزی
گفته نشده بود.
اگر
بخواهم حساب کنم پولی که به من داده شد،پول سه قطعه شعرم بود که به شاعرها دادم.من
برای این کارها خیلی سختی کشیدم و هنوز نمی دانم پولی که به من داده شد پول شعرها
بود یا تمام کار.
من با
مهرجویی صحبت نکرده ام،چون از وقتی که آهنگ ها را تحویل دادم،دیگر ندیدمش و صحبتی
با هم نکردیم..البته به این برخوردها و به این وضعیت عادت کرده ام.
در صحنه ای
که بهرام رادان،تمام زندگی اش را از دست داد و اعتیادش به بیشترین حد رسیده،در
بیابان چادری زده و آنجا زندگی می کرد،در صحنه ای که داشت سوسیس سرخ می کرد
معتادها یکی یکی داخل چادر او می آمدند و او سوسیس های خودش را با مهربانی به آنها
می داد تا بخورند،وقتی که همه ی غذایش را داد خوردند باز رفت و از نایلکس سوسیسی
در آورد وشروع کرد به سرخ کردن و دادن به معتادهای دیگر،در آن صحنه تحت تاثیر بازی
و نفس کارش قرار گرفتم.آهنگ رفیق من هم که روی آن صحنه ها در حال پخش بود،گریه ام
را در آورد.
وقتی کارم
را برای فیلم شروع کردم پیش بینی تمام این اتفاقات را کرده بودم و می دانستم شاید
کارم حذف شود،یا صدایم را از روی آهنگ ها بردارند و یا بعضی قسمت هایش را اصلاح
کنند.به همین دلیل وقتی اسمم را در تیتراژ پایانی ندیدم اصلا تعجب نکردم.فقط دلگیر
شدم.از افرادی که وقتی کارشان به نتیجه می رسد همه چیز را فراموش می کنند.به هیچ
کس هم زنگ نزده ام.از این رفتارها زیاد دیده ام.ولی واقعا خوشحال شدم وقتی که اسم
حسین صفا و امیر ارجینی را به عنوان ترانه سرا دیدم.من هم اگر حقم باشد به حقم می
رسد.همه صدای من را می شناسند و نیازی به قایم باشک بازی نیست.
رسول ترابی،40چراغ
مهرجویی
گفته است:فیلمی که پروانه ساخت و نمایش داشته،در جشنواره نشان داده شده و تشویق
شده و بهترین فیلم تماشاگران شناخته شده،بعد شوراهای مختلف فیلم را دیده اند و همه
ی مجوزهای آن را امضا کردهو مهرتایید به
آن زده اند و حتی پوستر و بیلبورد توی خیابان را هم تایید کرده اند،چرا یک دفعه سه
روز قبل از اکران عمومی یک معاون مسئول خواب نما می شود و می گوید صلاح نیست این
فیلم نشان داده شود،آن هم به دلایل کاملا واهی و غیر منطقی؟!.
برخلاف
نظر اینهایی که می گفتند اگر سنتوری اکران شود ممکن است بعدها کسانی یک چیزهایی
درباره اش بگویند و به خاطر همین تصور فیلم رد صلاحیت شد،من فکر می کنم این فیلم
می توانست خیلی معقول و درست بیاید روی پرده،همان طور که در جشنواره به نمایش
درآمد و هیچ کس هم حرفی بر علیه آن زد.
این فیلم
اگر اکران میشد می توانست برای خیلی ها سودآور باشد و یک حرکت درست اقتصادی در
سینما راه بیفتد و حتی برای خیلی ها اشتغال ایجاد کند.نباید روزی را از مردم
بگیرند این کار خطاست و نفرین مردم آن ها را میگیرد.
کارگردان
سنتوری می گوید:این سیاست شد!سیاست ارشاد یعنی اینکه شما بیایید فیلم را از دست
صاحبانش بگیرید و بدهید دست قاچاقچیان و دزدها که آنها بهره برداری کنند و مردم هم
فیلم را به جای سالن های سینما در خانه هایشان ببینند.
به نظر من
سیدی
سنتوری یک مال دزدی است و ما که صاحبان این فیلم هستیم ناراضی هستیم.من از مردم و
کسانی که کار من را دوست دارند،برای من احترام قائلند و برای بی عدالتی که در حق
من شده هوای من را دارند خواهش میکنم سیدی را نخرند و حتی آن کسانی را هم که فیلم
می فروشند شناسایی کنند و با نیروی انتظامی تماس بگیرند و اطلاع بدهند.
نوشته ای کوتاه بر سنتوری و نظرات بقیه:
سنتوری ؛
از نوع کدام مهرجویی؟
پس از هشت سال توقیفِ فیلم «بانو»،
وقتی اکران شد، همه با یک فیلم درخشانروبهرو شدیم.
برای تماشای «سنتوری» انتظارمان به یک سال هم نکشید. اینروزها در بارهی
قاچاق فیلم «سنتوری» زیاد حرف میزنند، ولی من میخواهمدر بارهی خودِ
فیلم نظر شما را بدانم. داریوش مهرجویی که فیلمهایی چونگاو، هامون،
اجارهنشینها و خصوصاً شاهکاری به نام «بانو» را ساخته، حالاپس از ساختن فیلم تلویزیونی ِ زیبایی مثل «مهمان مامان»، رسیده به
فیلم ِظاهراً سینمایی و در واقع تلویزیونی ِ«سنتوری». خیلی
دوست دارمبدانم نسبتِ این فیلم را با مهرجویی در چه چیزهایی
میدانید؟ موضوع صحبتمابداً سانسور و توقیفِ این فیلم نیست،
کاری هم به ترانههای زیبای فیلم وصدای دلنشین چاووشی
ندارم. فقط بگویید از مهرجویی ِ «بانو» تا مهرجوییِ «سنتوری» چه فاصله یا تفاوتی میبینید. راستی هیچ تصور کردید که
اگرترانهها و صدای چاووشی را از فیلم حذف کنید، از فیلم «سنتوری» جز یک
فیلمآشفته و دمِدستی چه میماند؟ اگر هم معتقدید، مهرجویی هنوز همان موجودعجیب و درخشانی ست که بوده، باز هم برایم بنویسید.
نظرات:
دقیقآ این فیلم برای نام مهرجویی متوسطی
در حد ضعیف بود به جز بعضیدیالوگهای جسورانه. در کل ارزش اینهمه
انتظار و توهین و افتخار را نداشت.
خب واقعیتاش اینه که سنتوری در حد و
اندازههای مهرجویی ِ گاو و بانو وحتا مهمان ِ مامان نبود.
اما سوای آهنگهای محسن چاووشی، بازیهای خوبتماشاگر رو راضی
نگه میداره. به نظرم بهرام رادان نه اینکه عالی، ولیخیلی خوب از پس
نقش یه معتاد بر اومده. یا به نظرم حسن پورشیرازی شاهکاربود! بعضی
سکانسها و دیالوگها هم همینطور. مثلاً دعوای گلشیفته و رادانخیلی خوب بود. خیلی با این دعواهای آبگوشتی و مسخرهی تلویزیونی و حتاسینمایی فرق میکرد. یا مثلاً اون ابوالفضل به کمرت بزنه ای که رادان
بهمادرش توی فیلم گفت خب خیلی خوب بود. اما بیایید به بازیها و اینها
کارنداشته باشیم... پایانبندی فیلم افتضاح بود. به نظرم همین پایانبندیواقعاً افتضاح فیلم کافیه که مهرجویی رو تمام قد زیر علامت سئوال ببره... در نهایت، فکر میکنم بهتره که مهرجویی گاو و بانو را با مهرجویی
سنتوریمقایسه نکنیم. شاید اگر سنتوری رو بدون در نظر گرفتن ِ
نام مهرجویی بررسیکنیم، اینقدر حرصمون از ضعفهای فیلم
در نیاد! برای اینکه بیانصافی همنشه، این رو اضافه میکنم
که به نظرم سنتوری تلخی و سیاهی رو تونست بهمخاطب منتقل
کنه.
