به زودی سومین پرونده از فیلم های داریوش مهرجویی : پرونده فیلم هامون
امروز داشتم عکس های فیلم سنتوری رو نگاه میکردم . خیلی دلم واسه فیلم تنگ شد . واسه اون روزهایی که تو جشنواره فجر بود ، واسه اون روزهایی که اکران نشد و واسه اون روزهایی که سی دیش در اومد . شما هم این سه عکس رو که من خیلی دوست دارم ببینید .
در قسمت سینمای مهرجویی ، قسمتی تحت عنوان موسیقی متن فیلم های داریوش مهرجویی ایجاد شد که دانلود موسیقی فیلم های مهرجویی است . فعلا شامل چهار موسیقی متن است و به زودی اضافه می شود.
اپيزود سوم «تهران در جستجوي زيبايي» بستگي به پايان فيلم مهرجويي دارد...لینک
داریوش مهرجویی و بازیگرانش در پشت صحنه فیلم تهران تهران
ماجرا از آن روزی شروع شد که خبرگذاری ایرنا ( خبرگذاری
رسمی جمهوری اسلامی ) مدعی شد که داریوش مهرجویی در فرودگاه دبی به دلیل حمل مواد
غیرمجاز بازداشت شده است .خبر خیلی زود منتشر شد.و فردای آن روز دفتر داریوش
مهرجویی اعلام کرد که این اخبار شایعه است و آقای مهرجویی بازداشت نشده اند و همین
امروز به ایران باز می گردند. همان روز یکی از شبکه های خبری ماهواره اعلام کرد که
خبرنگار آن ها با داریوش مهرجویی تماس گرفته است و طبق گفته ی مهرجویی او چند روزی
در بازداشت بوده است . همین امروز آزاد شده است و این چند روزی که در زندان بوده
است برایش مثل کابوس بود . ولی این اخبار هم تکذیب شد و داریوش مهرجویی در روزی که
به ایران برگشت اعلام کرد که من یک ثانیه هم در بازداشت نبودم .اما بشنوید از این طرف ... کامران نجف زاده
در همان شبی که این خبر از طرف دفتر داریوش مهرجویی تکذیب شده بود در برنامه بیست
و سی با ذوق و شوق اعلام کرد که " داریوش مهرجویی در فرودگاه دبی دستگیر شده
است و ... البته این خبر از طرف دفتر آقای مهرجویی تکذیب شده است " !!و روزی که آقای مهرجویی برگشت اعلام کرد که
برای تلویزیون ایران متاسفم که هر خبری را بدون بررسی روی آنتن میفرستد .و تا الان که هیچ خبری از داریوش مهرجویی و
فعالیت هایش نیست .
# در این مدت تنها خبری که
از داریوش مهرجویی منتشر شده است انتشار اسم او در فهرستی بوده است که تعداد زیادی
از هنرمندان را منع تصویر و صدا در صدا و سیما کرده بود . البته اگر منع هم نکرده
بود بعید می دانستم که کسی از این لیست حاضر میشد در تلویزیون فعالیت کند. به قول
باران این صدا و سیما دیگر واسه کسی مشروعیت ندارد .
# کتاب به خاطر یک فیلم بلند لعنتی که نشر قطره آن را منتشر
کرده است ، به چاپ سوم خود رسیده است .
# به
زودی فیلمنامه درخت گلابی با دیدگاه های گلی ترقی منتشر می شود و داریوش مهرجویی هم
برای امضای آن کتاب هستند.در آپی مجزا تمام کتاب هایی که از داریوش
مهرجویی چه به عنوان مترجم ، چه نویسنده و چه کتاب هایی که درباره نقد آثار وی
هستند را معرفی و بررسی می کنم .
# آثار برگزیده دوازده دوره جشن بزرگ سینمای ایران معرفی شدند... لینک با نمایش سه فیلم از داریوش مهرجویی : بانو ، لیلا ، مهمان مامان
در تازه ترین شماره ماهنامه فیلم ، گفتگویی با حسن
فتحی در رابطه با فیلم جدیدش ، پستچی سه بار در نمی زند انجام شده است.او در این
گفتگو ، درباره مهرجویی هم سخن گفته است . اینجا بخوانید : مهرجویی هم سینما را با الماس 33 شروع کرد.حالا یک عده رو درهم می کشند.اما
بسیار آگاهانه و هوشمندانه ساخته شده است.او الماس 33 را تجربه کرد تا از
فیلمفارسی هرچه را که به دردش میخورد جدا کند و در فیلم های بعدی به جا و به
اندازه از آن ها بهره گیرد.معتقدم بومی ترین فیلمساز ما مهرجویی است.در فیلم هایش
هم عناصر عامه پسند می بینیم که آگاهانه استفاده شده و هم حال و هوای روشنفکرانه
دارد . سینمای مهرجویی می تواند الگوی ایده آل و سرمشق خوبی باشد برای فیلمسازان
نسل آینده.خودم همان قدر که از آثار بزرگانی مثل حاتمی و بیضایی تاثیر گرفته ام بی
تردید از مهرجویی هم گرفته ام. یکی از این تاثیرها تلاش برای نزدیک شدن به مردم
است.او در آثارش فرمولی را پیدا کرد که از یک طرف نگاهی به فیلمفارسی دارد و از
طرفی تراوش های ذهنی ، فکری ، فلسفی ،و اجتماعی روزگار خودش را ترکیب کرده و به یک
سینمای موفق رسیده است .هم فیلم روشنفکری می سازد و هم آثارش را عامه می پسندند
.اغلب فیلم هایش هم پرفروش بوده است.من به فیلمسازان توصیه می کنم با دقت سینمای
مهرجویی را زیر ذره بین بگذارند چون برای پرش آن ها می تواند الگوی بسیار خوبی
باشد.عصاره سینمای ایران را در آثار مهرجویی می بینید .من هم در حد بضاعت و
توانایی ام با کمال میل میخواهم در این مسیر حرکت کنم.
یادداشت بعدی به زودی : تمام ماجراهای داریوش مهرجویی
پارلماننیوز: به رغم توصیه نخبگان و افراد خاص اجتماعی در مورد کنار
گذاشتن کینه ها و اتهام زنی های دو ماه اخیر و پس از انتخابات ریاست
جمهوری، صداوسیما در رویه ای جالب بیش از 100 تن را به صورت مستقیم و
غیرمستقیم شامل ممنوعیت تصویری و فعالیت در این سازمان کرده است.
به
گزارش آینده، پس از ممنوع شدن فعالیت و تصویر چهره هایی مانند سید جواد
هاشمی، ساعد باقری، سهیل محمودی، عبدالجبار کاکایی ساختار این محدودیت ها
دو ماه پس از انتخابات چهره دیگری به خود گرفته است.
البته
براین اساس، پخش مجموعه های تلویزیونی و تله فیلم و فیلم های سینمایی از
افراد هنری برشمرده که پیش از این تولید شده یا در حال تولید است،
بلامانع است، اما فعالیت جدید آنها در قالب برنامه های سازمان صداوسیما تا
اطلاع ثانوی ممنوع است و درباره دیگر چهره های فرهنگی و هنری، دعوت از
آنها به برنامه ها و پخش اخبار آنها فعلا ممنوع شده است.
حالا
محدودیت به نام هایی رسیده که معروف ترین آنها سیدرضا میرکریمی، مجید
مجیدی، حسین پاکدل، احمدرضا درویش، فاطمه معتمدآریا، محمد رحمانیان، سید
محمدرضا بهشتی، هوشنگ توکلی، لیلی رشیدی، بهاره رهنما، کیومرث پور احمد،
کمال تبریزی، هما روستا، مهتاب نصیرپور، مرضیه برومند، لادن مستوفی،
داریوش مهرجویی، عزتالله انتظامی، علی نصیریان، محمدعلی کشاورز،محمد
رحمانیان، مهدی کرمپور، محسن مخملباف، مازیار میری، محمد احصایی، احمد
مسجد جامعی، معصومه ابتکار، علیرضا رئیسیان، منوچهر محمدی، علی معلم،
حسین زمان، حبیبالله صادقی، فرشته طائرپور، مرتضی رزاق کریمی، سامان
سالور، پگاه آهنگرانی، پانته آ بهرام، منیژه حکمت، رویا نونهالی، امیر
جعفری، منوچهر شاهسواری، عبدالحسین مختاباد، حسام الدین سراج، مسعود
کیمیایی، گوهر خيرانديش، مسعود رایگان، رویا تیموریان، محمدرضا فروتن،
ابوالفضل جلیلی، اسرافيل شيرچى، مهرشاد کارخاني، شاهین فرهت، محمد وافری،
فاطمه راکعی، داوود رشیدی، هدیه تهرانی، باران کوثری، خزر معصومی، بیژن
امکانیان، بزرگمهر حسینپور، داریوش فرهنگ، لیلا حاتمی، علی مصفا، سعید
ابوطالب، جمشید بایرامی، حسین خسروجردی، علیرضا قاسم خان، احمد
اسفندیاری، محمدرضا عارف، نجفقلی حبیبی، مجید انصاری، حسن بلخاری، مهدی
منتظرقائم، محمود نجاتی حسینی، محمدعلی خلیلی اردکانی، کامپوزیا پرتوی،
محمدعلی نجفی، قاسم افشار، مجید کیانی، علی ژکان، ابراهیم حقیقی، سیروس
تسلیمی، حمید فرخ نژاد، داریوش پیرنیاکان، امیر جغتایی، محبوبه بیات،
محمدرضا اصلانی، همایون امامی، ابراهیم حسن بیگی، افشین علاء، رضا رییسی،
فیروزه زنوزی جلالی، جعفر ابراهیمی، محمود دولت آبادی، یوسفعلی میرشکاک،
جمال میرصادقی، علی باباشاهی، عماد افروغ، سید مهدی شجاعی، احمد پورنجاتی،
محمد بهشتی، عاتقه صدیقی(رجایی)، عیسی کلانتری، الهه کولایی، محمد ستاری
فر، صادق زیباکلام، رخشان بنی اعتماد، ناصر تقوایی، حسین علیزاده، جلال
ذوالفنون، ناصر چشم آذر و علیرضا شجاع نوری می باشد.
جالب این است
که در اسامی اعلام شده نام مرحوم سیف الله داد نیز مشاهده می شد که با
فوت این کارگردان و مدیر موفق سینمای کشورمان نام وی از این لیست حذف شد.
داریوش مهرجویی در واکنش به انتشار خبر دروغ توسط ایرنا گفت : نمی دانم
چرا مسئله ای به این سادگی چنین بازتاب وارونه ای در تعدادی از رسانه های
ایران داشته است .
وی ادامه داد:من برای مسئولان فرودگاه دوبی و مسئولان کشور امارات
متحده متاسفم که به خود اجازه می دهند چنین ر فتار توهین آمیزی با مسافران
داشته باشند . مهرجویی با تشریح اتفاق رخ داده درادامه گفت : به همراه من
تعدادی قرص استامینوفن واگزاز پام بود که ماموران فرودگاه از من نسخه آن
را با مهر نظام پزشکی در خواست کردند . به همین دلیل آنها داروها را برای
آزمایش بردند واین کل ماجرا بود که باعث شد در فرودگاه دوبی معطل شوم .
او بااظهار گلایه از چنین رفتاری عنوان کرد انتظار دارم دولت جمهوری
اسلامی ایران در خصوص این گونه رفتارها با دولت امارات وسازمانهای حقوق
بشر مکاتبه کرده و مراتب اعتراض خودرا اعلام کتد. دراین شرایط برای شبکه
دوم تلویزیون ایران هم متاسفم که چنین خبر کذبی را بدون بررسی ،تحقیق
وتایید روی آنتن رسانه ملی فرستاده است .
