امروز هفت فروردین سال 1388است.میگن تولده عمو خسرو
امروزه .راست میگن؟تولدت مبارک عمو.یادش بخیرسال پیش این موقع.اما
حالا...بگذریم...
دلمون خیلی برات تنگ شده ها،میدونستی؟دیگه چه فایده
داره که بگیم چه حیف شد.چی میشد اگه همه چی اون جور که تو میخواستی میشد؟نه واقعا
چی میشد؟یادته؟یادته وقتی تو ماشین نشسته بودی و برات آهنگ سنتوری رو گذاشتن؟اون
روز خیلی حالت خوب بود.اما بعد از شنیدن آهنگ چی گفتی؟وقتی که خوند هیشکی نمی فهمه
چه حالی دارم تو با بغض گفتی این آهنگ،عین زندگیه منه.نه تو اشتباه کردی. ندیده
بودی چه جمعیتی اون روز برای خداحافظی با تو اومده بودن.تو فکر میکردی تنها
هستی.اما بودی؟با اون همه جمعیت کی دیگه میتونه تنها باشه؟
دیدی مردم چقدر تو رو دوست داشتن؟تهران برایت مجلس
ختم گرفت و ایران برایت سیاه پوش شد.
به قول یک خبرنگار ما مطمئنیم که اگر اون روز تو
اتاقت تو بیمارستان پارسیان دوربینی بود و یک نفر صدا میزد صدای دوربین است خسرو
بلند شد تو الان پیش ما بودی.
میشنوی؟صدای دوربین است خسرو بلند شو
عکسی چهارنفره :ببینید از میان این جمع دو نفر آن ها درمیان ما نیستند روحشان شاد
جمعه هفتم فروردین 1388>
|
چهاردهه حضور درخشان در سطح اول سینمای ایران داریوش مهرجویی را به یکی از فیلمسازان شاخص این سینما بدل کرده است.سینمای جدی ایران با مهرجویی و گاوش آغاز می شود.فیلمسازی که در طول دوره های مختلف تاریخی،موفق شده آثار درجه یکی بسازد که اغلب آنها یک اتفاق مهم در سینمای ایران محسوب شده اند.با مهرجویی سینمای جدی ایران آغاز شد.با او چهره ی سینمای ایران به جهانیان معرفی شد و با او بود که مفاهیم روشنفکرانه از سوی طیف گسترده مخاطب مورد پذیرش قرار گرفت.
*** این وبلاگ تنها ، وبلاگی است برای خبررسانی از داریوش مهرجویی و شخص آقای مهرجویی هیچ گونه دخالت و نظارتی ندارد.