خب شما اول بفرمائيد فيلم تلويزيونی
يعنی چی؟به لحاظ مضمون يا تکنيکسينمايی؟ آشفته؟ يعنی
تعمدی نبوده؟ يعنی تکنيک جامپ کات به اين آشفته بودنفيلم کمک
نکرده؟ يعنی فرم در خدمت محتوا قرار نگرفته؟ عجب! فعلا در زمینهی ادبیات تبحرتون رو در نقادی اثبات کنید ولطفا پدرخواندگی سينما رو بيخيال بشيد.
فيلم را كه نديدهام و دستم فقط به
اين گزيدههاي چند دقيقهاي يوتيوب رسيده. اما اگه نظر ندم تو گلوم گير ميكنه. من فكر ميكنم اين كه فرم در خدمت محتوا قرار بگيره از
مهرجويي مهمتره.
آشفتگي تعمدي هم هرچي باشه حتماً از هر دوي اينا بهتره.
حالا اين كه ايناچهقدر كمك كرده فيلم بهتر بشه رو اونايي
بايد بگن كه فيلم رو ديدن.
آقا دمت گرم، كم كم داشتم شك می كردم
كه نكنه تو فیلم چیزی هست كه من نمیفهمم. به نظر من سنتوری
اصلا در حد و اندازه ای مهرجویی نبود. شخصیتپردازیهای دقیق
گاو و آقای هالو و هامون، بانو،درخت گلابی و حتی مهمانمامان كاملا در
فیلم غایب بود. شخصیت تمایل، مادر وا برادر و حتی ویولن زنرقیب كاملا
نپرداخته بود. بازی خوب رادان و موسیقی مناسب تنها نكات دیدنیفیلم بود. داستان تكراری كه در هیم فیلمهای چند سال اخیر مانند خون
بازی وبوتیك خیلی گویاتر بیان شده بود و بدون ظرایف خاص كارهای
مهرجویی...
خانم مهتدی متاسفم ظاهرا شما هرگز
معتاد ندیدی اما رادان فقط شوی یک معتادرا داد. نه
بازی یک نقش معتاد. این فیلم نه تنها در حد مهرجویی نبود بلکهبرای هر کارگردان معمولیای هم یک کار معمولی بود. ضمن اینکه گلشیفتهتکرار همیشگی گلشیفته بود. بازیگری که گرچه بسیار شاد و پرانرژی بازیمیکند اما همیشه یک مدل است. مدل دیگر را یا بلد نیست یا نمیتواند
بازیکند.
درود. دست روی نکتهی خوبی گذاشتيد.
آخرين يادداشت وبلاگ من دربارهی همينسنتوری است.
البته خيلی سردستی. که موافقم فيلم خوبی نيست و تنها ناممهرجويی به آن
جلوهای آبرومند داده و اگر کس ديگری پشت اين فيلم بوداينگونه توجه
منتقدان را جذاب نمیکرد.
من هم تعریف و تمجید اطرافیان را نمی
فهمم، شاید این توقیف و سیاسی بازیضعفهای فیلم را پوشاند و
فقط شعارهای گلشیفته وقتی توی کوچه با جاوید حرفمی زد... انگار
همه فقط دنبال همین جمله ها بودند...اصلاً همین توقیف باعثمی شود فیلم را
نبینیم بلکه به دنبال خلاف فیلم باشم که چرا مجوز نگرفت!
مهرجویی ... هامون ... پری ... سارا
... هه! حالا سنتوری! همه چیز این ملت تقلبی شده. موسیقی ما اگر در دههی ۶۰ و کمی ۷۰ میماند،
مهرجویی هم همان مهرجوییدهههای ۶۰-۷۰ میماند. چه بر سر
هنر این مرز و بوم رفته را خدا عالم است! بوی پول همه را
دیوانه کرده سید.
به نظر من بانو شاهكار بود كه سنتوري
در مقابل اون به چشم نميومد. شايدتغيير اوضاع و احوال و
دغدغههاي مردم باعث شده كه كارگردان هم اينهمهتغيير كنه! اين
روزها فضا، فضاي خيلي دوري از فيلم بانوست. به همينسنتوري
نزديكتريم انگار!
اما من یه چیزی را متوجه شدم و اون
اینکه مهرجویی اصلا اعتقادی به ثابتبدون دوربین ندارد!، دقت
کرده اید؟ همیشه دوربین در صحنه های فیلم (چهمهمان مامان و
چه سنتوری) متحرک است؟
--- اما در مورد نظر شما که گفته بودید بدون ترانه های چاووشی
فیلم چیز خاصیندارد باید بگم نظرم متوسط است!، انصافا
بازی بهرام رادان خوب بود و اگرنبود هنرمندی رادان،
مطمئنا همانی میشد که شما نوشته اید.
نمي دونم اينكه انتظار داريم يه نفر
خودشو تكرار كنه يعني چي؟ متاسفانهفيلم ديدن ما با هزار جور
پيش داوري و انتظار و حب و بغض همراهه. به نظرمن سنتوري بهترين
فيلم مهرجوييه دلايلش زيادتر از يه كامنته.
سلام! چقدر خوب که به اين موضوع
اشاره کرديد. بعضی وقتا مد ميشه کهطرفداری از چيزی کلاس پيدا
ميکنه. مثل همين طرفداری از فيلم های آقایمهرجويی بدون
توجه به نقاط ضعف اون. به نظر من تماشاچی هم اين فيلم حتیبدون در نظر
گرفتن مهرجويي چندان جالب نبود.
آشفته بازاری بود این فیلم.چقدر
اغراق در لباس این زوج درخانه.چه پراکنده. اماسکانس آخوندی که درمجلس زنان بود و ورود رادان یکی از
بهترین سکانس ها بود. گذشته از همه چیز ،چند درصد از جوان های ما پدری آن چنان
پولدار دارندواگر پدر نمادی بود از حکومت از سردمداران باید گفت آقای
مهرجویی از اینقوم صلاحی برنخیزد.
کاشمهرجويی سنتوری
را نمی ساخت...کاش سنتوری هيچ وقت ديده نمی شد...اما حيف که مهرجويی سنتوری را
ساخت و ديده شد...