واکنش تند رئیس کارگردانان سینما و همسر مهرجویی به خبر کذب بازداشت مهرجویی
علیرضا رییسیان رییس کانون کار گردانان سینمای ایران در واکنش به خبر
کذب دستگیری مهرجویی گفت :در شرایط فعلی هر حرف حرکت ورفتاری به شکل دیگری
تعبیر می شود .درهر جای دنیا اگر چنین سوئ تفاهمی برای یک فیلمساز مطرح
اتفاق بیافتد همه در جهت رفع این مشکل برمی آیند .اما انگار در برخی از
سایتها و روز نامه ها درج این سوئ تفاهم (که اصلا موضوع قابل بحثی نبوده
)باعث افتخار آنها شده است .حتی با خوشحالی عنوان خبررا وارونه جلوه دادند
و عنوان کردند که این کار گردان بازداشت شده است .
وی ادامه داد:این سوئ تفاهم ممکن است برای هر فرد عادی دیگری در
فرودگاهی که شرایط خاصی دارد پیش بیاید و به عنوان یک شهروند ایرانی
متاسفم که چنین برخوردی با تک مهره های شاخص سینمای ایران صورت می گیرد.
وحیده محمدی فر همسر داریوش مهرجویی نیز گفت :ایشان اصلا در فرود گاه
باز داشت نشدند . فقط به دلیل ناراحتی کبدی شان تعدادی قر استامینوفن
واگزاز پام همراه ایشان بود . به دلیل قوانین خاص در دوبی همراه داشتن
قرصهای بدون نسخه تجویز پزشک ممنوع است . همین موضع باعث معطلی آقای
مهرجویی در فرودگاه شد وایشان یک ثانیه هم دستگیر نشدند و در باز داشتگاه
نبودند و این اخبار زاییده ذهن دیگران است .
وی ادامه داد: متاسفم که یک سوئ تفاهم باعث این همه حرف وحدیث شد و
قتی انتشار این اخباررا به مهرجویی اطلاع دادم ایشان از این موضوع ناراحت
شدند.
منبع : وبلاگ بازمانده ، محمد تاجیک
توضيح دفتر داريوش مهرجويي در مورد خبر دستگيري وي؛
مهرجويي هرگز دستگير نشده است
خبرگزاري
فارس: دفتر داريوش مهرجويي اعلام كرد: ديروز داريوش مهرجويي در دوبي
بازداشت نشد و تنها به علت موردي مشكوك در فرودگاه دوبي ماند.
دفتر داريوش مهرجويي در پي تماسي از سوي خبرنگار سينمايي فارس در مورد خبر
دستگيري داريوش مهرجويي در فرودگاه دبي كه ديروز در بعضي از رسانهها
منتشر شده بود، اعلام كرد: «داريوش مهرجويي كه از مقررات مرتبط با مواد
بهداشتي و دارويي در كشورهاي عربي اطلاع نداشته، در لوازم شخصي خود چند
قرص استامينوفن معمولي به همراه داشت كه در فرودگاه دبي بازرسان فرودگاه
به اين قرصها مشكوك شدهاند و جهت آزمايش اين قرصها، از داريوش مهرجويي
خواستند در فرودگاه باقي بماند و عليرغم آنچه در خبرها آمده وي به
بازداشتگاه نرفته است.»
اين دفتر در ادامه تصريح كرد: «پس از آزمايش قرصها توسط ماموران
فرودگاه دوبي، مشخص شد كه اين قرصها داروهاي معمولي هستند و پس از
عذرخواهي مأموران فرودگاه دبي، داريوش مهرجويي فرودگاه را ترك كرد و امروز
اين كارگردان به ايران باز ميگردد.»
اين دفتر از انتشار خبر دستگيري مهرجويي در روز گذشته به شدت ابراز تاسف كرد. منبع:فارس
خبرگزاری دولت مدعی شده، پس خود دولت باید کاری بکند / این میتواند یک ضایعه ملی باشد؛ پلیس دوبی استاد داریوش مهرجویی را بازداشت کرد / هر کسی هر آن چه در توان دارد...
سینمای
ما - داريوش مهرجويي از کارگردانان معروف سينماي ايران هنگام ورود به
امارات از طريق فرودگاه دبي، به اتهام همراه داشتن مواد غيرمجاز بازداشت
شد.
يک شاهد عيني روز شنبه در اين ارتباط گفت: داريوش مهرجويي توسط ماموران امنيتي فرودگاه دبي بازداشت شده است.
وي
افزود: ماموران امنيتي فرودگاه دبي هنگام بازرسي بدني داريوش مهرجويي
کارگردان سينماي ايران، مقداري مواد مشکوک را کشف و بلافاصله وي را روانه
بازداشتگاه کردند.
به گفته اين منبع، اين کارگردان هم اکنون در
يک بازداشتگاه در دبي نگهداري مي شود و ممکن است براي محاکمه تحويل دادگاه
اين کشور شود. امارات براي حاملان مواد غيرمجاز مجازات هاي سنگيني اعمال
مي کند.
همه شما دوستان ماجرای حمایت شدید هنرمندان از جمله داریوش
مهرجویی از میرحسین موسوی را شنیده اید. پس دیگر نیازی به توضیح و تکرار آن نیست.
از زمان برگزاری انتخابات تا به حال تقریبا 37 روز گذشته است. از آن موقع تا به
حال هیچ خبری از داریوش مهرجویی و فعالیت هایش در سینما نیست.به جز امضای یک نامه
در حمایت از تظاهر کنندگان.
داریوش مهرجویی
قرار بود برای شبکه اول سیما سریالی راجع به زکریای رازی بسازد و حتی گروه
نویسندگان که سرپرست آن علیرضا نادری است،طبق آخرین اخبار مشغول نوشتن فیلمنامه
بودند،اما من دیروز در خبرگذاری فارس،خبری خواندم مبنی بر اینکه کارگردانی ساخت
سریالی را با موضوع زکریای رازی شروع کرده است. من دقیق نمی دانم این همان سریال
است یا نه ولی احتمالش زیاد است زیرا برای شبکه اول هم ساخته می شود.تازه این
اولیش بود.باید منتظر اتفاق های بعدی هم باشیم .هم برای آقای مهرجویی و هم برای
هنرمندان دیگر.
چهارشنبه سی و یکم تیر 1388>
|
فیلم لیلا دوشنبه اول تیرماه ساعت ۱بامداد از شبکه تهران
سلام همراهان عزیز
اکران فیلم زیبای درباره الی را به همه ی شما هنردوستانتبریک میگم.یادداشت من درباره روزی که درباره الی را دیدم،را در وبلاگ دوم من،سینمای ایرانبخوانید.
فیلمی که دیشب از تلویزیون نشان داده شد(منظور فیلم انتخاباتی آقای موسوی است)فیلم داریوش مهرجویی نبود بلکه فیلم احمدرضا درویش بود.فیلم آقای مهرجویی 11دقیقه است و قرار بود که دیروز در ستادهای مخصوص حمایت آقای موسوی توزیع شود.
به زودی با اخبار کامل...
درباره تهران تهران،کتاب تازه منتشر شده داریوش مهرجویی،برنامه های آینده آقای مهرجویی و...
مهدي كرمپور رئيس شوراي صنفي نمايش در گفتوگو با خبرنگار سينمايي فارس
در مورد جلسه امروز شوراي صنفي گفت: با توجه به تعطيلي سينماها در ايام
سوگواري ارتحال امام خميني (ره) و سالگرد فاجعه 15 خرداد، در جلسه امروز
شوراي صنفي نمايش مصوب شد كه فيلم «درباره الي» ساخته «اصغر فرهادي» از
شنبه 16 خرداد ماه در گروه سينمايي آفريقا اكران شود.
*لینک های وبلاگ های دوستان به دلایلی که نمی دانم چرا حذف شده است.فقط همین سه تا لینک مونده
به زودی درست می شود
داريوش مهرجويي دومين فيلم تبليغاتي و انتخاباتي ميرحسين موسوي را پس از مجيد مجيدي ميسازد.
به
گزارش خبرنگار سينمايي فارس، داريوش مهرجويي هفته گذشته تصويربرداري اين
فيلم تبليغاتي را آغاز كرد و مراحل آمادهسازي آن را طي كرده است. اين فيلم روزهاي آخر توليد را طي ميكند تا براي چند روز آينده از تلويزيون پخش شود. مجيدي اولين فيلم تبليغاتي- انتخاباتي ميرحسين موسوي را ساخته است.
فارس
دوستان تا آنجایی که میدانم فیلم آقای مهرجویی 18خرداد نشان داده می شود
شنبه 9 خرداد ساعت 21.45 شبکه ی 1 ( فیلم اقای مجیدی )
دوشنبه 18 خرداد ساعت 21.45 شبکه ی 1 ( فیلم استاد مهر جویی )
شور انتخاباتی مهرجویی
داریوش مهرجویی، فیلمسازی که سابقه کاریاش
نشاندهنده استقلال فکری او در طول مدت فعالیت کارگردانیاش است، در این
دوره از انتخابات ریاست جمهوری خیلی زودتر از آنکه چهرههای سینمایی وارد
عرصه شوند، موضع خود را اعلام کرد و در گفتوگو با روزنامه خبر مشخص کرد
که در این دوره از انتخابات حامی مهندس موسوی خواهد بود. او از 10 روز قبل
فعالیت خود را برای ساخت فیلم تبلیغاتی مهندس موسوی آغاز کرده است.
مهرجویی در این مستند سراغ حمایت گروههای مختلف مردمی و به خصوص جوانان
رفته و تصویرگر شور و حال جوانان از این کاندیدای ریاست جمهوری است.
فیلم
مهرجویی شامل تصاویری از جوانانی است که در دهمین دوره انتخابات ریاست
جمهوری به حمایت از موسوی وارد صحنه شده، در خیابانها و مراکز مختلف،
تبلیغات انتخاباتی مهندس موسوی را برعهده گرفتهاند. شور و حالی که شاید
بتوان گفت، 8 سال قبل همزمان با برگزاری هشتمین دوره انتخابات ریاست
جمهوری رخشان بنیاعتماد از حضور جوانان در تبلیغات انتخاباتی در قالب
فیلم «روزگار ما» به تصویر کشیده بود. در حال حاضر آمادهسازی این مستند
ادامه دارد و شنیده میشود، مهرجویی از نگاهی متفاوت و با برداشتی تازه
این مستند تبلیغاتی را میسازد. او ترغیب جوانان برای حضور در انتخابات و
اشتیاق آنان را برای تاثیرگذاری بر این رویداد سیاسی را نمایش میدهد
براساس برنامهریزیهایی که مهرجویی انجام داده طی هفته جاری ساخت این
فیلم تبلیغاتی به پایان میرسد و مستند او روی آنتن تلویزیون خواهد رفت.
داریوش مهرجویی
شهرزاد همتی: گاو، اجارهنشینها، پری، سارا، لیلا، مهمان مامان، سنتوری
و... همینها کافی نیست برای اینکه چشمها تیز شوند برای دیدن نامی که
آقای کارگردان روی برگه رأیش مینویسد؟ داریوش مهرجویی بعد از اعلام حمایت
رسمیاش از میرحسین موسوی و بعد از اینکه یک یادداشت اختصاصی برای ما
نوشت، این بار دلایل نوشتن این نامه را مفصلتر برای ما گفت.
1- اصلا فرصت قهر و ناز كردن نداریم، باید فكری به حال و روز خودمان
بكنیم كه هیچ تعریفی ندارد، هیچ كس جز خودمان هم نمیتواند به خودمان كمك
كند، كاش از این حق اصلی و مهم خودمان كه میتواند یكی از تاثیرگذارترین
مسائل برای آینده باشد، استفاده كنیم و هدرش هم ندهیم. در مورد كاندیداها
تحقیق كنیم و براساس شناخت خودمان به كاندیدای مورد اعتمادمان رأی دهیم.