من فیلم رو دوست داشتم. خیلی هم دوست
داشتم!!! به جز پایان بندی اشتلویزیونی و نچسبش. این هم
یه سلیقه است. معتقدم سنتوری رو باید تو سینمادید نه با
مونیتور و تلویزیون
شما یا شماها نه تنها از ادبیات که
از سینما هم هیچ حالی تان نمی شود. طبیعی است فبلی که درباره
زندگی یک موزیسین است باید از آهنگ و ترانهاستفاده کند و
چه خوب این کار انجام شده و چه خوب به تن فیلم جسبیده. فیلمبه هیچ وجه
پراکنده نیست . اتفاقاتی است که در قالی روایت های تصوصویری ازذهن شخصیت های آن روایت می شود. تقریبا؛ چیزی شبیه جریان سیال ذهن درادبیات که قطعا به طور دقیق قابل انتقال به سینما نیست و این از
محدودیتهای سینماست. اما استاد مهرجویی چه خوب از پس این انتقال
از ادبیات بهسینما برآمده. چه دلیلی دارد که با حذف بخش هایی از فیلم
) صدای چاووشی
( انتظار داشته باشیم قدرت اثر از بین نرود. خنده دار است
واقعا. مثل این میماند شما به نویسنده بگویید اگر آن بخش
از داستان تان را حذف کنید چیزی ازاثر باقی نمی ماند. بانو و
هامون در شرایط و زمانه ای دیگر ساخته شدند کهبا توجه به
سرعت دگرگونی ها در جامعه ایران این تفاوت در شیوه بیان محتواطبیعی و موجه است . شما سیگارتان را راحت بکشید. تخمه ها پیش کش...
درود و سپاس شايد اگر بازی خوب بهرام رادان و صدای زيبای محسن چاوشی
نبود فيلم کمی افتمی کرد اما با موضوع فيلم چه کنيم ايا
موضوع فيلم هم اينگونه بود نه فيلمجز حقيقت چيزی نداشت همين
کافيست با احترام
متاسفانه همان طور که خواندید بیش از 90درصد مخالف سنتوری هستند.شما نیز نظراتتان را برایم بنویسید. عکسی بسیار زیبا از پشت صحنه سنتوری عکس بالایی وبلاگ که هانیه و علی هستند و در حال خنده از وبلاگ مهدی ،ترانه علیدوستی است. قرار بود در این آپ یک سری از عکس های گلشیفته فراهانی رو بگذارم که بازهم نشد.معذرت میخوام.این عکس را فعلا ببینید:
1مهرجويي سنتور زن خوبي ست.سه چهار سال قبل از سنتوري فيلم كوتاهي درباره
سنتوري مي سازد.در يك زمينه سياه دست ها با ساز بازي مي كنند.ساز كوك مي شود و
مضراب ها روي سيم ها به حركت در مي آيند.برو تو كوكش فيلم زيبايي بود. چهار پنج
ماه پس از ساخته شدن اين فيلم مهرجويي اولين فيلمنامه سنتوري را به دستم
داد.سنتوري فيلم لب مرزي بود كه مي توانست خوب باشد مي توانست هم يك فيلم بازاري
شود. سه چهار سال قبل از كليد خوردن فيلم در جريان آن بودم و در تمام صحنه هاي
فيلم هم حضور داشتم.
2علي به خاطر اعتياد و بي پولي اش مجبور مي شود به مراسم هاي عروسي و تولد
برود,ساز بزند و آواز بخواند.اما زماني كه سنتور مي زند نوازنده اي حرفه اي مي
شود. اگر او سنتور نمي زد,فيلم جذاب نمي شد.او نمي تواند از طريق كار اصلي اش
زندگي كند.ما مي خواستيم عمدا نشان بدهيم كه علي سنتوري سنتورزن حرفه اي است.
3صحنه آشنايي هانيه با سنتور,بايد در چهار دقيقه تمام مي شد.در اين چهار دقيقه
مهرجويي از من خواست ديالوگ ها را طوري تنظيم كنم تا هانيه با كوتاه ترين جملات
چيز هايي را كه بايد ياد بگيرد از علي بشنود و علي هم بتواند جذابيت سازش را به رخ
او بكشد.مهرجويي درباره كل كل پيانو و سنتور مي پرسيد.بعضي كارها را سنتور نمي
تواند انجام دهد و بعضي ديگر را پيانو.
محسن چاووشي
1محسن چاووشي را نمي شناختم.مهرجويي او را انتخاب كرد.به اوگفتم:فكر نمي كنم
اين كار را انجام دهم و نمي دهم.اما مهرجويي گفت:فكر نكن كه كار كارگردان فقط
كارگرداني فيلم است. كارگردان بايد عوامل مختلف فيلم را جوش دهد و و كنار هم
بگذارد.ترانه ها و ملودي ها را چاووشي براي من مي آورد و من ملودي ها را براي او
تنظيم مي كردم.وقتي تنها بودن را به عنوان اولين آهنگ خواند,ديدم صدايش روي فيلم
مي نشيند و من از همان موقع نظرم عوض شد.
2كار من ساختن موسيقي بود.شباهت صداي چاووشي به خواننده اي ديگر به من ربطي
ندارد.اما من تغييرات لازم را انجام دادم,در تنظيم موسيقي من خيلي چيز ها را عوض
كردم و سبك كار به كل عوض مي شد.
3محسن هميشه در فضاي كار نبود,ما براي ساخت اين آهنگها چهار, پنج جلسه با هم
كار كرديم.در اين مدت با هم حرف مي زديم و هنوز كه هنوز است با هم درباره كارهايش
حرف مي زنيم.
4 اگر صداي شجريان را روي فيلم مي گذاشتيم,خنده دار مي شد.صداي اصفهاني هم خيلي
خوب است ولي اصلا به رادان نمي آمد.صداي محسن و رادان خيلي شبيه هم است.براي نشان
دادن يك سطح موسيقي بايد يك نفر از همان سطح را بياوريد.علي سنتوري,اسمش سنتوري
است,كارش كه خواندن نيست از روي ناچاري اين كار را مي كند.
بهرام رادان
1دست هاي بهرام خيلي شبيه دست هاي من است.ريتم دست هايش قوي است و مي توانست
آكسان ها را خيلي خوب انجام دهد.نماهاي باز فيلم را بهرام مي زد و كادر هاي بسته
را من سنتور مي زدم.
2بهرام,هم شاگرد خوبي بود و هم پسر خوبي.ما سه ماه قبل از فيلمبرداري تمرين ها
را شروع كرديم.من به او آكسان ها را ياد دادم تا در نماهاي درشت معلوم نشود نمي تواند
سنتور بزند ولي او الان مي تواند براي تفريح خودش ساز بزند.
3مهرجويي از من مي پرسيد اگر فردا شب كنسرت داشته باشي چي كار مي كني؟من با
مضراب ها روي سيم ها را خراش مي دادم.بهرام يك روز تمام اين كار را انجام داد و
بعد فيلم گرفتند.اين كار ها براي او سخت بود اما تلاش مي كرد كار را كامل انجام
دهد.يك زماني من از زير كار در مي رفتم.مثلا مي گفت:فردا مي آيم فلان آهنگ را ضبط
كنيم.اين فلان آهنگ مال هفته بعد بود,من مي گفتم:باشد....بعد قرار را كنسل مي كردم
و دوباره او بود پي گيري مي كرد.
کوک ناساز سنتوری
دکتر رضا رحمتی
صفار هرندی در جمع کارکنان وزارت ارشاد، اقدام معاونت سینمایی
در جلوگیری از پخش فیلمی خاص را ستایش کرد. هر چند که وی نام فیلم را ذکر نکرد اما
معلوم است که فیلم مورد نظر وی «سنتوری»، ساخته داریوش مهرجویی است. او پیش از این
نیز عملکرد جعفری جلوه، معاون سینمایی وزارت ارشاد، را ستوده بود و از وی به عنوان
به عنوان «مدیر توانمند فرهنگی و دارای سابقه طولانی» یاد کرده بود.
مسئله وزارت ارشاد و اجازه اکران به «سنتوری» قصه ای غریب
است، فیلمی که در بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر جایزه بازیگر اول مرد را از آن
خود کرد. علاوه بر این جایزه، وجود نام داریوش مهرجویی به عنوان کارگردانی با
سابقه بر این فیلم، مشتاقان سینمای ایران را منتظر ساخت تا ببینند و قضاوت کنند که
بعد از مهمان مامان در سال 1382، کار تازه مهرجویی چگونه از آب و گل درآمده است.
گویا به جای تماشاچیان سالنهای سینما این مسئولین معاونت سینمایی
وزارت ارشاد بودند که کار دیدن و قضاوت «سنتوری» را انجام دادند. بالاخره پس از
چندین ماه و رفتن آمدنهای تهیه کننده فیلم و برطرف شدن مشکلات، باز حکم نهایی بر
اکران فیلم نبود و علی سنتوری محکوم به خانه نشینی شد.
ایشان به فیلمساز نیز نظر لطف خود را عنایت کرده و گفت؛ «با
برادر عزيز هنرمندي كه در كارنامه كاري خودش كارهاي شايستهاي هم ارايه كرده نيز
خصومت نداريم، ما ميگوييم خصومت واقعي با آن هنرمند را كساني دارند كه ميخواهند
او را خلاصه كنند در يك اثري كه اتفاقا آن اثر بدترين كار اوست.»
قضاوت تند و صریح جناب وزیر جای تردیدی نمی گذارد که کار
سنتوری به پایان خود رسیده و تا زمانی که ایشان بر مسند نشسته اند نباید خواب
اکران را نیز دید. هرندی حتی همکاران خود را نیز بی نصیب نگذاشت و از آنان خواست
«تا در حوزه هاي مختلف يک سر سوزن مسامحه در مقابل خرابکاري ها صورت نگيرد. نبايد
اجازه دهيد از زير دست شما سندهاي پليد صادر و منتشر شود.»
قضاوتهای تند و پرحرارت جناب وزیر و فیلم مهرجویی را نباید با
هم و یک کاسه دید و هر کدام زاویه دید خاص خود را می طلبد. از یک سو، باید فیلم
مهرجویی را به عنوان یک اثر سینمایی نگریست و از سوی دیگر، مسئله به مدیریت فرهنگی
وزارت ارشاد مربوط می شود.
آیا فیلم مهرجویی همچنان که ارشدترین مدیر فرهنگی هنری بیان
کرده «در دادگاه وجدان ملي و ديني ... حتي يك نكته مثبت در آن ديده نميشود»؟ و
«حتی هر بدي در درون خود جاي داده»؟ باید دید قضاوت هرندی بر فیلم مهرجویی به
عنوان یک اثر سینمایی تا چه اندازه ای موجه است.
منتقدان در مورد سنتوری مطالب زیادی نوشته اند که اصولا بیشتر
آنها به سبک سینمایی مهرجویی باز می گردد. این سبک فاقد روایت منسجم و مرتبطی است
و تنها چیزی که در آن دیده می شود شخصیت و وقایع پراکنده اطراف اوست.
شخصیت محوری در سینمای مهرجویی اگر چه یک واقعیت است اما دلیلی
بر فقدان انسجام درونی فیلم نمی باشد. اگر مهرجویی در فیلمی همچون گاو یا سارا از
داستان عاریتی دیگری سود جوید آنگاه می تواند به حوادث فیلمش ارتباط و انسجامی دهد
اما در دست پرورده خودش چون هامون، مهمان مامان و همین سنتوری فقدان چنان ارتباطی
به خوبی به چشم می خورد.
یکی از خواص چنین سبکی لغزیدن به دام شعارزدگی است که حتی در
فیلم معروف هامون وی نیز دیده می شود. شعار زدگی در سنتوری مهرجویی به اوج خود رسیده
است. موضوع اساسی این فیلم اعتیاد شخصیت اصلی فیلم، علی بلورچی است. معتاد شدن علی
در فیلم مهرجویی به گردن عالم و آدم انداخته می شود سوای خود شخص معتاد.
گویا در نظر مهرجویی خانواده و جامعه در معتاد شدن علی مقصر
هستند و او معلول بی دست و پای این علل است. از این رو، علی سنتوری در فیلم حق
دارد تا به مذهبی بودن مادر، مال اندوزی پدر، بی وفایی همسر، خیانت رفیق جفاپیشه،
پشت کردن رفیق دیرینه و حتی حق خانه سازی صاحب خانه بد و بیراه بگوید و مواد را
ترک نکند تا به قول خودش «به ته ته آن» برسد؛ مرگ.
باید از مهرجویی پرسید؛ جامعه سنتوری چه فرقی با جامعه مهمان
مامان دارد؟ در جامعه مهمان مامان همه دست به دست هم می دهند تا سفره فقیری رنگین
شود به گونه ای که خود فقیر نمی تواند باور کند آنچه اتفاق می افتد در خواب است یا
بیداری.
معتاد مهمان مامان و علی سنتوری چه فرقی با یکدیگر
دارند؟ آن یکی هنوز عشق دارد و با شکستن گردو امورات خود و خانواده اش را می
گرداند و نیازی به ثروت انبوه پدری ندارد و این یکی جز نق و تیغ زدن از پدر و مادر
هیچ هنر دیگری ندارد
با این همه باز باید با جناب وزیر هم عقیده شد و گفت این اثر
«حتي يك نكته مثبت» هم ندارد؟ باید انصاف داد و گفت مهرجویی در فیلم علی سنتوری
توانسته است از تکنیک فلاش بک (بازگشت به گذشته) به خوبی استفاده کرده است. در
واقع، او توانسته از موسیقی در بازگشت از زمان حال به گذشته به خوبی استفاده کند
به گونه ای که گذر زمان به راحتی انجام می گیرد.
اگرچه روایت از زبان شخصیت اصلی به فیلم ضربه اساسی می زند و
به خصوص آن که معلوم نمی شود این روایت برای چه کسی است، اما یگانگی زمانهای حال و
گذشته توانسته است به خوبی خط زمان را در حوادث فیلم برطرف کند به صورتی که تماشاچی
تمام وقایع را در یک وحدت زمانی ببیند. در پاسخ به نگاه منفی بین آقای هرندی باید
گفت که فیلم مهرجویی حداقل این نکته مثبت را دارد که توانسته است از پس تقطیع زمان
برآید و وحدتی را در آن به جود آورد.
قصه مدیریت فرهنگی جریان دیگری دارد. آقای هرندی اتهاماتی بر
این فیلم وارد کرده است. در واقع، «اتهام به خدا و دين» و «اتهام به مردم و به
ايرانيان و تحقير هموطنان» و «سياه نمايي در جامعه» اموری نیستند که در یک فیلم
به نمایش گذاشته شوند و بتوان به راحتی از کنار آنها گذشت.
گذشته از این، همین معاونت سینمایی بود که به بهرام رادان جایزه
بهترین نقش اول مرد را به خاطر بازی در فیلم سنتوری داد. شاید داوران جشنواره بازی
بهرام رادان را بهترین بازی شناخته اند و در این بین مسئولیتی متوجه مسئولین
معاونت سینمایی نباشد، اما با دادن چنین جایزه مردم نباید متوقع باشند تا بازی او
را ببینند؟
گویا کوک سنتوری تنها به گوش مدیریت فرهنگی وزارت ارشاد ناساز
آمده است که با بستن گوش خود تصور کرده اند توانسته اند جلوی «خرابکاری» را بگیرند.