2- مدیریت یك علم است و من بارها در تمام این مدت و در تمام
گفتوگوهایم اشاره كردم برای دانستن مدیریت باید درسش را خواند و یا در
زمینهاش مطالعه كرد، چیزی كه این روزها آن را در حوزههای مدیریتی
نمیبینیم. انگار هر كس كار خودش را میكند و به مدیریت با دید علمی نگاه
نمیكند. مشكلات اقتصادی و فرهنگی كه این روزها میبینیم و این كه هر چند
روز یكبار فرد جدیدی بر رأس كار میآید، نشانه عدم شناخت علمی و كارشناسی
است. این عدم شناخت اگر ادامه پیدا كند، ضربههای جبرانناپذیری بر پیكره
ایران خواهد زد.
3- هزینهها را قبلا دادهایم، همان وقتی كه روی حرفی حساب میكنیم و
فیلم میسازیم و فیلم توقیف میشود، همان وقتی كه ناكارآمدیهای مدیریتی
همه چیز را به هم میریزد، هزینهها را دادیم.
به جرأت میتوانم بگویم سینما در دورههای قبل به ویژه در دولت هشتم
وضعیت بسامان و بهتری داشت و در جهت سینمای فرهنگی حركتهای درستی داشتیم.
نباید زحمتهای دولتهای قبلی را به باد داد و همه چیز را خراب كرد، این
روزها این سینمای از رونق افتاده و كمنفس نیاز به كمك دارد؛ كمكی كه شاید
میرحسین بتواند به آن بكند. همین است كه میرسیم به قضیه حمایت هنرمندان!
هنرمندان باید از سینمای خودشان دفاع كنند و به كاندیدایی كه میشناسند
رأی دهند و از او اعلام حمایت نمایند. عدهای میگویند هنرمندان نباید
اینگونه واضح به دفاع از كاندیدایی بپردازند، ولی هنرمند هم مثل هر كسی
آزاد است و میتواند از عقایدش دفاع كند.
4- موسوی مرد عمل است، شعار نمیدهد، این را در نخستوزیری دوران جنگش
به وضوح حس كردیم، او امتحان خودش را به عنوان یك مرد روشنفكر پس داده،
میرحسین را بهعنوان مرد عمل میشناسم، او هدفش سازندگی است و نگاهی عمیق
و مردمی دارد، همین نگاه مردمی است كه ما را به آینده امیدوار میكند.
5- تجمع و اعلام حمایت قاطعانه هنرمندان از میرحسین موسوی، باعث ترغیب
مردم است و میتواند كسانی را كه خیال رأی دادن ندارند به تكاپو وادار
كند. این خیلی مهم است كه ما بتوانیم آرای خاموش را به پای صندوقهای رأی
بكشانیم. این یك اصل مهم است كه باید به آن فكر كرد و برای رسیدن به آن از
هیچ تلاشی فروگذار نبود.
6- اگر رئیس جمهور آینده ما میرحسین موسوی باشد كه خودش میداند چه
باید بكند. حداقل خیالمان راحت است كه میرحسین كتاب خوانده و اهل هنر است.
این را از وقتی كه فرهنگستان هنر را اداره میكرد میدانستم. مدیریت موسوی
در هرجایی كه پا میگذارد، بهقدری قوی و درست و كارآمد است كه جای هیچ شك
و شبههای را نمیگذارد. من مطمئنم مهندس موسوی با آوردن یك وزیر فرهنگ
حاذق و با سواد كه حداقل اسم بازیگرها را بداند و پای حرفش بایستد، همه
چیز را درست میكند و این فرهنگ از رونق افتاده را كمك میكند. همین قضیه
من را به آینده ایران و فرهنگ و سینما خوشبین میكند و احساس خوبی نسبت
به آینده به من میدهد.
7- بیش از 120 فیلم و كتاب و مجله توقیف شده. جلوی بهترین آثار را
میگیرند. احساس ناامیدی اهالی فرهنگ را احاطه كرده و كسی به فكر سروسامان
دادن به ماجرا نیست. دولت فعلی به وعدههایش عمل نمیكند و فیلمی كه خودش
مجوز پخش و تولیدش را داده توقیف میكند. هیچ كس نمیداند با توقیف یك اثر
چند خانواده از نظر معیشتی زیر سؤال میروند. چطور میشود دولتی سر حرف
خودش هم نایستد؟ مگر میشود آدم به راحتی حرف و قول خودش را نقض كند؟ پس
تكلیف آن نویسنده، چاپخانه، ناشر و از همه مهمتر آن فكر خلاقی كه با این
وضعیت از كار میافتد چه میشود؟ چه كسی میتواند تضمین كند فكر و نیرویی
كه اینگونه در معرض بیمهری بیدلیل قرار گرفته دوباره بتواند تولید فكر
و فرهنگ كند؟ تكلیف این فرهنگ كهن كه به بادش میدهیم چه میشود؟ چه باید
بكنیم برای نیرویی كه توان امرار معاش و تامین هزینههای معیشتیاش را
ندارد؟ آیا تضمینی هست كه این نیرو باز هم به درستی رفتار كند؟
8- از مردم میخواهم یك بسمالله بگویند و وارد عمل شوند و تلاش كنند
برای آمدن رئیس جمهوری كه مرد عمل است، كتاب خوانده و دلش برای هنر
میتپد. به مردم میگویم تلاش كنیم برای آنكه دیگر فیلمی توقیف نشود،
برنامههای دوست داشتنیمان را ببینیم، كتابهای مورد علاقهمان را
بخوانیم، به آیندهمان امیدوار باشیم و گاهی بدانیم اتفاقات خوبی در شرف
وقوع است...
9- اگر شرایط همینگونه پیش برود، من آینده زیبایی برای خودمان متصور
هستم. میرحسین بهعنوان یك مرد فرهنگی و كسی كه سابقه مدیریتی درست دارد و
اصلا میداند مدیریت یعنی چه، میتواند این اوضاع بیسروسامان ما را درست
كند. حداقل دلمان خوش است كه، وزرایش سر جای خودشان هستند و با علم روز
پیش میروند. من به آینده مملكت با وجود میرحسین موسوی به شدت خوشبینم.
البته به شرط آنكه بعد از آن هم پشت او را خالی نكنیم و ما هم سر حرفمان
بایستیم.
10- سلام من را به آقای موسوی برسانید و بگویید كه منتظر آمدنش هستیم و
دوست داریم برایمان وزیر فرهنگ كتابخوان انتخاب كند. به او بگویید ما به
آینده خوشبینیم.
اولین پست های این وبلاگ در حالی که یک سال از آن پست اول گذشته است.
عاشقانه های بالینی یک نسل
خاطره داشتن خیلی هم بد نیست حتی اگر گفته
باشند((بدا به حال مردمی که رویا ندارند خاطره دارند))برای بچه های نسل انقلاب و
جنگ آنها که با لیلا جوان شدند و در سنتوری مردمان روزگارشان همین خاطره ها برای
بهانه زندگی است و نوستالژی های زود هنگام تصور انچه که می شد رخ دهد و نداد.
سینما عصر جدید هنوز هم با سردر لیلایش یکی از عکس
های پاک نشدنی ذهن مان است.وقتی سنتوری در جشنواره فجر سال گذشته به نمایش درآمد
فارغ از دوست داشتن و دوست نداشتن فیلم،علی و هانیه بدجوری یادآور رضا و لیلا
بود.عشق میانشان هر چند بعد تر هر کدام سوی متفاوتی می رود ولی در تولد این
عشق،خاطره لیلا را باز زنده کرد.راستی لیلا باران
دختررضا هیچ وقت بزرگ شد؟
منبع:نسیم
دلواپس و بی تابم...
مهم نیست
علی بعد از آن صحنه ای که سوسیس ها را از خورجینش بیرون می کشد و صدای چاووشی بغض
را می ترکاند،با ادم هایی دم خور شود که مقدمه سقوط خودش و فیلم را همزمان با هم
فراهم می کنند.اصلا مهم نیست آن کلینیک ترک اعتیاد ته فیلم را دوست نداشته باشی یا
هوار زدن های علی را روی تخت بیمارستان .عیشی که مهرجویی،بهرام،چاووشی و گلشیفته
قبل از این صحنه ها ساخته اند برای یک مدت زمان طولانی بس مان است.همان عیش دقایق
اول.دقایق که نه،یک ساعتی که پهلو به پهلوی" لیلا "جلو می آید و می
تواند عاشقانه این نسل باشد. گیرم مخالف روندی که "لیلا" می رفت،گیرم
علیه عشق؛که مگر عشق امروز همین شکلی نیست؟ و مگر زندگی ما در این یک دهه،همین
اندازه-درست اندازه فاصله عشق رضا و لیلا با عشق علی و هانیه عوض نشده است؟اصلا
مگر خود ما عوض نشدیم؟" سنتوري" را همين جيغ زدن هاي عاشق و معشوقش بر
سر هم مي سازد.همين ترانه هاي" تنهايي" و" خيانت" و" مرد
باش".همين صداي خسته و غم زده محسن چاووشی كه رنگ زمانه است,همين چهره بهرام
رادان كه ته خنده هايش باز هم تلخي موج مي زند,همين غم هميشگي و صداي بم گلشیفته
كه نمي داني از كجا سروكله همه ي اين ها در زندگي سینمایی این نسل پیدا شده؛ولی
حضورش را نمی شود کتمان کرد.می شود دوستش نداشت.می شود تصویر های نه چندان دور را
شکل نوستالژی کرد و غم گذشته را خورد,ولی نمی توان رخ دادش را,اتفاقی که افتاده و
مهرجویی باز هم مثل همان زمان" لیلا" روایتش کرده نادیده گرفت.
"سنتوری" تصویر تمام قد" لیلا" نیست.همه آن خاطره ها را هم زنده نمی کند.ولی
خیلی شبیه خاطره هایمان است. حداقل دلمان را خوش می کند که در همین شهر مهرجویی
نفس می کشد.مهرجویی" لیلا" نه مهرجویی این اواخر؛نه مهرجویی" مهمان
مامان" و" میکس" که چندان به جا نمی آوردیمش.سنتوری تکرار خاطره
است حتی اگر" تو با منی" به" دلواپس و بی تابم" تغییر رنگ
داده باشد.تغییر رتگ؟طیف این رنگ را،همه تونالیته اش را،می شود از 1376 تا 1386
پیدا کرد.عاشقانه های مهرجویی کم رنگ یا پر رنگ می شود ولی تمام نمی شود.حتی اگر
عاشقش در سرحال ترین لحظه ها هم ترانه خیانت زا کوک کند.
نوشته هایی درباره فیلم های مهرجویی
در کارنامه ی متنوع داریوش مهرجویی تقریبا هم نوع
فیلمی یافت می شود از" الماس33" (که ملغمه ای از فیلم های جیمز باندی
اکشن و کمدی بود)گرفته تا فیلم متفاوت "گاو"(که به همراه قیصر موج نوی
سینمای ایران را شکست و کمدی اجتماعی" آقای هالو"،فیلم سمبولیک و حاوی
پیام های روشنفکرانه" هامون"،ملودرام هایی چون "سارا "و"
لیلا"،تجربه عرفان در" پری"،فیلم واقع گرایانه مانند "بمانی"،کمدی
سرراست و راحت مانند" مهمان مامان" و حالا تجربه ای در فیلم اجتماعی با
مایه های موزیکال در" سنتوری."