اگر مدیریت فرهنگی گوش خود را گرفته تا چیزی نشنود نباید تصور کرد مردمی که می توانند
سی دی یا دی وی دی این فیلم را به چند صد تومان می توانند تهیه کنند نیز گوش خود
را گرفته اند. به جاست که مدیریت فرهنگی به جای ستایش بی چون و چرا از عوامل خود،
ببیند تاثیر عملکرد این عوامل بر سر فرهنگ مردم چه می آورد و نتایج آن چیست.
«سنتوري
بهرغم اصلاحات انجام شده قابل نمايش نيست.» اين جمله كه آن را ميتوان
فصلالخطاب گمانهزنيها و اظهارنظرها در مورد اكران يا عدم اكران
«سنتوري» دانست از زبان شخص اول تصميمگير در حوزه فرهنگ كشور يعني وزير
ارشاد نقل شد و به اين ترتيب مشخص شد پاسخ دولت نهم به خيل مشتاقان
تماشاي اين فيلم يك «نه محكم» است!
تجربه
فيلمهاي معدود توقيف شده در سينماي پس از انقلاب و اكران آنها – چند
سال بعدتر – در حالي كه هيچ اتفاق ناگواري در اين مدت نيفتاده را
صاحبنظران عموما به يك سوءتفاهم تعبير ميكنند؛ سوءتفاهمي كه با زمان حل
ميشود. اين را حداقل مهرجويي با «اجارهنشينها» و «بانو» خوب تجربه
كرده است و كسي چه ميداند شايد امروز در دل به روزي فكر ميكند كه
سوءتفاهمهاي «سنتوري» هم يك روز برطرف و اين فيلم اكران شود.
آنچه
ميخوانيد، ثبت وقايع سنتوري است از توليد تا توقيف؛ بيهيچ دخل و تصرف
و صرفا، براي ثبت در تاريخ؛ براي روزي كه – شايد - «سنتوري» روي پرده
است و تماشاگران كنجكاو دنبال اين ميگردند كه بفهمند سوءتفاهمي كه
موجب توقيف سنتوري شد، چه بوده است...
17
اسفند 1383داريوش مهرجويي: از چند ماه قبل سازمان پيشگيري و مبارزه با
مواد مخدر قول همكاري و حمايت مالي پروژه عليسنتوري را داده است و
حتي قرارداد هم بستهايم و قرار بود كه فيلم براي جشنواره امسال آماده
شود اما هر روز از قول و قرارهايي كه با ما بستهاند، سرباز ميزنند و
فعلا ساخت اين فيلم به تعويق افتاده است.
19 مهر 1384
داريوش
مهرجويي: «محمد سلوكي نقش عليسنتوري را بازي ميكند و فيلمبرداري اين
فيلم بعد از ماه مبارك رمضان شروع ميشود و به احتمال زياد گلشيفته
فراهاني در اين فيلم بازي ميكند.» محمدرضا شريفينيا مجري طرح اين
فيلم شده است و فرامرز فرازمند هم تهيهكنندگي آن را بر عهده دارد.
23 آبان 1384
فيلمبرداري «علي سنتوري» تا اواخر آذرماه به تعويق افتاده است و بازيگران اصلي آن هنوز مشخص نشدهاند.
22 خرداد 1384
داريوش
مهرجويي نام فيلم «تولدت مبارك» را به «علي سنتوري» تغيير ميدهد و
بعد از انتخاب تورج منصوري به عنوان مدير فيلمبرداري به دنبال بازيگري
ميگردد كه چهرهاي خاص داشته باشد و سنتور بزند. مهرجويي درباره
بازيگرش ميگويد: «تا امروز گزينههاي زيادي را بررسي كردهام ولي هنوز
بازيگر مورد نظرم را پيدا نكردهام.»
13 بهمن 1384
فيلمبرداري
بخش مستند و ويديويي «علي سنتوري» تمام شده است و گروه در حال
آمادهسازي شرايط فيلمبرداري بخش 35 ميليمتري هستند.
14
بهمن 1384داريوش مهرجويي: «بهرام رادان در نقش عليسنتوري بازي ميكند
و گلشيفته فراهاني، مسعود رايگان، محمد سلوكي و نسرين مقانلو در اين
فيلم بازي ميكنند.»
15 بهمن 1384
آزيتا حاجيان به جمع بازيگران «علي سنتوري» پيوست و فرامز فرازمند هم تهيهكننده فيلم شد.
27 اسفند 1384
اردوان
كامكار، ساخت موسيقي «علي سنتوري» را آغاز كرد و محسن چاووشي هم خواننده
ترانههاي فيلم شد. حضور سيامك خواهاني نوازنده ويولن گروه آريان هم در
اين فيلم قطعي شد.
22 فروردين 1385
سكانس
اصلي فيلم با حضور 80 هنرور در كاخ نياوران فيلمبرداري شد. بهرام
رادان و گلشيفته فراهاني تنها بازيگران حرفهاي بودند كه براي اين
سكانس به محوطه باز كاخ احمدشاه رفتند. در اين سكانس رادان 3 ترانه
فيلم را اجرا كرد و سنتور نواخت و اجراي رادان در بيشتر برداشتها با
تشويق مهرجويي همراه بود.
16
ارديبهشت 1385داريوش مهرجويي: «علي سنتوري تا يك ماه آينده براي نمايش
آماده ميشود و به دليل اينكه تا جشنواره فرصت زيادي هست، بلافاصله
شرايط اكران آن را فراهم خواهم كرد.»
10 مرداد 1385
رسول
صدرعاملي در نشست خبري دهمين جشن خانه سينما: «فيلمهايي كه در
سينماها به اكران عمومي درنيامدهاند اما پروانه نمايش دارند،
ميتوانند در داوريها حضور داشته باشند كه تا اين لحظه فيلمهاي
«سنتوري» داريوش مهرجويي، «نيوه مانگ» بهمن قبادي و «ميم مثل مادر»
رسول ملاقليپور در داوريها حضور دارند.»
20 آذر 1385
تهيهكننده فيلم «سنتوري» فرم شركت در بيست و پنجمين جشنواره فيلم فجر را پر كرد.
25 دي 1385
داريوش
مهرجويي بعد از سه سال با فيلم «سنتوري» به جشنواره فجر ميآيد. اردوان
كامكار درباره سبك آهنگهاي فيلم ميگويد: «2 يا 3 ترانه پاپ خواهيم
داشت كه در طول فيلم توسط هنرپيشه خوانده ميشود و از محسن چاووشي به
عنوان خواننده اين ترانهها استفاده ميكنيم.»
8
بهمن 1385بابك غفوريآذر - روزنامه اعتماد: اين روزها مهرجويي بيشتر
دوست دارد درباره «نقاب زيبا» صحبت كند تا «سنتوري». اين رويكرد
حاصل اتفاقات و مسائلي است كه در چند ماه گذشته پيرامون جديدترين
ساخته يكي از مهمترين كارگردانان سينماي ايران به وجود آمده و باعث
شده از حالا سازندهاش دلسرد از نمايش آن شود. اخبار متناقض درباره
اين فيلم آنقدر زياد است كه حتي نحوه نمايش آن در جشنواره را هم زير
سئوال ميبرد. قدر مسلم آنكه نسخهاي كه از سنتوري در جشنواره فيلم فجر
به نمايش درخواهد آمد با آنچه مطلوب كارگردانش بوده فاصله زيادي
خواهد داشت. مهرجويي در سنتوري به شدت جسور شده و بيش از همه بر بيان
روند دقيق شكل زندگي قهرمانش تاكيد داشته. آنچنان كه همين نگاه دقيق
و فارغ از محافظهكاري باعث حساسيت و ايراد مميزي شده است.
13 بهمن 1385
-
يكي از عوامل فيلم «سنتوري»، شب گذشته از احتمال حذف اين فيلم در جشنواره
خبر داد. اين منبع مطلع گفت:«مسئولان جشنواره خواهان 7 مورد اصلاح در
فيلم هستند كه مهرجويي با اين اصلاحات موافق نيست و به مسئولان پيغام
داده است كه حتي اگر هم بخواهد، نميتواند در اين فرصت كم اصلاحات را
انجام بدهد.» مهرجويي تصميم گرفته نامهاي به مسئولان جشنواره بنويسد و
نظراتش را اعلام كند.- عليرضا رضاداد دبير جشنواره: «تا آخرين زمان
پيشبيني شده براي تنظيم جدول نمايش فيلمهاي جشنواره نتوانستيم از
تهيهكننده فيلم «سنتوري» خبري نهايي در خصوص وضعيت آمادهسازي اين
فيلم دريافت كنيم.» رضاداد قول داده است كه با آماده شدن كپي فيلم
و تحويل آن به دفتر جشنواره زمان احتمالي نمايش اين فيلم را اعلام كند.
- فرامرز فرازمند: «اين فيلم يك فيلم موزيكال است و طبق توافق كارگردان
و شنيدن نظرات برگزاركنندگان جشنواره، تصميم گرفتيم به دليل همزمان
شدن با محرم، فيلم را ديرتر در جشنواره به نمايش بگذاريم.»
17 بهمن 1385فرامرز فرازمند: تاريخ نمايش «سنتوري» مشخص نيست و دفتر جشنواره زمان اكران را خبر خواهد داد.
18
بهمن 1385- حبيب ايلبيگي مدير روابط عمومي بنياد سينمايي فارابي:
برخلاف گزارش برخي رسانهها، سنتوري امروز اكران ندارد. حضور اين فيلم
در جشنواره قطعي است و در اولين فرصت نسبت به پخش آن اقدام ميكنيم.
-
فيلم «رئيس» مسعود كيميايي به جشنواره نرسيد و «سنتوري» جاي آن را گرفت.
مسئولان سينما فلسطين، براي نمايش اين فيلم، سالن شماره سه را پس از 30
دقيقه با كپي ديگري از اين فيلم، براي حاضران آماده ميكنند. قرار است
پس از نمايش 180 دقيقهاي اين فيلم، داريوش مهرجويي در نشست نقد و
بررسي آن حاضر شود.
18
بهمن 1385- نشست مطبوعاتي فيلم «سنتوري»داريوش مهرجويي: از نمايش سنتوري
شكرگزارم و اميدوارم نمايش آن ادامه پيدا كند. يكي دو نكته را مطرح
ميكنم تا جاي سوال نباشد. اين فيلم مربوط به موسيقي است و چون نمايش آن
ايام ماه محرم قرار ميگرفت، قرار شد كه از هجدهم بهمنماه فيلم را به
نمايش بگذاريم به همين دليل هم بعضي از قسمتهاي موزيكال فيلم حذف شده
است اما موقع اكران فيلم و بعد از ماه محرم، چند صحنه به آن اضافه
ميشود. مورد ديگر درباره خواننده جوان فيلم است كه اولين كارش بود
و ما نميدانستيم بايد براي او مجوز بگيريم و حالا هم به دنبال مجوز
براي او هستيم.بهرام رادان: اميدوارم كاري كه انجام دادهام به
اندازه ارزشهاي فيلم گويا باشد. در اين فيلم برخلاف فيلمهاي ديگر
كمتر با كارگردان جدل كردم و دستوراتي را كه مهرجويي ميداد مو به
مو انجام دادم.گلشيفته فراهاني: چهارده سالم بود كه در «درخت گلابي»
مهرجويي بازي كردم و نفهميدم كه چه اتفاقي افتاد. الان هم نفهميدم كه
چگونه فيلمهاي مهرجويي اين گونه ساخته ميشود.
21 بهمن 1385
-
«سنتوري» با 65/88 درصد آمار مردمي، فيلم منتخب مردم در روز هشتم
جشنواره فيلم فجر شد.- مهرزاد دانش- روزنامه اعتماد: مهرجويي بيآنكه
قصد موضعگيري عليه فقر يا مكنت داشته باشد، براساس تبيين يك موقعيت
فردي فيلم «بانو» را ساخت كه البته در زمان خودش دچار كژفهمي سياسي
شد. حالا حكايت سنتوري است. فيلم درباره اعتياد است، اما عليه آن موضع
نميگيرد. طبيعي است كه اين رويكرد هرگز به معناي دفاع فيلمساز از اين
مقوله نيست، بلكه باز قضيه ترسيم يك موقعيت در ميان است. سنتوري يك گزارش
نامتعارف است از زندگي آدمي كه در اوج موفقيت و محبوبيت درگير اعتياد
ميشود و اين قضيه به از دست رفتن، دربهدري، فقر، آوارگي و دريوزگي
ميانجامد. بعد كه در حال ترك اعتياد ميبينيميش، انگار دوباره
موفقيتها به سراغش ميآيند. اما اين مرور اجمالي داستان فيلم، ظاهرا
رويهاي اعتيادستيزانه دارد. منتها آنچه فيلم مهرجويي را متمايز
ميكند، نه اين ماجراي داستاني، بلكه نحوه روايت فيلمساز از آن است.
-
اميرقادري - روزنامه اعتماد: اين يك فيلم پندآموز درباره اعتياد
نيست. در اين باره است كه يك فرد، براي زيستن با اخلاقياتي جدا از
جامعه، چه هزينههايي بايد تحمل كند. فيلم تلخي درباره دمي لذت بردن.
يكي از صادقانهترين فيلمهايي كه استادي چون مهرجويي ميتواند آن را
بسازد. گيرم دلخوش به اين نكته باشد كه آدمهاي زيادي فيلمش و حرفش
را نفهمند.
21 بهمن 1385- اختتاميه فجر
بهرام
رادان تنها سيمرغ سنتوري را ميگيرد. او روي سن ميرود و بعد از گرفتن
سيمرغ آن را روي زمين ميگذارد و ميگويد: «جايزه من متعلق به همه
سنتوريهاست. سنتوري را با زحمت بسيار ساختيم. كار با گروه سازنده به
پايان رسيد و اثري فوقالعاده پديد آمد؛ بنابراين از اعضاي هيات
داوران تقاضا دارم كه فيلم را مجددا و سر فرصت ببينند. از مهرجويي
بزرگ تشكر ميكنم كه براي اين كار زحمت كشيده و هرگز نيازمند جايزه
نيست. ميشود ما روزي سانسور نداشته باشيم؟»
23
بهمن 1385محمدمهدي دادگو، رئيس ستاد انتخابات سيمرغ مردمي: رقابت
بين دو فيلم «سنتوري» و «اخراجيها» تنگاتنگ بود و ما نميتوانستيم يكي
از دو فيلم را انتخاب كنيم، بنابراين هر دو را به عنوان برگزيده مردم
اعلام كرديم.