مهرجویی
با" هامون" نشان داد همچنان فیلمساز درجه یکی است."هامون"
همچنین نسلی را شیفته و شیدای خود کرد."هامون" اگر بهترین ساخته مهرجویی
نباشد،بی شک مهمترین و تاثیرگذارترین ساخته اوست."بانو" که بعد از"
هامون" ساخته شد،اقتباسی از ویریدیانای بونوئل بود."سارا" یک
ملودرام خوش پرداخت و متین بودوشاهدی دیگر بر تسلط سازنده اش در کار با مایه های
مختلف و متفاوت."پری" پس از روایت کلاسیک و سر راستبانو و سارا به نوعی بازگشت به سینمای هامون
محسوب می شد.در لیلا با دستمایه یک ملودرام سنتی،یکی از دغدغه های همیشگی مهرجویی
به تصویر کشیده شده بود.مایه تقابل سنت و مدرنیته.درخت گلابی نقطه اوج به بار
نشستن خلاقیت های مهرجویی است.هر چند که خود فیلم درباره ته کشیدن و تمام شدن
هنرمند است.دختر دایی گمشده با بازیگوشی های فرمی اش نشان از آن داشت که مهرجویی
با وجود گذراز 60 سالگی،همچنان خلاق و سرحال است.بعد از چند فیلم ضعیف،مهرجویی با
مهمان مامان نشان داد همچنان فیلمساز توانایی است.
هیچ مسیر
طی شده ای حتی اگر با موفقیت همراه باشد،نباید دوبارهعینا پیموده شود.این فلسفه فیلمسازی مهرجویی
است و به همین خاطر است که پس از کمدی موفق" مهمان مامان" سراغ فیلم تلخ
"سنتوری" می رود.
"سنتوری"
به لحاظ تماتیک البته شباهت هایی با آثار قبل مهرجویی دارد.مثل علاقه عجیب علی
سنتوری به سازش که یادآور عشق جنون آمیز مش حسن به گاوش در فیلم" گاو"
است.ولی این فیلم در مجموع یکی از متفاوت ترین آثار او به شمار می رود.به همین
خاطر" سنتوری" بیشتر از تمام آثار مهرجویی با تماشاگر ارتباط برقرار می
کند.
مي خواهم
عينكي به چشمش بزنم كه حالت صورتش را حسابي مزخرف كند.
مهرجويي
اين جمله را بعد از بالا پايين كردن همه عينك هاي مغازه,تحويل عينك فروش مي دهد و
آخر سر هم با عينك فروش به اين نتيجه مي رسند كه عينك خود خسرو شكيبايي براي نقش
هامون,مزخرف ترينچيز ممكن است و اين از
نظر مهرجويي يعني مناسب ترين.اين شيوه مردي است كه سال ها پاي فيلم هايش نشسته ايم
و با خاطرات آدم ها و فضاهايش يك قل,دو قل بازي كرده ايم.مردي كه مي خواهد هر چيز
را كه دوست دارد فيلم كند.اين مرد مو فرفري با آن باراني هاي بلند و شال گردن هاي
3-2 متري,هم عباس أقا سو پر گوشت(اجاره نشين ها)را خلق كند و هم ليلا را.اين فاصله
را كدام ذهن مي تواند پر كند از آن مرد هپلي قصاب گرفته تا اين زن معصوم و صبور؟
مهرجويي
كه الماس 33,آقاي هالو و پستچي و دايره مينا را مي سازد,بماني و درخت گلابي و
مهمان مامان و سنتوريرا هم مي سازد.و
شايد هيچ كس به اندازه اين مرد درب و داغان دوست داشتني,شبيه حميد هامون نباشد و
شايد بعد از آن شبيه پري و صفا و اسد و محمود.شايد براي همين است كه حتي جوراب هاي
هامون هم جوراب هاي خود مهرجويي بوده,رخت و لباس ها و كيف و باقي متعلقات هامون
همه شان مال خود مهرجويي بوده.
اين
مهرجويي -كه هميشه دنبال يك منجي,يك ورد,يك مراد و يك چيزي بوده كه بياويزد قباي
ژنده و كپك زده اش را-هنوز براي ما فيلم مي سازد.
مطلبی به قلم سعید عزیز
مهرجویی الماس سینمای ایران صحبت از کسی است که در این کشور در این جامعه که شدیدا تمایل به یکرنگ کردن جامعه دارد همرنگ جماعت نشده صحبت از کسی است که همواره در هر دوران چه قبل از انقلاب بوده و چه بعد از انقلاب چه دوران اصلاحات چه سازندگی حرف خودش را زده دنیایش آنقدر درونی نشده که کسی از آن سر در نیاورد و آنقدر جو زده نشده که حرف هایش تاریخ مصرف پیدا کند در عین حفظ اصالت کلام رنگ زمانه هم به آن بخشیده و به همین دلیل است که اثارش ماندگارند و او همواره خودش بوده اگر امروز بیضایی را دوست نداریم اگر کیمیایی را دوست نداریم به دلیل آن خود گمشده شان است و مهرجویی همواره با حفظ خودش تازگی را به کلامش بخشیده او هیچ وقت سینما زده هم نشده سینما را ابزاری دانسته برای بیان کلامش مانند قلم از این رو است که سالها فلسفه می خواند تا وارد سینما شود نه سینما و اینچنینی است که عمق و پهنای کلام را می شناسد و فریم به فریم آثارش شوری در زمانه بپا می کند با وجود اینکه سینما نخوانده اما ابزار کارش را درست می شناسد به بهانه کاگردان بودن خود را از باقی مسیولیت ها رها نکرده بلکه مشخص است که در هر اثر بار سنگین کار را به دوش می کشد وهمین است که همه مولفه های اثارش رنگ بوی او را دارند مهرجویی فیلمبرداری می شناسد موسیقی می شناسد صدا را می شناسد بازیگری را کاملا می شناسد و نه تنها می شناسد بلکه عمق بازیگری را می فهمد فلسفه بازیگری را می فهمد نقش و بازی در ک میکند و همین است که بازیگرانش به این راحتی از نقش هایشان رها نمی شوند چون او سراغ عمق و ویزگی های بازیگر می رود و چنان آن باطن طلایی را از بازیگر بیرون می کشد که خود بازیگر هم شیفته آن می شود و باری بازی و بازیگری هم فلسفه دارد جایی که در فیلم پری داداشی بعد از سیر و سلوک فلسفی و عرفانی 4 شخصیت داستان می گوید دنیا همه اش و بازی و ما بازیگر آنیم .به همین دلیل است که خسرو شکیبایی تا پایان عمر حمید هامون ماند گلشیفته هر کاری کرد باز هم از شیرینی و طراوت میمی رهایی نیافت لیلا حاتمی نتوانست از مظلومیت لیلا رهایی یابند و اینجاست که قدرت مهرجویی در هدایت بازیگر معلوم می شود مهرجویی موسیقی را می شناسد و یکی از نقاط اوج آثارش موسیقی های آن است از سنتور زیبای جاری در فیلم گاو که خود نوازنده آن بود تا موسیقی دلنشین آقای هالو تا تم زیبای باخ در هامون و موسیقی تکان دهنده درخت گلابی و اوج موسیقی درآثارش و ادای دینش به موسیقی یعنی علی سنتوری که آنقدر سنتور زیبا و ماهرانه در آن نواخته می شود و آنچنان صدای سنتور در سر تاسر فیلم جاری می شود . که سنتور پس از این فیلم به یکی از محبوب ترین سازهای نوازندگان ایرانی تبدیل می شود و او حتی در دیالوگ های این فیلم هم موسیقی را جاری کرده و این عین جمله علی مصفا است پس از فیلم پری که هنگام گفتن دیالوگ های مهر جویی انگار داریم شعر می خوانیم مهرجویی آنقدر زیبا و هوشمندانه دیلوگ ها و پیام یک سکانس را بین بازیگران تقسیم می کند و استفاده درست و بجایش از بداهه باعث می شود در عین عمق کلام اصلا دیالوگ هایش خسته کننده نباشد .آغازهای آثار مهرجویی دیگر نقطه قوت فیلم هایش است و در همه فیلم هایش مهرجویی ابتدا با یک آغاز کوبنده مخاطب را درگیر فیلم کرده و پس از آن وارد داستان می شود از سکانس خواب حمید هامون تا دیالوگ ابتدایی روشن کردن نوری در تاریکی در فیلم بانو سیگار کشیدن سارا و خواب پری مراسم شعله زد پزان لیلا تا سکانس تاریخی بالا آمدن علی از ایستگاه مترو در علی سنتوری از نمونه های در خشان این آغاز هاست. پایان بندی ها هم به همین مقدار متناسب است و در تمام آثار مهرجویی آرامش خاصی در پایان فیلم به بیننده القا می شود .او هیچ وقت مخاطبش را اشفته و حیران رها نمی کند . نفس کشیدن دوباره حمید هامون – خانه دار شدن ساکنان آپرتمان اجاره نشین ها، به دنیا آمدن باران در لیلا، شکستن روزه و آرامش پایانی پریT خواب پایانی مهمان مامان و کنسرت جادویی پایانی سنتوری جایی که همه آدم بده های داستان تا اینجا باید به هیبت ضد قهرمان هایی در آمده و کنسرت بدهند کنسرتی در سکوت آسایشگاه و به واقع بهترین پایان بندی مهرجویی در همین فیلم بود. مهرجویی از لحاظ فرم و ساختار هم همواره خود را سرحال و تر و تازه نگاه داشته هیچ وقت در آثارش فرم از محتوا جلو نزده هیچ زمانی اصرار نداشته که در ساختار مولف بودنش را القا کند بلکه کلامش همواره لوی تالیف داشته اگر فیلمی مثل هامون نیاز به ریتم تند و هیجان داشت از یک نوع ساختار استفاده می کرد اگر بانو آرامش می خواست سریعا ساختارش را کاملا عوض می کرد در درخت گلابی برای به دست آوردن آن فضای شاعرانه بازهم شکل جدیدی از فیلمسازی را امتحان کرد در بمانی در یک ساختار شکنی جسورانه و دیدنی دوربین روی دست را برای یک اثر مستند داستانی به کار برد در میکس که بعد ها منتقدان اوج درخشش فیلمسازی مهرجویی را در آن شاهد بودند یک فیلم در فیلم را به سبک پسامدرن که کم در سینما به کار می رود و روش جدیدی رمان نویسی است به کار برد و دریچه جدیدی در ساختارهای سینمایی گشود در مهمان مامان دوربین روی دست و طراحی صحنه آنچنان به گرمی لحظات کمک کرده که به واقع دوربینو مخاطب هم خود را مهمان آن مهمانی با شکوه می داند و در سنتوری هم دوربین روی دست داریم اما جنسش فرق می کند با آثار پیشین القای رنگ قهوه ای در فیلمبرداری کنتراست ها و رنگ های عجیب چرخش های جادویی دوربین کات های به جا و جامپ کات ها همه دست به دست هم توانسته اند فضای ذهنی علی سنتوری را به بهترین شکل القا کنند این فضای ذهنی همواره در اثار مهرجویی مهم بوده وی هیچ وقت خود را به مانند دانای کل راوی داستان نکرده بلکه با قهرمان هایش در یک سفر ذهنی همراه می شود و سعی می کند از دریچه شخصیت ها حقیقت را پیدا کند . مهرجویی درآثارش همواره یک روشنفکر بوده و هست و روشنفکری که رابطه اش با دین را تنگاتنگ حفظ کرده و به معنای واقعی یک روشنفکر مذهبی است که دچار ریا و فاشیسم مشکلاتی از این شکل نشده مذهب را وسیله ای برای تفکر باز خویش قرار داده نه کلیدی برای بستن افکار و این جاست که عطا الله مهاجرانی بانو را مذهبی ترین فیلم سینمای ایران می داند و اگر جلوتر برویم مهرجویی را باید مذهبی ترین کاگردان سینمای ایران بدانیم که آاثارش مذهب را به طور درونی القا می کند بیننده پس از دیدن فیلم هایش احساس نزدیکی به دین را دارد بدون اینکه خود متوجه شود در کل سینمای به ظاهر مذهبی مان دو صحنه نماز زیبا بیشتر نداریم اول در آژانس شیشه ای و دوم آموزش نماز تاریخی حمید هامون که به واقع بارها باید برای ترویج نماز از تلویزیون پخش می شد مهرجویی خود هم مذهبی بوده و هست بدون اینکه ریا کند. قصد ندارم از جنبه های شخصی زندگی او بگویم که روا نیست اما در پایان باید بدانیم که مهرجویی علاوه بر فیلمسازی رمان نویس قهاری هم هست و چند رمان منتشر نشده دارد ترجمه های زیبایی از او چاپ شده او علاوه بر دکترای فلسفه موسیقیدان ماهری است او تیاتر را می شناسد و چند بار برای به روی صحنه بردن چند اثر از اورژن یونسکو اقدام کرده شاید ندانید که مهرجویی در نقاشی هم تبحری دارد و سخنران ماهری هم هست و به واقع گنجینه هنرها و الماسی درخشان در این دوران است وی اینروزها خود را برای ساخت فیلم کوتاه تهران در جستجوی زیبایی آماده می کند شایسته او ساختن این اثر نیست اما مطمئن باشید از چنینی موضوعی هم فیلمی زیبا و درخشان ایجاد خواهد شد، همانند فیلم کوتاه دختر دایی گمشده که در تاریخ سینمای کوتاه ما نمونه است چه مضمون چه ساختارش. مهرجویی طرح هایی مثل کارگاه یحیی –زکریای رازی-عطار نیشابوری – نقاب زیبا و سفر به شهر فرشتگان را آماده کار دارد امیدواریم سالها زنده باشد و ما را همچنان به ضیافت شاهکار هایش دعوت کند - آمین
با تشکر از سعید به خاطر مطلب زیبایش
داریوش
مهرجویی تا این لحظه 21فیلم سینمایی ساخته است که جزو آثار مهم و ارزشمند سینمای
ایران محسوب می شوند.در این مقاله کوتاه به هریک از آن ها می پردازیم.