27 بهمن 1385
مصطفي
شايسته، خبر احتمال نمايش فيلم «سنتوري» در نوروز 86 را داد. اما يك
منبع آگاه از عدم نمايش اين فيلم در نوروز 86 خبر داد و گفت: به دليل
قوانين جديد اكران، هنوز نمايش اين فيلم قطعي نشده است. فيلمهايي به
اكران عمومي ميرسند كه حداقل يك ماه از دريافت پروانه نمايش آنها
گذشته باشد اما سنتوري، هنوز پروانه نمايش نگرفته است ولي سينماداران
زيادي متقاضي اكران اين فيلم هستند.
4
اسفند 1385امير اسفندياري، رئيس بازار فيلم تهران: استقبال ميهمانان
خارجي از فيلمهاي سنتوري، اتوبوس شب، خونبازي،پابرهنه در بهشت و
قفلساز بيش از بقيه فيلمهاي جشنواره بيست و پنجم بود.
12
اسفند 1385فرامرز فرازمند: تلاش ميكنيم تا سنتوري را بعد از تعطيلات
نوروز به نمايش دربياوريم. هر چند كه زمان براي اكران اين فيلم نقش
چنداني ندارد و مردم اين فيلم را دوست خواهند داشت اما بهتر است كه
زودتر اكران شود. پس از كسب پروانه نمايش فيلم در ايران قرار داريم كه
همزمان فيلم را در آمريكا و دبي اكران كنيم.
22 فروردين 1386
بهرام
رادان پس از فيلمبرداري، ترانههاي فيلم را خوانده است و اگر مشكل
صداي چاووشي حل نشود، اين فيلم با صداي رادان اكران ميشود.
3 ارديبهشت 1386
«سنتوري» بدون تغيير و با صداي محسن چاووشي منتظر پروانه نمايش است.
7
ارديبهشت 1386سعيد مستغاثي- خبرگزاري فارس: ساخته شدن فيلم «خونبازي»
در كنار فيلمي چون «سنتوري» در واقع نوعي بازگشت سينماگران ايراني به
تعهد اجتماعي محسوب ميشود.
پروانه
نمايش «سنتوري» با صداي بهرام رادان صادر شد. نسخه جديد «سنتوري» با
دو قطعه جديد از ترانههاي فيلم كه به دليل ايام محرم حذف شده بود،
به نمايش در ميآيد. اين فيلم مرداد 86 توسط هدايتفيلم روي پرده
ميرود.
8
خرداد 1386فرامرز فرازمند: براي جلوگيري از سرقت «سنتوري» تنها نسخه 35
ميليمتري فيلم را براي نمايش عرضه ميكنيم و هيچ نوار ويديويي يا DVD
براي اكران ارائه نميدهيم.
12 خرداد 1386
«سنتوري»
سوم مردادماه به نمايش در ميآيد. قرار است اين فيلم در گروه سينمايي
قدس جاي فيلم «اگه ميتوني منو بگيري» را بگيرد و همزمان در سينماهاي
اصفهان، شيراز، مشهد، رشت، اهواز و كرج روي پرده برود.
25
خرداد 1386حسين فرجي، مسئول سينماهاي حوزه هنري: سنتوري فروش زيادي
خواهد داشت و قطعاً سينماهاي زيادي براي گرفتن آن هجوم ميآورند،
صاحبان سينما مطمئن هستند كه با اين فيلم گيشه خوبي خواهند داشت.
27 خرداد 1386
كپيها،
پوسترهاي جديد و آنونس «سنتوري» توسط محمدرضا شريفينيا آماده نمايش
شد. شريفينيا در اينباره گفت: چند نمونه از پوسترهاي فيلم آماده شده
كه تا چند روز ديگر با بيلبوردهاي فيلم در شهر تهران نصب ميشود و
آنونس آن هم از اوايل هفته آينده در سينماها پخش ميشود.
30 خرداد 1386
نمايش
«سنتوري» به تعويق ميافتد. يك منبع آگاه خبر ميدهد: «به دليل برخي
حساسيتها روي موضوع فيلم كه از سوي مسئولان فرهنگي صورت گرفته، نمايش اين
فيلم با تاخير همراه است. فيلم يك بار ديگر بازبيني ميشود و پس از
تشكيل جلسه بازبيني در مورد اكران عمومي فيلم تصميم گرفته خواهد شد.»
31
خرداد 1386احد ميكاييلزاده، مدير روابط عمومي معاونت سينمايي: فيلم
«سنتوري» به دليل فضاي خاص حاكم بر سينما با تاخير به نمايش در ميآيد.
31
خرداد 1386فرامرز فرازمند: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي حافظ منافع
اهالي سينما است، چرا اين دستگاه دولتي پاي مجوزي كه به فيلم داده
است، نميايستد؟ تعويق اكران فيلم هنوز به ما اطلاع داده نشده است.
مسائل و مشكلاتي را به فيلم مرتبط ميكنند كه هيچ ارتباطي با آن ندارد.
با مشخص شدن تكليف سنتوري، با داريوش مهرجويي در روزهاي آينده با
اهالي رسانهها گفتوگو ميكنيم.
2 مرداد 1386
اتحاديه
تهيهكنندگان و توزيعكنندگان فيلم سينمايي به حذف اكران «سنتوري»
اعتراض كرد و خواستار نمايش فوري اين فيلم شد. در بيانيه اين اتحاديه
آمده است: ما نگرانيم و متاسفانه اطمينان داريم كه سنتوري آخرين فيلمي
نيست كه حذف ميشود. روشهايي كه به حذف نمايش فيلمهاي ارزشمند سينماي
ايران منجر ميشود باعث ميشود علاوه بر وارد شدن خدشه جدي به امنيت
كار و سرمايهگذاري در حيطه سينما، تماشاگران سينما را نيز دچار
سردرگمي نمايد. چرا كه نهتنها برنامهريزي نزديك به 60 سالن سينما در
سراسر كشور به هم ميريزد، بلكه تماشاگران، تهيهكنندگان و سينماداران،
خسارات سنگين مادي و معنوي متحمل ميشوند.»
3 مرداد 1385
تاريخ
نمايش «سنتوري»؛ به رغم نصب پوسترها و بيلبوردهاي آن در سطح شهر خبري از
نمايش فيلم نيست اما اكران سنتوري در آمريكا آغاز ميشود و خبرها از
حضور كارگردان و بازيگران اصلي فيلم در آن سوي آبها حكايت دارد.
6 مرداد 1385
مجمع
فيلمسازان سينماي ايران در بيانيهاي تحت عنوان «سنتوري و بازار نمايش
سينماي ملي» با طرح سوالاتي به تعليق نمايش اين فيلم اعتراض كردند. در
بيانيه اين مجمع آمده است: «چگونه ممكن است ملتي را از ديدن آثار
فيلمسازان خوشقريحه، متخصص و خلاق خودش كه در دورهها و نسلهاي مختلف
به آن خو گرفته محروم كرد و همزمان مدعي دفاع از هويت و فرهنگ ملي
بود؟ آيا جلوگيري نابهنگام از نمايش سنتوري مصداقي از بياعتباري اسناد
قانوني و بياعتنايي به مقررات صنفي نيست؟ دستور اين تعليق از كجا آمده
است كه ميتواند سند قانوني نمايش و قراردادهاي متعاقب آن را ناديده
بگيرد و همچنان ناشناخته بماند؟»
9 مرداد 1386
«سنتوري» به جشنواره فيلم موزيكال پراگ دعوت شد. اين فيلم براي بخش مسابقه و پاناراما انتخاب شده است و آبانماه به پراگ ميرود.