الماس 33
که می شود از آن به عنوان ضعیف ترین فیلم داریوش مهرجویی نام برد که البته فیلم
اول وی بود و انتظار زیادی هم از آن نمی رفت.همچنین منتقدان معتقدند که اگر الماس
33شکست نمی خورد ممکن بود داریوش مهرجویی تا سال ها به فیلم ساختن درسینمای تجاری ادامه
بدهد. عکسی از الماس 33
اما دومین
فیلم داریوش مهرجویی به نام "گاو"که در سال 1348ساخته شد یکی از
ارزشمندترین آثار سینمای ایران و آثار مهرجویی است.بازیگرانی که به واسطه ی آن
فیلم در سینمای ایران محبوب و معروف شدند عبارت اند ازعزت الله انتظامی،علی
نصیریان،جمشید مشایخی،جعفروالی،پرویز فنی زاده و..... گاو
در سال
1349داریوش مهرجویی فیلم آقای هالو با بازی علی نصیریان را ساخت که آن هم فیلمی
بسیار درخشان بودو بازی علی نصیریان هم در آن فیلم دیده شد.
سال بعد
از ساخت فیلم آقای هالو داریوش مهرجویی فیلم پستچی را ساخت که باز هم علی نصیریان
در آن فیلم نقش اول را بازی کرده بود.و این فیلم هم مورد توجه منتقدان و مردم قرار
گرفت.نصیریان در پستچی
اما فیلم
بعدی مهرجویی به نام دایره مینا که در سال1353ساخته شد،فیلمی بود باموضوعی بسیار جنجالی
درباره دلالی خون که همین موضوع هم برای فیلم دردسر زیادی به وجود آورد و فیلم
توقیف شد و سرانجام در سال 1357به نمایش در آمد و استقبال مردم و منتقدان را به
همراه داشت.
وی در سال
1355 سریال الموت را با حضور عزت الله انتظامی ساخت که البته نیمه تمام باقی ماند
و در سال 1358فیلم مدرسه ای را که می رفتیم را ساخت که هم اکنون خبری از این فیلم
در هیچ جا موجود نیست که البته احتمال می دهم موضوع فیلم باید حساس می بوده باشد
زیرا در سال 1368به نمایش در آمد یعنی دقیقا ده سال توقیف بود.
در سال
1365 مهرجویی کمدی بسیار زیبا وجنجالی اجاره نشینها را ساخت که هنوز هم پس از گذشت
سالها در میان کمدی ها بدون رقیب ایستاده است و در نظرسنجی سینمای ملی ماهنامه
فیلم رتبه اول را بدست آورده بود. عکسی از اجاره نشینها
در سال
1366 فیلم شیرک ساخته شد که متاسفانه از این فیلم هیچ اطلاعاتی در دست نیست.
اما
بزرگترین اتفاق فیلم های مهرجویی در سال 1368 اتفاق افتاد که با ساخت فیلم شاهکار
هامون بار دیگر اسم مهرجویی برزبان ها افتادو از آن فیلم بود که مهرجویی به یکی از
بهترین های تاریخ سینمای ایران تبدیل شد.فیلم هامون از همه لحاظ شاهکار بود. از
کارگردانی و بازیگری بگیرید تا فیلمبرداری و موسیقی و...
خسرو
شکیبایی با بازی در فیلم هامون بود که تبدیل به یک پدیده شد و چقدر باید از
مهرجویی ممنون باشیم که لذت تماشای هامون را به ما داد.\
مهرجویی بعد از هامون فیلم زیبای بانو را ساخت
که این فیلم هم حدود هفت سال توقیف بود.یعنی در سال 1370ساخته شد اما1377به نمایش
در آمد.و طبق معمول با استقبال منتقدان روبرو شد.البته فیلم در جشنواره فجر به نمایش
درنیامد و کارعوامل هم به دلیل توقیف طولانی مدت خیلی دیده نشد. \
سپس او سه
گانه خود درباره زن را ساخت.با دو فیلم درخشان سارا در سال1371،پری در سال1373
وشاهکار لیلا در سال1375.هرسه فیلم از آثار درخشان داریوش مهرجویی محسوب می شوند.و
فیلم لیلا پرارزش ترین ملودرام تاریخ سینمای ایران است.با دو فیلم ساراوپری معلوم
شد که نیکی کریمی هم می تواند خوب بازی کند و با فیلم پری مهرجویی، علی مصفا را در
کاراکتر بی نظیر داداشی با اجرای درخشان وی به ما معرفی می کند.سارا،پری،لیلا
اما بعد
از این سه گانه مهرجویی شاهکاری می سازد به نام درخت گلابی.او در این فیلم هم
پدیده ای را به ما معرفی می کند.دختری چهارده ساله به نام گلشیفته فراهانی.کسی که
در سال های آینده تبدیل به یکی از بهترین های سینمای ایران شد.فیلمی بسیار زیبا و
با موضوعی نو در سینمای ایران و موسیقی شاهکار کریستف رضاعی. گلشیفته فراهانی در
نمایی از درخت گلابی
فیلم بعدی
مهرجویی اپیزودی بود از فیلم قصه های جزیره و نام اپیزود مهرجویی دختردایی گمشده
نام داشت.فیلمی که با بازیگوشی های فرمی اش نشان از همچنان سرحال و شاد بودن
مهرجویی در60سالگی است.همچنان مهرجویی سوگولی فیلم هایش را دختردایی گمشده معرفی
کرده است.
بعد از آن
مهرجویی فیلم میکس را میسازد که با انتقاد شدید منتقدان رویرو شد.اما به شخصه فیلم
را اثری دوست داشتنی می دانم و آن را دوست دارم.فیلمی درباره سختی های یک کارگردان
و فیلم هایش.
فیلم بعدی
مهرجویی هم باز با انتقاد شدید منتقدان روبرو می شود فیلم بمانی.هیچ چیزی درباره
این فیلم نمی گویم چون نمی دانم!و اپیزود فرش و فرشته که کاری معمولی بود و چیز
خاصی نداشت.
اما بعد
از چند فیلم معمولی مهرجویی فیلمی ساخت که هنوز هم دربین بهترین کمدی های سینمای
ایران قراردارد فیلم مهمان مامان.کمدی سرخوشانه ای که هم مورد توجه منتقدان قرار
گرفت و هم با استقبال شدید مردم روبرو شد و جایزه بهترین فیلم را از جشنواره فیلم
فجرگرفت.فیلمی که همه چیز را در خود دارد اما آن را به رخ نمی کشد.پرونده فیلم مهمان مامان
اما آخرین
فیلم داریوش مهرجویی و به عبارتی یکی از بهترین فیلم هایش"سنتوری"جایزه
بهترین فیلم از نگاه تماشاگران را همراه با اخراجی های ده نمکی از جشنواره فیلم
فجر به دست آورد.فیلمی که هم منتقدان دوستش داشتند و هم مردم.اما بخت یار سنتوری
نبود و این فیلم به دلایلی کاملا بی ربط از اکران بازماند وآخرین
شاهکارمهرجوییرنگ پرده سینما را به خود
نگرفت.تلاش های داریوش مهرجویی و فرامرز فرازمند تهیه کننده فیلم بی نتیجه ماند و
سرانجام فیلم در زمستان 86وارد بازار شد و بسیار بسیار مورد توجه قرار گرفت.هزاران
نفر فیلم را دیدند و تحسین کردند.بازی بی نظیر بهرام رادان و بازی دوست داشتنی
گلشیفته فراهانی به همراه سایر بازیگران و کارگردانی استادانه داریوش مهرجویی و
درخشش همه عوامل دیده شد.
این
21فیلم درخشان به غیرازدو آثار که آنها نیز اثری قابل تامل هستند کارنامه داریوش
مهرجویی را تشکیل می دهند.به قول علی معلم"کمتر فیلمسازی در ایران پیدا میشه
که کارنامه ای مانند کارنامه ی داریوش مهرجویی داشته باشد که فیلم های متوسط و بدش
انقدر کمه که میشه نشمردشون." مهرجویی
مصاحبه ی داریوش مهرجویی درباره فیلم دایره مینا کلیک کنید
کلیپ صحبت کردن داریوش مهرجویی درباره فروغ
/دانلود/
عکس هایی از سنتوری که شاید ندیده باشید:
یادداشت بهرام رادان درباره داریوش مهرجویی به مناسبت سالگرد تولدش؛ جواهریادداشت بابک غفوریآذر درباره داریوش مهرجویی به مناسبت سالگرد تولدش؛ جوان پرتجربهیادداشت هوشنگ گلمکانی درباره داریوش مهرجویی به مناسبت سالگرد تولدش؛ آقا! راز موفقیت شما چیست؟گفتگو با فیلمساز بزرگ؛ تنها آرزوی آقای داریوش مهرجویی
نتیجه نظرسنجی گذشته 98نفر در این نظرسنجی شرکت کردند. آراء به صورت زیرمی باشد: هامون:20رای لیلا:12رای درخت گلابی:5رای سنتوری:35رای مهمان مامان:9رای پری:6رای سارا:2رای دایره مینا:2رای دختردایی گمشده:4رای اجاره نشینها:3رای همون طور که مشاهده کردید سنتوری بیش ترین طرفدار را دربین بازدیدکنندگان داشته است.
تازه ترین
شماره ماهنامه فیلم 20شهریور منتشر شد.با پرونده ای درباره :سینمای ملی
انتخاب
چهل منتقد:بهترین فیلم های سی سال اخیر از منظر سینمای ملی
داریوش
مهرجویی و علی حاتمی
برگزیدگان سینمای ملی
جمع بندی
رای ها
اجاره نشینها19امتیاز
باشو غریبه
کوچک19امتیاز
مادر19امتیاز
ناخدا
خورشید14امتیاز
هامون 14امتیاز
ناصرالدین
شاه آکتور سینما13امتیاز
بچه های
آسمان11امتیاز
قصه های
مجید11امتیاز
حاجی
واشنگتن10امتیاز
درخت
گلابی 9امتیاز
سفربه
چزابه9امتیاز
نیاز9امتیاز
بودن یا
نبودن8امتیاز
دندان
مار8امتیاز
مرگ
یزدگرد8امتیاز
مهمان
مامان 8امتیاز
شوکران7امتیاز
مهاجر7امتیاز
خانه دوست
کجاست؟6امتیاز
مادیان6امتیاز
در آینده
بیش تر به مطالب این شماره می پردازیم.
انتخاب
بهزاد عشقی را ببینید و دلیلش را بخوانید:
سینمای
ملی به معنای نمایش زندگی ناب و اصیل و ایرانی،آن چنان که در فیلم های علی حاتمی
رایج بود،سینمای ملی نیست.فیلم های حاتمی بیشتر سینمایی موزه ای است که به کار مورخان
و پژوهش گران می آید.زندگی سنتی ایرانی بیش از صدسال است که در مواجهه با تمدن غرب
و فرهنگ مدرنیته دچار تحول شده است.به این اعتبار،سینمای ملی به فیلم هایی اطلاق
می شود که زندگی واقعی مردم این سرزمین را در گذار بین سنت و مدرنیته،به شکل واقع
گرایانه ای تصویر می کند و به باور من این تقابل بهترین و ایرانی ترین وجهش را در
فیلم های داریوش مهرجویی بازیافته است.
مگه میشه؟حتما شده دیگه.اصلا مگه ممکنه؟باورم نمیشه.فیلم سارا بدون سانسور از
تلویزیون؟فیلمی از داریوش مهرجویی بدون سانسور؟تعارف که نداریم ذوق زده
شدیم.باورمون نمیشه.تازه بعد از فیلم هم درباره
آثار مهرجویی صحبت کرد و پخش قسمتی از لیلا و گاو.
.
.
.
.
.
.
سلام
دوستان
شرمنده از
اینکه آپ نمی کنم.مسافرت بودم و سرم بسیار شلوغ بود.اما برگشتم و احتمالا چند روز
دیگه آپ می کنم.سارا همین الان تموم شد.امدوارم دیده باشید.فیلم بسیار زیبایی بود
و در نظر سنجی ماهنامه فیلم رتبه اول رو برای بهترین فیلم و بهترین کارگردانی
و..را به دست اورده بود.
این ماه
اتفاقات زیادی افتاده بود.از جمله جشن منتقدان.در آپم مفصل توضیح میدم.فکر کنم
بهترین جایی که بخواید درباره اش چیزی بخونید وبلاگ عمو پرویز سینمای ایران و گروه
طرفداران گلشیفته فراهانی باشد.
اول از
همه تشکر می کنم از مهدی عزیز(مدیر وب عمو پرویز سینمای ایران)از اینکه به یاد
داریوش مهرجویی بزرگ بود و انتخاب فیلم هامون را بهم تبریک گفت.مرسی مهدی.
و بعدش از
سلطان(جشنواره سینمای ایران)برای درست کردن دو پوستراز داریوش مهرجویی و فیلم
مهمان مامان.ممنون.
سارا فرصت
دیگری بود تا بار دیگر خسرو شکیبایی را ببینیم.این نوشته مهدی(مدیر وب ترانه
علیدوستی)را بخوانید:
و نمی دانی و نمی دانی که وقتی خستگی
های امروزش را می بینم و به یادطراوت دهه ی هفتاد می
افتم،چه بغضی می آید و می نشیند پس گلویم. او داردپیر می شود و
ما داریم جوانی مان را با حس شاعرانه ی او طی می کنیم و اینحسرت است و
تعهد ودرد.
جمله ی
فوق العاده زیباییه.مهدی عزیز از تو هم ممنونم و افتخار می کنم که این نوشته
درباره خسرو شکیبایی در قسمت نظرات وبلاگ من،وبلاگی که نام داریوش مهرجویی بر روی
اونه،هست.
عکس رو
ببینید:
او دارد
پیر می شود و ما داریم جوانی مان را با حس شاعرانه ی او
طی می کنیم و این حسرت است و تعهد ودرد.
دوستان سلام
امیدوارم که حال شما خوب بوده باشد تا به امروز و از این به بعد هم.
راستش یکی از دلایلی که شاید به نظر شما آپای من تکراری باشه،اینه که آقای
مهرجویی جزو کارگردانانی هستند که کم کار می کنند و به خصوص بعد از ماجرایی که
واسه سنتوری اتفاق افتاد این کم کاری بیشتر هم شد.به همین دلیل است که من مجبورم
مصاحبه ها،یادداشت ها و اخبار های کمی قدیمی تر را در این وب بذارم،البته هرچه خبر
جدیدی بیاد من سریع میذارم ولی سایت سینمای ما هم سریع میذاره به همین دلیل تکراری
میاد مثل خبر مربوط به مهمان مامان.امیدوارم تا به اینجا سریال رو دیده باشید که
چه قدر جالب بود.
اما منتظر پرونده ای مفصل درباره مهمان مامان در اواسط تابستان باشید.
و اما این آپ......
یادداشت محسن نامجو
درباره محسن چاووشی
شبی سرد و بی تفاوت،از میان شب های بی
دلیل غمگین زندگی،حدود ساعت 1بود و من در منزل دوستم،مهمان بودم که تصمیم گرفتم به
خانه خود بروم.تلفن زدیم.تاکسی آمد.راننده اش جوان.با صورتی آراسته.اما تا حدودی
حاوی خطوط غم.کنجکاوتر شدم.چیزی نگذشت که سکوت عجیب بین ما2نفر را صدایی عجیب تر
شکست.برای بار نخست،برخلاف عادت همیشگی(عادت به اینکه قبل از شنیدن هرقطعه
جدید،حتما ملزم براینکه نام اجراکننده آن قطعه را بپرسی تابلو باشی)نام خواننده را
از راننده نپرسیدم و اصلا هیچ نگفتم.او هم کلامی نگفت.وتنها یکه تاز سکوت موقر بین
ما دو نفر_راننده و مسافر_صدای عجیب همان خواننده شد.قطعه موسیقی با صدادهی ارکستر
پاپ و خواننده ای با صدای...با صدای...چه بگویم؟در توصیف صدایش چه بگویم؟تقریبا
همه می دانیم که جنس صدایی که خواننده،یعنی همان مفهوم موسیقایی که با نام های
"طنین"،"رنگ صوت"،"شکل موجد صوتی"و...می
شناسیم،امری بی معیار است.یعنی مطلقا سلیقه ای است.
من و راننده درآن نیمه شب،تمام
مسیر"سعادت آباد"تا"دهکده المپیک" را،در خلوت وسوسه انگیز
اتوبان"همت"با شنیدن صدای
نازنین آن خواننده گریستیم و صدای او هنگام گریه نازنین تر شد.باور کنید برای خود
من هم،یادآوری آن تعجب آور است.دو آدم که هیچ از هم نمی دانند.دو آدمی که در
تاریکی فضای داخلی ماشین،حتی چهره یکدیگر را درست ندیده اند.دو آدم که حضور دائم
موسیقی،فرصت گفتگو را نیز از آنان گرفته و به همان دلیل،طبعا به چهره هم نمی
نگرند.حتی یک کلمه از هم نمی دانستیم.تنها رابط ما شده بود،صدای یک خواننده که
اتفاقا برای هردوما،موجب یک تاثیر عاطفی مشترک،در لحظه ای واحد شده بود.
نه من دلیل گریه او را می دانستم و نه
او.فکرش را بکنید،دو مرد غریبه که برای نخستین بار،یکدیگر را دیده اند،در حضور هم
راحت و بی پرده گریه کنند و دلیل این گریه،البته که فقط موسیقی است.آری من،می
دانستم که صدای آن خواننده،بغض وی را ترکانده است و نیز این را که دلیل شکستن بغض
من هم،همان است.تنها دیالوگ ما،غیر از لحظه خداحافظی و پرسیدن مقدار کرایه توسط
من،پرسشی بود که در همان لحظات میانی گریه از او کردم:
-آقا ببخشید،اسم این خواننده چیه؟و
جواب شنیدم:
-محسن چاووشی
نسیم
سخن گفتن از عاشقانه های مهرجویی دلیل نمی خواهد؛که او راوی زندگی است و زندگی
جاری در زمان.
مهرجویی تاروپود فیلم هایش را با زندگی می ریسد و مگر زندگی،غیر عاشقانه اش هم
معنی می دهد؟
مهرجویی رهبر ارکستر سمفونی زندگی است؛نه،سمفونی،جزیی از نمایش شکوهمند عشق
است در کار او.
وقتی می گوییم عاشقانه های مهرجویی،دقیقا درباره فیلم هایش سخن می گوییم که
شاید از نگاه بسیاری،به روشنی در ژانر"رومانس"قرار نمی گیرد،ولی مگر می
شود"میم"را فراموش کرد یا"لیلا"را نادیده گرفت؟مگر می شود
گفت"حمید هامون"در سرگشتی هایش،عشق را نمی جوید و"علی
سنتوری"این واژه را نمی فهمد؟
وقتی می گوییم عاشقانه های مهرجویی،دقیقا درباره فیلم هایش صحبت می کنیم که
نمی توان آن ها را به روشنی زیر شاخه"رومانس"دانست،اما گونه ات به اشک
های پسرک زیر ملحفه تر می شوند که"میم"دیگر دارد می رود.از دست
"مهشید"حرص ات می گیرد و او را به خیال "علی عابدینی"ترک می
کنی تا شاید اشارتی کند.منتظر می مانی تا"شله زرد پزان"دیگری از راه
برسد و احساس می کنی نوای"سنتور"چقدر از "ویلن"زیباتر
است.لااقل برای آن یک ساعت و خرده ای که به پرده سینما چشم دوخته ای.
می گوییم عاشقانه های مهرجویی،چون فیلم هایش اگر در چارچوب
روتین"رومانس"نیستند،پیام عشق به همراه دارند و او پیام اش را در قالب
مناسب ارایه کرده است:در فیلم مهرجویی"فرم"و"محتوا" بر یکدیگر
چربش ندارند.به همان دلیل است که"علی"شب و روزش "سنتور"است
اما"علی سنتوری"یک موزیکال نیست.حتی در سنتوری هم نمی توانی بگویی
موسیقی بخشی از فرم است یا محتوا،چه رسد به"لیلا"که وقتی در سکانس
پایانی می شنوی(شاید اگه یه روزی این داستانو برای باران دختر رضا تعریف کنن خندش
بگیره که اگه اصرار مادرجون نبود اون هیچ وقت پا به این دنیا نمی ذاشت)سه تار در
مغزت مضراب می خورد و وقتی از جایت بر می خیزی،نغمه سازش تکرار کنان در گوش ات می
پیچد و زمزمه می کنی:"ذلیل و بی چاره تر از من نیست در کوی تو/خمیده شد پشت
من از غم چون ابروی تو"و پس از بیست سال وقتی می گویند:"لیلا"بی
اختیار می خوانی:ای نامت از دل و جان..."و وقتی شعر قیصر امین پور را با صدای
علیرضا افتخاری می شنوی،بی اختیار"لیلا"را به یاد می آوری که
یا"پارچه پاریسی"و تحفه"مرغ عشق ها و کبوترها"را هدیه می
گیرد،یا صبح علی الطلوع در کنج آشپزخانه به پیشنهادهای"مادر جون می اندیشد
وهمین تعامل است که باعث می شود آلبوم"نیلوفرانه"در سال 76رکورد فروش در
بازار موسیقی پس از انقلاب را بشکند و حتی فروش آلبوم"فسانه"(با صدای
زنده یاد ایرج بسطامی)افزایش یابد.
وقتی می گوییم عاشقانه های مهرجویی،از فضایی صحبت می کنیم که او خلق کرده برای
رساندن پیامش به مخاطب؛حال در این فضا سه تار حسین در"لیلا"و سنتور علی
در"سنتوری"خود شخصیتی دارند مجزا از نوازندگانشان،اما جدایی ناپذیر از
آنها و همین پارادوکس است که باعث می شود اگر موسیقی در فیلمش وجود دارد یا
ندارد،ذهن ات از روایت منحرف نشود.