12 مرداد 1386
محمدحسين
صفارهرندي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در گفتوگو با روزنامه جام جم:
فيلم سنتوري قابليت نمايش ندارد. وزير در اين گفتوگو تصريح ميكند
مجوز گرفتن يك فيلم به واسطه نمايش در جشنواره ميراث گذشته است و او
مسووليتي در قبال نمايش سنتوري ندارد.
در کارنامه ی متنوع داریوش مهرجویی تقریبا هم نوع
فیلمی یافت می شود از" الماس33" (که ملغمه ای از فیلم های جیمز باندی
اکشن و کمدی بود)گرفته تا فیلم متفاوت "گاو"(که به همراه قیصر موج نوی
سینمای ایران را شکست و کمدی اجتماعی" آقای هالو"،فیلم سمبولیک و حاوی
پیام های روشنفکرانه" هامون"،ملودرام هایی چون "سارا "و"
لیلا"،تجربه عرفان در" پری"،فیلم واقع گرایانه مانند "بمانی"،کمدی
سرراست و راحت مانند" مهمان مامان" و حالا تجربه ای در فیلم اجتماعی با
مایه های موزیکال در" سنتوری."
مهرجویی
با" هامون" نشان داد همچنان فیلمساز درجه یکی است."هامون"
همچنین نسلی را شیفته و شیدای خود کرد."هامون" اگر بهترین ساخته مهرجویی
نباشد،بی شک مهمترین و تاثیرگذارترین ساخته اوست."بانو" که بعد از"
هامون" ساخته شد،اقتباسی از ویریدیانای بونوئل بود."سارا" یک
ملودرام خوش پرداخت و متین بودوشاهدی دیگر بر تسلط سازنده اش در کار با مایه های
مختلف و متفاوت."پری" پس از روایت کلاسیک و سر راستبانو و سارا به نوعی بازگشت به سینمای هامون
محسوب می شد.در لیلا با دستمایه یک ملودرام سنتی،یکی از دغدغه های همیشگی مهرجویی
به تصویر کشیده شده بود.مایه تقابل سنت و مدرنیته.درخت گلابی نقطه اوج به بار
نشستن خلاقیت های مهرجویی است.هر چند که خود فیلم درباره ته کشیدن و تمام شدن
هنرمند است.دختر دایی گمشده با بازیگوشی های فرمی اش نشان از آن داشت که مهرجویی
با وجود گذراز 60 سالگی،همچنان خلاق و سرحال است.بعد از چند فیلم ضعیف،مهرجویی با
مهمان مامان نشان داد همچنان فیلمساز توانایی است.
هیچ مسیر
طی شده ای حتی اگر با موفقیت همراه باشد،نباید دوبارهعینا پیموده شود.این فلسفه فیلمسازی مهرجویی
است و به همین خاطر است که پس از کمدی موفق" مهمان مامان" سراغ فیلم تلخ
"سنتوری" می رود.
"سنتوری"
به لحاظ تماتیک البته شباهت هایی با آثار قبل مهرجویی دارد.مثل علاقه عجیب علی
سنتوری به سازش که یادآور عشق جنون آمیز مش حسن به گاوش در فیلم" گاو"
است.ولی این فیلم در مجموع یکی از متفاوت ترین آثار او به شمار می رود.به همین
خاطر" سنتوری" بیشتر از تمام آثار مهرجویی با تماشاگر ارتباط برقرار می
کند.
مهم نیست
علی بعد از آن صحنه ای که سوسیس ها را از خورجینش بیرون می کشد و صدای چاووشی بغض
را می ترکاند،با ادم هایی دم خور شود که مقدمه سقوط خودش و فیلم را همزمان با هم
فراهم می کنند.اصلا مهم نیست آن کلینیک ترک اعتیاد ته فیلم را دوست نداشته باشی یا
هوار زدن های علی را روی تخت بیمارستان .عیشی که مهرجویی،بهرام،چاووشی و گلشیفته
قبل از این صحنه ها ساخته اند برای یک مدت زمان طولانی بس مان است.همان عیش دقایق
اول.دقایق که نه،یک ساعتی که پهلو به پهلوی" لیلا "جلو می آید و می
تواند عاشقانه این نسل باشد. گیرم مخالف روندی که "لیلا" می رفت،گیرم
علیه عشق؛که مگر عشق امروز همین شکلی نیست؟ و مگر زندگی ما در این یک دهه،همین
اندازه-درست اندازه فاصله عشق رضا و لیلا با عشق علی و هانیه عوض نشده است؟اصلا
مگر خود ما عوض نشدیم؟" سنتوري" را همين جيغ زدن هاي عاشق و معشوقش بر
سر هم مي سازد.همين ترانه هاي" تنهايي" و" خيانت" و" مرد
باش".همين صداي خسته و غم زده محسن چاووشی كه رنگ زمانه است,همين چهره بهرام
رادان كه ته خنده هايش باز هم تلخي موج مي زند,همين غم هميشگي و صداي بم گلشیفته
كه نمي داني از كجا سروكله همه ي اين ها در زندگي سینمایی این نسل پیدا شده؛ولی
حضورش را نمی شود کتمان کرد.می شود دوستش نداشت.می شود تصویر های نه چندان دور را
شکل نوستالژی کرد و غم گذشته را خورد,ولی نمی توان رخ دادش را,اتفاقی که افتاده و
مهرجویی باز هم مثل همان زمان" لیلا" روایتش کرده نادیده گرفت.
"سنتوری" تصویر تمام قد" لیلا" نیست.همه آن خاطره ها را هم زنده نمی کند.ولی
خیلی شبیه خاطره هایمان است. حداقل دلمان را خوش می کند که در همین شهر مهرجویی
نفس می کشد.مهرجویی" لیلا" نه مهرجویی این اواخر؛نه مهرجویی" مهمان
مامان" و" میکس" که چندان به جا نمی آوردیمش.سنتوری تکرار خاطره
است حتی اگر" تو با منی" به" دلواپس و بی تابم" تغییر رنگ
داده باشد.تغییر رتگ؟طیف این رنگ را،همه تونالیته اش را،می شود از 1376 تا 1386
پیدا کرد.عاشقانه های مهرجویی کم رنگ یا پر رنگ می شود ولی تمام نمی شود.حتی اگر
عاشقش در سرحال ترین لحظه ها هم ترانه خیانت زا کوک کند.
پنجشنبه بیستم دی 1386>
|
چهاردهه حضور درخشان در سطح اول سینمای ایران داریوش مهرجویی را به یکی از فیلمسازان شاخص این سینما بدل کرده است.سینمای جدی ایران با مهرجویی و گاوش آغاز می شود.فیلمسازی که در طول دوره های مختلف تاریخی،موفق شده آثار درجه یکی بسازد که اغلب آنها یک اتفاق مهم در سینمای ایران محسوب شده اند.با مهرجویی سینمای جدی ایران آغاز شد.با او چهره ی سینمای ایران به جهانیان معرفی شد و با او بود که مفاهیم روشنفکرانه از سوی طیف گسترده مخاطب مورد پذیرش قرار گرفت.
*** این وبلاگ تنها ، وبلاگی است برای خبررسانی از داریوش مهرجویی و شخص آقای مهرجویی هیچ گونه دخالت و نظارتی ندارد.