عکسی از پشت صحنه سنتوری
این گونه است که وقتی مهرجویی پس از درخت گلابی با انتقاد کم کار کردن موسیقی
در آثارش روبه رو می شود،بی درنگ با ادبیات خاص اش می گوید:هرجا لازم بوده از
موسیقی استفاده کردم..دلیلی نداره تو همه پلان ها صدای دلنگ دلنگ ساز بشنوی
که...مثلا تو همون سکانسی که(در فیلم درخت گلابی)همه تو یه ظهر تابستونی،تو سالن خوابیدن،حیف
نیست صدای پنکه رو نشنویم؟اگه صدای ساز بشنوی همه چی خراب میشه که..
بودن یا نبودن موسیقی در قاب مهرجویی در فضا تعریف می شود و این گونه است که
او"حسین"را در شله زرد پزان اول معرفی می کند که"رضا"دوست اش
است و لیلا در مهرماه همان سال با او برای زندگی مشترک هم پیمان می شودو در جایی دیگر سه تار به دست اش می دهد تا
نغمه ای مکرر در ذهن ات بنوازد ومی نوازد و می نوازد ولی زاید احساس اش نمی کنی تا
هنگامی که نوای آشنای خانه مادری لیلا،زیادی و اعصاب خردکن است،باز هم"نغمه
ساز"خود در فضا نقشی داشته باشد و مادر فریاد بزند که"حسین بسه
دیگه،اعصابمون رو خرد کردی."
به صراحت می توانیم بگوییم کاربرد موسیقی را
در"سارا"و"پری"و"هامون"و"درخت گلابی"با
"دختردایی گمشده"و"سنتوری"وجه افتراقی نیست و همه در فرمی
تعریف می شوند که به فریاد محتوا رسیده اند تا همه پیام را به مخاطب برسانند
موسیقی به کمک ساده گویی اش آمده است تا"غروب را در چشمانش" به
تصویر بکشد یا به تو بقبولاند که"اگر که هیچ کس نیومد،سری به تنهاییت نزد/اما
تو کوه درد باش،طاقت بیارومرد باش.
نظرات افراد سیاسی و سینمایی درباره مهرجویی و سنتوری
(محمد علی ابطحی،محمد رضا خاتمی،مسعود ده نمکی،محمدرضا شریفی نیا و رضا ناجی)
محمد علی ابطحی
نظرتان درباره
داریوش مهرجویی:فیلم هایش خیلی
سنگین و باوقار است.خودشان را تا به حال ندیده ام،اما احساس می کنم یه کم بداخلاق
باشد!
محمد رضا
خاتمی
فیلم سنتوری را دیده اید؟
دکتر خاتمی:بله...اما پولش را به حساب آقای مهرجویی نریختیم....
نظرتان در مورد این فیلم چیست؟
از لحاظ کارگردانی و بازیگری کار هنرمندانه و بدیعی بود،ضمن اینکه به یکی از
مهم ترین معضلات جامعه می پرداخت.
مسعود ده نمکی
خیلی از
کارگردان های بزرگ سینما نقطه نظرهای مثبتی در خصوص کار(اخراجی ها) داشتند.مثلا شاید کسی باور نکند که مهرجویی از دیدن فیلم
لذت برده بود و گفته بود تعجب می کنم که چرا هیات داوران به عنوان یک فیلم اول این
طور برخورد کرده است.
سنتوری را
در جشنواره دیدم.به نظرم از نظر ساختاری کار بسیار خوبی بود.از لحاظ مضمونی هم به
هرحال بیان کننده نقطه نظرات کارگردان فیلم است.اما اگر من بودم یک سری چیزها را
تغییر می دادم که باعث سوء تفاهم نشود.
من فکر می کنم
در سینمای ما عده ای احساس پدرخواندگی دارند و خودشان را صاحب سینما می دادند،نه
روشنفکرمهرجویی وارهستند و نه حزب الهی هیات اسلامی هنرمندان.
نظرتان درباره
داریوش مهرجویی:
اجاره
نشینها،هامون
خیلی ها می
گویند اجاره نشینهایش یک فیلم اپوزسیونی بوده،شما قبول دارید؟
وقتی خودش می
گوید نه باید همان را پذیرفت.ولی مطمئن هستم که فیلم هایش لایه لایه است.بحث ضد
انقلاب و انقلاب نیست،بحث مضمون های فلسفی است که با یک روایت ساده طرح می
کند.والا یکی از کسانی که آن موقع همین نقدها را می کرد الان خودش یکی از ضدانقلاب
های تیر است.پس نمی شود روی این حرف ها حساب کرد.
محمدرضا شریفی نیا
آقای مهرجویی
هم تا پیرامون کسی سوال نکند نمی گوید برای بازی بیاید.در انتها باز آقای مهرجویی
کسی که تا به حال بازی نکرده را به دست من می سپرد و می گوید که شما بگویید می
تواند خودش رابرساند یا نمی تواند.من برای محمد سلوکی کار کردم،تست گریم گذاشتم و
بعد او را به گروه تئاتر فرستادم.او چهار ماه با بچه ها تمرین کرد تا به موقعیت نقش
برسد.شاید سلوکی از عهده ی نقش ورسیون اول فیلم نامه بر می آمد اما در ورسیون دوم
کار سنگین شد.متن دوم برای سلوکی وزنه ی بزرگی بود.او می توانست وزنه ی 100کیلویی
را بزند اما به نظر من وزنه 500کیلویی را نمی توانست در کار اولش بزند.
ولی تفاوت
انتخاب خیلی فاحش بود.مثل این است که به من بگویید این وزنه را بزن وگرنه حسین
رضازادهرامی آورم.
اگر وزنه
50کیلو باشد می گویم که شما بزنید اما وزنه ی 500کیلویی را به رضازاده می
دهم.اتفاقا آقای مهرجویی با بهرام رادان هم موافق نبود.در مهمان مامان هم قرار بود
او بازی کند اما این اتفاق نیفتاد.چون چهره ی او را مناسب این نقش نمی دید.مشکل
رنگ چشم ها و حالت کلی صورتش بود که با گریم می توانستیم آن را عوض کنیم.من شک
نداشتم که بهرام از پس اجرای نقش برمی آید.
مجله ی رویش_گفتگو کننده:رضا رشیدپور
عکس بالا:پشت صحنه پری
حمید آقا هامون
اگر آن آپارتمان خالی و آن لیوان نیمه خالی چای سرد نبود،اگر آن وکیل صریح در
آن صبحگاه پاییزی به سراغ حمید هامون مشوش که در آینه به خود بد و بیراه می
گفت،نمی آمد.اگر آن عشق نوددرصدی به مهشید نبود.اگر آن اسلحه کشی ناکام و آن همه
رویا و تنهایی وآن همه تلواسه که به یکباره می ریخت جلوی چشم تماشاگرانی که از
قهرمانی های آریا و قریبیان خسته شده نبود،شاید امروز نوشتن درباره خسرو شکیبایی
به عنوان بازیگری ار تئاتر آمده به سینما چندان مناسبتی نداشت.شکیبایی در آغاز دهه
هفتاد با بازی شاه نقش تکرار نشدنی حمید هامون بار خود را بست.بسیاری این عقیده را
دارند که سایه حمید هامون آنقدر سنگین است که هرگز از سر شکیبایی کوتاه
نشد.شکیبایی هر نقش دیگری را بازی کرد انگار حمید هامون بود که در جلد نقش دیگری
رفته است.انگار خسرو شکیبایی نام مستعار حمید هامون است.حمید هامون آن قدر خود نقش
بود که جدا شدن از آن برای شکیبایی دور شدن از خودش بود.
چندبار به مدد گریم و نقش های دور از آن روشنفکر میانسال سرخورده،شکیبایی خودش
را برد به سمت و سویی دیگر تا بلکه سایه هامون را گم کند،اما داستان برای او رقم
خورده بود.آخرین دستاورد این دوری ازحمید
هامون در اتوبوس شب دوباره برایش جایزه و تحسینی فراهم اورد،انگار در پشت رل آن
اتوبوس و در پشت خط مقدم حمید هامون برای مدتی به مرخصی رفته بود.اما شکیبایی برای
یک نسل همان نسلی که او را ستاره آسمان پریشانی های درونی خود کرده بود همیشه حمید
هامون بود،هست و خواهد بود.
همین چند سال پیش بود که سازندگان فیلم"عروسک فرنگی"برای انتخاب
بازیگری که نقش مرد میانسال عاشق پیشه ای را بازی کند از دختران جوانی که برای
ایفای نقش اول انتخاب شده بودند پرسیدند کدام بازیگر مرد ایران را برای بازی در
مقابل خود انتخاب می کنند.همه دختران بی اندکی تردید نام خسرو شکیبایی را برزبان
آورده بودند.او هنوز برای عاشقیو آن هم
عشق های نامتجانس و نا متعادل انتخاب مناسبی به نظر می رسد.هنوز آشفته است و خسته
و هنوز تردید از همه جایش می بارد.
شکیبایی پیر شده است.کافی است به صورتش خیره شویم.در کلوزاپ هایی که در فیلم های
تلویزیونی از او می بینیم .گذر زمان آنقدر بی رحمانه ما را با رویای حمید هامون
تنها می گذارد که دوباره به همان آپارتمان خالی و لیوان چای نیمه خالی سرد پناه
ببریمو با هامون زمزمه می کنیم:چرا آدمی
در اوج تمنا نمی خواهد.نسلی در هامون پیر شده است.با ستاره هامون:خسرو شکیبایی
تجربه کار با داریوش مهرجویی:
هامون(1368):نقطه عطف کارنامه بازیگری خسرو شکیبایی فیلمی که با آن پرسوناژ سینمایی
شکیباییتا سال ها شکل گرفت و همچنان سایه
اش بر نقش آفرینی های شکیبایی دیده می شود.این فیلم داریوش مهرجویی به واسطه
امکانی که در اختیار بازیگرش قرار می داد فرصت مغتنمی برای هرکدام از بازیگران بود
که با ایفای نقش حمید هامون،دوران جدیدی از حیات حرفه ای شان را آغاز کنند و این
نقش نصیب شکیبایی شد و او هم با درخششی خیره کننده تا امروز خاطره خوشی از آن برای
دوستداران سینمای ایران باقی گذاشته است.شکیبایی با این فیلم میان عامه تماشاگران
رفت و از آن زمان جلوه هایی از یک ستاره را پیدا کرد.
بانو(1370)در
این فیلم داریوش مهرجویی،شکیبایی نقش محوری ندارد و توقیفش هم باعث شد تا اصولا
کار تمام عوامل فیلم با تاخیری چندساله دیده شود.با این همه در معدود لحظات حضور
شکیبایی متفاوت ترین نقش آفرینی او در آن سال ها قابل مشاهده است هرچند که پرداخت
و زمان اندک نقش اجازه خودنمایی بیشتری به شکیبایی نمی دهد.
سارا(1371)ادامه
همکاری های شکیبایی با مهرجویی در سارا برای بازیگری که در دوران اوج کاری اش قرار
دارد دستاوردی به همراه نمی آورد.فیلمی که بیشتر متعلق به بازیگر زنش است و تنها
حضور شکیبایی در یک نقش منفی مهمترین ویژگی و امتیازش شمرده می شود.چنین همکاری در
فیلم بعدی مهرجویی(پری)هم ادامه پیدا کرد و بازی در دو نقش برای شکیبایی در فیلمی
که باز هم متعلق به نیکی کریمی بود،صرف حضور او را نشان می داد.
میکس(1378)از
موفق ترین تجربه ها در دور شدن از شخصیت خاص خلق شده از جانب شکیبایی در فیلمی از
کارگردان هامون.میکس هرجند در شکل مستقل فیلم موفقی نبود اما یک بازی متفاوت از
شکیبایی داشت که در امتداد حضور او در اپیزودی از فیلم"قصه های
جزیره"بود.فیلم سرگشتگی های کارگردانی را نشان می داد که باید فیلمش را به
جشنواره فجر می رساند و در این راه کارش به جنون می رسید.نابودی شخصیت فیلم در
اجرای شکیبایی بالاتر از تصور بود.
دیالوگی از فیلم های مهرجویی:
اگه می خوای مخت کار کنه اینو بخون
آسیا در برابر غرب
حالا اگه می خوای یه خورده بسوزی بیا اینو بخون
ابراهیم در آتش
(هامون_خسرو شکیبایی)
و عکسی اختصاصی، بزرگان
موسیقی و سینما در کنار هم:استاد شجریان و استاد مهرجویی
چند تا نکته:.....
این آهنگه(ذلیل و بی چاره تر از من
نیست در کوی تو/خمیده شد پشت من از غم چون ابروی تو)خیلی قشنگه.
و آهنگ زیبای علیرضا افتخاری(تو با منی
اما من از خودم دورم )خیلی قشنگه و چه قدر موسیقی در فیلم های مهرجویی موثر
وزیباست.
دوستان در فیلم لیلا دقت کردید صدای
حسین برادر لیلا چه قدر خوبه؟؟؟رضا(علی مصفا)که جای خود دارد.
و رضا رشید پور به بازیگران بی پولی پیوست!!فقط با بهرام رادان و لیلا حاتمی
بازی نکرده بود که اونم قسمت شد!(روزنامه بانی فیلم)
و چقدر جالب که لیلا ورضا در مهرماه ازدواج کردند.من متولد ماه مهر هستم.
یه چیزی:باورتون میشه خسرو شکیبایی تو هامون 40سالش بود؟
فیلم سارا به کارگردانی داریوش مهرجویی و با بازی نیکی
کریمی ،امین تارخ و خسرو شکیبایی 23تیر ماه از شبکه 4، سینما اقتباس
امروز با
مطلبي درباره ي خانواده هاي مهرجويي از گاو تا سنتوري آپم.
شايد با
خوندن اين مطلب ها متوجه بشيد كه فيلم هاي مهرجويي تكرار خاطره است.
همه فيلم
هاي مهرجويي شبيه خاطره هامون است.يا حداقل دلمون رو خوش مي كند
كه در
همين شهر مهرجويي نفس مي كشد.
متاسفانه
يا خوش بختانه الان ديگه همه سنتوري
رو ديدند.كسي كه سال به سال سينما
نميره
حالا مي تونه سنتوري رو هزار بار
ببينه. پس فرق داره با كسي كه يك سال ونيم
منتظر سنتوريه.
ازتون مي
خوام اين مطلبا رو بخونيد و بگيد از كدوم فيلم مهرجويي خوشتون مي آد و
از كدوم
فيلم بدتون مي آد.
اگه سنتوري رو هم ديديد نظرتونو راجع به
فيلم,كارگرداني و بازي ها بنويسيد.
راستي يه
خبر:بهرام رادان به زودي با يكي از سايت ها درباره سنتوري گفت و گو
خواهد
كرد.
بغض تنهایی
لیلا در پی مراسم شله زرد
پزان با رضا دوست برادرش حسین آشنا می شود و از این آشنایی که بر بستر رابطه ای
خانوادگی ایجاد و آغاز شده است عشقی بین لیلا و رضا حادث و منجر به ازدواج أن دو مي شود.سالي بعد ليلا در روز تولدش در مي يابد كه نازاست و بحراني خانواده
كوچك ليلا را در بر مي گيرد كه رفته رفته پاي خانواده
هاي ديگر را نيز به ميان مي كشاند.نداشتن فرزند و تلاش براي داشتن آن,زندگي ليلا و رضا را عليرغمعاشقانه بودن به مرز فرو پاشي مي رساند و ليلا راهي جز ترك اين زندگي عاشفانه ندارد.اين رويكرد مهرجويي كه در فيلم هاي سارا,بانو و
حتي هامون نيز ديده مي شود,تاكيدي است مسلك مابانه كه
در شرايطي اين چنيني زن راه رهايي از وضعيت موجود و شرايطي را كه به آن مبتلا شده
است در ترك خانواده ببيند.
خلاصه داستان:
بعد از گذشت مدتي كوتاه از ازدواج ليلا و
رضا
آنها درمي يابند كه نمي نوانند صاحب فرزند
شوند.
عليرغم عشق وافر آنها به يكديگر رضا تحت
فشارهاي رواني
مادر و خواهران خود قرار مي گيرد.ليلا به
ازدواج مجدد
همسرش رضايت مي دهد و.....
مرور اجمالي عمده فيلم هاي سينماي مهرجويي
نشان مي دهد كه اساسا خانواده در آثار او شكننده,بحراني و به لحاظ روحي و رواني
ناامن تصوير شده است.علاقه افراطي مش حسن به گاوش كه تنها گاو روستا نيز هست و وابستگي و تعلق خاطر شديد او آن
چنان عمده و پررنگ نمايش داده مي شود كه تماشاگر تحت تاثير آن به دنبال فرزندان مش
حسن نيست و حتي سوالي در خصوص وجود و يا عدم وجودشان نيز به ذهن متبادر نمي شود.از
اين رو منظر خانواده كوچك مش حسن كه در او,همسر و گاوش خلاصه مي شود با مرگ گاو به فرو پاشي كامل مي انجامد.اقدام آقاي هالو نيز براي تشكيل خانواده با انتخاب دختري
تهراني, آن چنان به سرخوردگي مي انجامد.
استادان
مسلم بازيگري
سينماي
ايران
به همراه
كارگرداني همچون
داريوش
مهرجويي در فيلمي كه
هيچ وقت
كهنه نمي شود....
تقی پستچی نیز که به خاطر
مشکلات مالی به همراه همسرش در خانه نیت الله خان کار می کند،همسرش را تحت تهدید
امیال هوسرانانه برادرزاده او می بیند و از آنجایی که آدمی منفعل و عقیم معرفی شده
است آشفته تر می شود.او حقیرانه شاهد تجاوز به ناموسش شده و در اقدامی جنون آمیز
به قتلی دست می زند که بر بستر رابطه ای سرد و تجاوز به حریم خانواده صورت پذیرفته
است.
عباس آقا
سوپر گوشت در اجاره نشین ها بیوه مردی
است که با فرزند،مادر و خانواده برادرش در خانه ای در حال فروریزی زندگی می
کند.خانواده او به علت تفاوت های فرهنگی و موقعیت اجتماعی میان او و همسایگان و
برادرش نا آرام و دچار آشفتگی است.
سارا زن سنتی خانه دار پر
تلاشی که برای درمان بیماری همسرش بدون اطلاع او هزینه درمان را از شخص بی صلاحیتی
قرض می گیرد و فداکارانه می کوشد تا اقساط و بهره آن را سر موعد بپردازد،وقتی همسر
به ظاهر فهمیده آرام و خوش بر خوردش حقیقت ماجرا را در مي يابد نه تنها عمق و
كيفيت ايثار او را در نمي يابد بلكه تهمت هاي غير اخلاقي نيز به سارا روا مي دارد.
در بانو با همسري مواجه ايم كه خيانتكار است و به سفر هاي
طولاني مي رود. پس از مسافرت آخر او,بانو كه
تنهاست به كمك كرمعلي خان باغبان ملك مجاور و خانواده اش كه رانده و بي پناه شده
اند مي رود و انساندوستانه آنها را مي پذيرد.
اما رفته
رفته نگاه نامتوازن مهرجویی به خانواده به بروز مشخص فرد گرایی انجامید و از فیلم
هامون به بعد او علاوه بر تشریح مصور نابسامانی های اجتماعی و فرهنگی خانواده های
ایرانی،فردیت و در نهایت ترک مواهب و عزلت نشینی را به شرایط به ظاهر آرامو استقرار یافته ای که باور های کهن مردم در
تشکیل خانواده را معرفی می کند چیرگی داد.
مهشید و
هامون که به واسطه علایق فرهنگی و شبه روشنفکرانه شان رابطه عاطفی پیدا کرده و
عاشق هم می شوند.پس از ازدواج به سبب بروز تعارضات ناشی از اختلاف طبقاتی،فرهنگی و
اخلاقی در شرایطی قرار می گیرند که علایق مشترک و دلبستگی هایشان به هم کمرنگ شده
و تا متلاشی شدن خانواده کوچک سه نفره شان پیش می رود.مهشید که به قول دبیری،وکیل
هامون به بورژوازی فاسد پول پرست تعلق داشت به واسطه نوع تربیتشتنوع طلب،تجملاتی و از نظر تعلقات سرگردان و
دمدمی مزاج است.
علي سنتوري آيا غير از اين
بود كه مي خواست همين يادگار را بر فراز بي بقاي خاك بنشاند تا به زعم ايمان چون
كوهش ناپاك قلمداد نگردد.علي سنتوري آخرين شخصيت خلق شده توسط مهرجويي نيز به واسطه تعارض علايق و دغدغه هايش با
باور ها و اعتقادات خانواده اش عليرغم برخورداري از شمول مناسب خانواده,آن را ترك
مي گويد تا به دغدغه هايش بپردازد.
در اينجا
نيز چون هامون
و ليلا زندگي مشتركي با عشق آغاز مي شود,اما خانواده دو
نفره او همچون ديگر خانواده هاي آثار مهرجويي دوام نمي آورد و در اينجا نيز هانيه
همسرش اين حق را مي يابد تا علي را
كه از او چيزي جز فلاكت وحشتناك ناشي از فرديتي كه منجر به اعتياد و مثله شدن روح
و روانش شده,باقي نمانده است ترك كند.
او هنوز
هنر صدا, دست ها و عشقش را هرچند از دست رفته باشد دارد و هنوز با نگاهي عاشقانه
به جاي خالي هانيه در كنسرت آخر فيلم نگاه مي كند.
خوب
دوستان اميدوارم خوشتون اومده باشه
به اميد
موفقيت فيلمساز بزرگ كشورمان:داريوش مهرجويي
خاطره داشتن خیلی هم بد نیست حتی اگر گفته
باشند((بدا به حال مردمی که رویا ندارند خاطره دارند))برای بچه های نسل انقلاب و
جنگ آنها که با لیلا جوان شدند و در سنتوری مردمان روزگارشان همین خاطره ها برای
بهانه زندگی است و نوستالژی های زود هنگام تصور انچه که می شد رخ دهد و نداد.
سینما عصر جدید هنوز هم با سردر لیلایش یکی از عکس
های پاک نشدنی ذهن مان است.وقتی سنتوری در جشنواره فجر سال گذشته به نمایش درآمد
فارغ از دوست داشتن و دوست نداشتن فیلم،علی و هانیه بدجوری یادآور رضا و لیلا
بود.عشق میانشان هر چند بعد تر هر کدام سوی متفاوتی می رود ولی در تولد این
عشق،خاطره لیلا را باز زنده کرد.راستی لیلا باران
دختررضا هیچ وقت بزرگ شد؟
منبع:مجله نسیم
چهارشنبه نوزدهم دی 1386>
|
چهاردهه حضور درخشان در سطح اول سینمای ایران داریوش مهرجویی را به یکی از فیلمسازان شاخص این سینما بدل کرده است.سینمای جدی ایران با مهرجویی و گاوش آغاز می شود.فیلمسازی که در طول دوره های مختلف تاریخی،موفق شده آثار درجه یکی بسازد که اغلب آنها یک اتفاق مهم در سینمای ایران محسوب شده اند.با مهرجویی سینمای جدی ایران آغاز شد.با او چهره ی سینمای ایران به جهانیان معرفی شد و با او بود که مفاهیم روشنفکرانه از سوی طیف گسترده مخاطب مورد پذیرش قرار گرفت.
*** این وبلاگ تنها ، وبلاگی است برای خبررسانی از داریوش مهرجویی و شخص آقای مهرجویی هیچ گونه دخالت و نظارتی ندارد.